1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

بخت بیدار !!!

شروع موضوع توسط arvia در ‏8 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    روزي روزگاري نه در زمان هاي دور كه در همين حوالي مردي زندگي مي كرد كه هميشه از زندگي خود گله مند بود و ادعا ميكرد " بخت با من يار نيست " و تا وقتي بخت من خواب است زندگي من بهتر نمي شود.
    پير خردمندي وي را پند داد تا براي بيدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگري توانا برود .
    او رفت و رفت تا در جنگلي سرسبز به گرگي رسيد. گرگ پرسيد: " اي مرد كجا مي روي " ؟
    مرد جواب داد: " مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند ، زيرا او جادوگري بس تواناست! "
    گرگ گفت : " ميشود از او بپرسي كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهاي وحشتناك مي شوم ؟ "
    مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
    او رفت و رفت تا به مزرعه اي رسيد وسيع كه دهقاناني بسيار در آن سخت كار مي كردند .
    يكي از كشاورزها جلو آمد و گفت : " اي مرد كجا مي روي ؟ "
    مرد جواب داد: " مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند ، زيرا او جادوگري بس تواناست! "
    كشاورز گفت : " مي شود از او بپرسي كه چرا پدرم وصيت كرده است من اين زمين را از دست ندهم زيرا ثروتي بسيار در انتظارم خواهد بود، در صورتي كه در اين زمين هيچ گياهي رشد نمي كند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگي و بدهكاري است ؟ "
    مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
    او رفت و رفت تا به شهري رسيد كه مردم آن همگي در هيئت نظاميان بودند و گويا هميشه آماده براي جنگ.
    شاه آن شهر او را خواست و پرسيد : " اي مرد به كجا مي روي ؟ "
    مرد جواب داد: " مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند ، زيرا او جادوگري بس تواناست! "
    شاه گفت : " آيا مي شود از او بپرسي كه چرا من هميشه در وحشت دشمنان بسر مي برم و ترس از دست دادن تاج و تخت دارم ، با ثروت بسيار و سربازان شجاع تاكنون در هيچ جنگي پيروز نگرديده ام ؟ "
    مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.

    پس از راهپيمايي بسيار بالاخره جادوگري را كه در پي اش راه ها پيموده بود را يافت و ماجراهاي سفر را برايش تعريف كرد.
    جادوگر بر چهره مرد مدتي نگريست سپس رازها را با وي درميان گذاشت و گفت : " از امروز بخت تو بيدار شده است از آن لذت ببر! "
    و مرد با بختي بيدار باز گشت...

    ...
    به شاه شهر نظاميان گفت : " تو رازي داري كه وحشت برملا شدنش آزارت مي دهد، با مردم خود يك رنگ نبوده اي ، در هيچ جنگي شركت نمي كني ، از جنگيدن هيچ نمي داني ، زيرا تو يك زن هستي و چون مردم تو زنان را به پادشاهي نمي شناسند ، ترس از دست دادن قدرت تو را مي آزارد .
    و اما چاره كار تو ازدواج است ، تو بايد با مردي ازدواج كني تا تو را غمخوار باشد و همراز ، مردي كه در جنگ ها فرماندهي كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد "
    شاه انديشيد و سپس گفت : " حالا كه تو راز مرا و نياز مرا دانستي با من ازدواج كن تا با هم كشوري آباد بسازيم ".
    مرد خنده اي كرد و گفت : " بخت من تازه بيدار شده است ، نمي توانم خود را اسير تو نمايم ، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم ، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است! "
    و رفت...
    ...
    به دهقان گفت : " وصيت پدرت درست بوده است ، شما بايد در زير زمين بدنبال ثروت باشي نه بر روي آن ، در زير اين زمين گنجي نهفته است ، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زيست " .
    كشاورز گفت: " پس اگر چنين است تو را هم از اين گنج نصيبي است ، بيا باهم شريك شويم كه نصف اين گنج از آن تو مي باشد."
    مرد خنده اي كرد و گفت : " بخت من تازه بيدار شده است ، نمي توانم خود را اسير گنج نمايم ، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم ، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است! "
    و رفت...
    سپس به گرگ رسيد و تمام ماجرا را از جمله ماجرای پادشاه و دهقان و پیشنهاد هایشان رابرايش تعريف كرد و سپس گفت: " سردردهاي تو از يكنواختي خوراك است اگر بتواني مغز يك انسان كودن و تهي مغز را بخوري ديگر سر درد نخواهي داشت !! "
    شما اگر جاي گرگ بوديد چكار مي كرديد ؟
    گرگ هم همان كاري را كرد كه شما مي كرديد ، مرد بيدار بخت قصه ي ما را دريد و مغز او را خورد

     

    موضوعات مشابه

  2. raha 1

    raha 1 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 فوریه 2013
    ارسال ها:
    558
    تشکر شده:
    397
    جنسیت:
    زن
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.