1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

بیسکوییت

شروع موضوع توسط arvia در ‏8 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    یك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.

    چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود ، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت كتابی خریداری كند. او یك بسته بیسكویت نیز خرید.

    او بر روی یك صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب كرد.

    در كنار او یك بسته بیسكویت بود و در كنارش مردی نشسته بود و داشت روزنامه می خواند.

    وقتی كه او نخستین بیسكویت را به دهان گذاشت ، متوجه شد كه مرد هم یك بیسكویت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.

    پیش خود فكر كرد: «بهتر است ناراحت نشوم ، شاید اشتباه كرده باشد.»

    ولی این ماجرا تكرار شد. هر بار كه او یك بیسكویت برمی داشت ، آن مرد هم همین كار را می كرد. این كار او را حسابی عصبانی كرده بود ولی نمی خواست واكنش نشان دهد.

    وقتی كه تنها یك بیسکوییت باقی مانده بود ، پیش خود فكر كرد:

    «حالا ببینم این مرد بی ادب چه كار خواهد كرد؟»

    مرد آخرین بیسكویت را نصف كرد و نصفش را خورد.

    این دیگه خیلی پررویی می خواست!

    او حسابی عصبانی شده بود.

    در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن كتابش را بست ، چیزهایش را جمع و جور كرد و با نگاه تندی كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

    وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست ، دستش را داخل ساكش كرد تا عینكش را داخل ساكش قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب دید كه جعبه بیسكویتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده!

    خیلی شرمنده شد!!

    از خودش

    بدش آمد . . .

    یادش رفته بود كه

    بیسكویتی كه خریده بود را داخل ساكش گذاشته بود.

    آن مرد بیسكویتهایش را با او تقسیم كرده بود ، بدون آنكه عصبانی و برآشفته شده باشد
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.