1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

++جغد++

شروع موضوع توسط arvia در ‏7 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    روزی جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود و زندگی را تماشا میکرد. رفتن و رد پای آن را و آدم هایی رو می دید که به سنگ و ستون ، در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند ، ستون ها فرو می ریزند ، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاج های شکسته ، غرورهای تکه پاره شده را لابه لای خاکروبه های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداریش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدم ها با این آواز کمی بلرزد.روزی کبوتری از آن حوالی رد می‌شد ، آواز جغد را که شنید ، گفت : « بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می‌کنی. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد ، چیزی نداری.»قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند. سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت : « آواز‌‌خوان کنگره‌های خاکی من ! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.»جغد گفت : « خدایا ! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.» خدا گفت : « آوازهای تو بوی دل کندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای ! و آن که می‌بیند و می‌اندیشد ، به هیچ چیز دل نمی‌بندد ؛ دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ»جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره‌های دنیا می‌خواند و آن * که می‌فهمد ، می‌داند آواز او پیغام خداست که می‌گوید :
    « آن چه نپاید ، دلبستگی را نشاید.»
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.