1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

تکرار تاریخ!

شروع موضوع توسط arvia در ‏6 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    مثل همشه و هر روز مسیر بین مدرسه تا خانه را در حال پیاده روی بودم که دیدم جماعتی عظیم جمع شده اند...فکر کردم حتما تصادفی چیزی شده جلو رفتم ...
    ولی صدای اربده می آمد!
    با خودم گفتم حتما دعوا شده ...
    باز جلوتر رفتم ولی وقتی جمعیت را شکافتم تا ببینم چه خبر شده دیدم معرکه است.
    مردی به خود زنجیر بسته بود و دیگری رجز می خواند و مردم را به دادن جایزه به او برای پاره کردن زنجیر تشویق می کرد .
    بعد از آن چند سکه از کیسه اش در آورد و گفت اینها مال حرم حضرت ابوالفضله شفا میده دونه ای پنج هزار تومن هر کی بخره اجرش با حضرت ابوالفضل ایشالا حاجتش روا میشه .
    شماره اش را هم می داد و می گفت فقط وقتی حاجتتون رو گرفتید منو فرامو نکنید حتما به من بگید که خوشحال میشم!
    بعد از آن شروع کرد به قسم دادن مردم به امام حسین و اینکه هدیه بدین تا مهمونی که براتون آوردم و تو این قفسه بیاد بیرون ...
    لحظه به لحظه تعجبم بیشتر از قبل می شد ...
    بعد از چند دقیقه قسم دادن به امام حسین و حضرت ابوالفضل و ... در قفس رو باز کرد و یه میمون ازش اومد بیرون مرد واسه مه دعا کرد و گفت ایشالا هر مشکلی دارید امام حسین گره از کارتون باز کنه!
    با میمونش کمی بازی کرد ، مردم را خنداند و رفت !
    یادم به یزید افتاد ... در تاریخ هست که میمون باز بوده!
    و بعد یادم به مردمی افتاد که امام حسین و حرف هایش را رها کردند و دل به یک میمون باز سپردند و سرگرم دنیا شدند...
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.