1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان کوتاه : حسرت

شروع موضوع توسط arvia در ‏6 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    این بار نگاهش را به پنجره دوخت تا برای یک بار هم که شده آن چشمان نافذ،که برق آن همیشه از قاب پنجره به اتاقش می تابد و اتاقش را نورانی می کند ببیند اما هر چه منتظر ماند چیزی ندید‌،نگاهی ندید.
    تعجب کرده بود! چه طور ممکن است؟! او همیشه پشت پنجره منتظربود! باران به شدت می بارید و او امیدوار بود تا در این روز قشنگ و بارانی برق چشمان او
    وجودش را نورانی کند اما ناگاه دید دستانی قاب عکسش را بر روی دیوار دقیقا روبروی پنجره ای که پاتوق نگاهش بود کوبید وحسرت یک بار دیدن او به دلش ماند! اما نه، آن چشمها حتی از چارچوب قاب هم همچنان نافذ و گیرا بودند.همچنان می درخشیدند. همچنان در انتظار نگاهی مهربان! اما دیگر دیر بود.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.