1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد

شروع موضوع توسط arvia در ‏8 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    روزی لیلی از علاقه شدید مجنون به او و اشتیاق بیش از پیش دیدار او با خبر شد

    پس نامه ای به او نوشت و گفت

    “اگر علاقه مندی که منو ببینی ، نیمه شب کنار باغی که همیشه از اونجا گذر میکنم باش”

    مجنون که شیفته دیدار لیلی بود چندین ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست .

    نیمه شب لیلی اومد و وقتی اونو تو خواب عمیق دید …

    از کیسه ای که به همراه داشت چند مشت گردو برداشت و کنار مجنون گذاشت و رفت

    مجنون وقتی چشم باز کرد ، خورشید طلوع کرده بود آهی کشید و گفت :

    “ای دل غافل یار آمد و ما در خواب بودیم . افسرده و پریشون به شهر برگشت”

    در راه ، یکی از دوستانش اونو دید و پرسید : چرا اینقدر ناراحتی؟!

    و وقتی جریان را از مجنون شنید با خوشحالی گفت : این که عالیه !

    آخه نشونه اینه که ،لیلی به دو دلیل تو رو خیلی دوست داره !

    دلیل اول اینکه : خواب بودی و بیدارت نکرده!

    و به طور حتم به خودش گفته : اون عزیز دل من ، که تو خواب نازه پس چرا بیدارش کنم؟!

    و دلیل دوم اینکه : وقتی بیدار می شدی ، گرسنه بودی و لیلی طاقت این رو نداشت

    پس برات گردوگذاشته تا بشکنی و بخوری !

    مجنون سری تکان داد و گفت : نه ! اون می خواسته بگه :

    تو عاشق نیستی ! اگه عاشق بودی که خوابت نمی برد !

    تو رو چه به عاشقی؟ بهتره بری گردو بازی کنی!

    چگونگی و کیفیت افراد ، وقایع و یا سخنان دیگران

    به تفسیر ی است که ما ، از آنها می کنیم ، و چه بسا که حقیقت ، غیر ازتفسیر ماست .

    قضاوت همیشه آسانست ، اما حقیقت در پشت زبان وقایع نهفته است .
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.