1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آزادی ، برابری و برادری

شروع موضوع توسط arvia در ‏6 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    از ترس صدای قدمهای مرد مزاحمی که در تاریکی شب پشت سرش با صدای باران مخلوط شده بود شروع به تند راه رفتن کرد . به کوچه که رسید صورت زخمی و کبودش را زیر چادر کشید . داخل خانه صدای مرد مثل همیشه بلند و طلبکار تو گوشش زنگ زد :
    ـ اومدی ؟ میدونستم برمیگردی . اصلن قهر میکنی میری خونه ننت که چی بشه . من اگه میزنم ، طوری میزنم که جاش نمیمونه . خر که نیستم . شوهر اگه محکم بزنه جاش بمونه باید بره دیه بده . پدر و برادر اگه بزنن ، جاشم بمونه خیالی نیست . اون یارو چی میگفت تو تیلیویزون … اولیای دم . اونا اگه بزنن جاش بمونه عیب نداره . چون مال خودشونه . مال خودشون بیخ ریششون مونده بود که انداختنت به من فلکزده . بعد میگن فلانی تا شلوارش دو تا شد رفت یه زن دیگه گرفت . بابات با اون برادرت از خودم جنس میگیرن . معلومه که طرف منن .
    زن که از روده درازی شوهرش فهمیده بود نشئه است خیالش کمی آسوده شد . اشکهایش را با روسری پاک کرد . با اینکه دل خوشی از برادرش نداشت با بغض گفت :
    ـ برادر اگه گوشت آدمو بخوره استخوناشو دور نمیریزه .
    پس از اندکی سکوت صدای مرد دوباره بلند شد :
    ـ استخون کیلو چنده . جلو سگ پرت کنی ازت قهر میکنه . تو همیشه بین من و برادرت فرق میذاری . کتکتم که بزنه بازم میگی اون از من بهتره .
    زن که اشکش خشک شده بود جواب داد :
    ـ تو و برادرم پیش من برابرین .
    با کمی مکث و صدایی بلندتر ادامه داد :
    ـ من از جفتتون متنفرم .
    مرد خنده کوتاهی کرد و گفت :
    ـ تو آزادی از هر کی دلت میخواد متنفر باشی .
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.