1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

خاطرات حنجره

شروع موضوع توسط arvia در ‏7 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    چند سال پیش رفته بودم مشهد
    نمیدونمچطور شد رفتم چون اصلا قرار نبود موقع امتحانات بود خالم اینا یه گوپه دربستی گرفته بودن
    به من گفتن امتحانات کی تموم میشه گفتم 11 گفتن خوبه بلیط برای 13 گفتم باشه
    اون موقع هم معتقد بودم اما احساس خاصی به امام رضا نداشتم
    اما وقتی از تو قطار چشم به گنبد افتاد نا خود آگاه یه قطره از گوشه چشم اومد پایین
    8-9 روزی اونجا بودیم هر روز من میرفتم پای ضریح البته تا 2متریش میرفتم و سلام میکردم و میومدم
    یه روز نشد که برم و فقط رفتم امانتداری تا پولی رو گذاشته بودم بردارم اخه داشتیم میرفتیم برای خرید
    پولو گرفتم و وقتی داشتم از حرم خارج میشدم چشم افتاد به یه بنده خدای نابینا که چیزی نمونده بود بخوره به دیوار دستشو گرفتم گفتم کجا میری ببرمت؟
    باورتون نمیشه گفت میخام برم کنار ضریح
    با خودم گفتم ببین یه بار هم که من نیومدم خودش اوردم پای ضریحش
    خداییش خیلی مهربونه امام رضا
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.