1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان کوتاه : لیلی، تشنه تر شد

شروع موضوع توسط arvia در ‏11 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است. زیادی تند است.
    خاکستر لیلی هم دارد می سوزد، امانتی ات را پس می گیری؟
    خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس می گیرم.
    لیلی گفت: کاش مادر می شدم، مجنون بچه اش را بغل می کرد.
    خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن؛ تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه می سوزی.
    لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد، ساده، بی تاب، بی تب.
    خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من می میری...
    لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است، مرگ من، مرگ مجنون،
    پایان قصه ام را عوض می کنی؟

    خدا گفت: پایان قصه ات اشک است. اشک دریاست؛
    دریا تشنگی است و من آبم، تشنگی و آب. پایانی از این قشنگتر بلدی؟
    لیلی گریه کرد. لیلی تشنه تر شد.
    خدا خندید
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.