1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

گرهــــت را باز کن !

شروع موضوع توسط arvia در ‏8 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا
    اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود
    پس کیسه ی شرارتش را گشود و محکم ترین ریسمانش را به در کشید . ریسمان
    نا امیدی را دور زندگی دختر پیچید، دور قلب و استواری و دعاهایش
    نا امیدی پیله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی
    خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند، اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد.
    دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت: نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
    شیطان می خندید ودور کلاف نا امیدی می چرخید. شیطان بود که می گفت:
    نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
    خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند
    پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پیله ای.
    اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید ، پس انسان نیز می تواند
    خدا گفت : نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را
    دختر نخستین گره را باز کرد .......
    و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی
    هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد ، شیطان مدت ها بود که گریخته بود
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.