1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

بیوگرافی ژول ورن / و معرفی آثارش

شروع موضوع توسط arvia در ‏13 آگوست 2013 در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    بیوگرافی ژول ورن و معرفی آثار ژول ورن
    ژول ورن در تاریخ ۸ فوریه ۱۸۲۸ به دنیا آمد . او بزرگترین نویسنده ای است که سبک نگارش داستانهای علمی وتخیلی را پایه گذاری کرد و نخستین کسی بود که کوشید مرزهای تصنعی بین ادبیات وعلوم را از میان برداردو بسیاری از کشفیات واختراعات که در کتابهایش از آنها سخن می راند،چند دهه بعد از مرگ وی به نحو شگفت آوری به تحقق پیوست . در دو دهه اخیر قسمت جالبی از آثاز ژول ورن به زبان فارسی ترجمه شده و مورد توجه خوانندگان قرار کرفته است . بسیاری از داستانهای جالب و خواندنی او به صورت فیلمهای سینمایی وتلویزیونی و کارتون در آمده و هم وطنان این فرصت را یافته اند که ضمن سرگرم شدن هرچه بیشتر با آثار ااین نویسنده بزرگ آشنا شوند .

    پدرش پیر یک وکیل دادگستری مقیم شهر نانت بود ومادرش سوفی آلوت دو لانام داشت . ژول ورن یک برادر به نام پل وسه خوهر آنا ،ماتید و ماری داشت. ژول ورن نکته سنجی و هوشمندی را از خوانواده پدر و قوه تخیل و تصور دل انگیز و تا اندازه ای پرآشوب را از خوانوده مادر به ارث برد . بین پنج وشش سالگی زول ورن به مدرسه ای می رفت که خانمی به نام مادام سانی ،بیوه یک ناخدا آنرا اداره می کرد. دسالگیر نه به مدرسه مذهبی دوناتیان در شهر نانت سپرده شد واسناد و مدارک نشان می دهد که و یدر مدسه دانش آموزی ممتاز بوده است .د رتابستان ۱۸۳۹ زمانی که پسر یازده سال ونیمه بود فلو رزنان در بندرگاه شنید که یک کشتی سه دکله اقیانوس به نام کوراغ بی قرار است خبر بر هند شرقی شود . ژول ورن تصمیم گرفت به جای پسرک مستخدم کشتی سوار بر کورآبی شود خبر هند شرقی برود و برای دختر عمو یش کارو لین گردنبندی از مرجان بیاورد . ژول ورن از همان دوران کودکی به این دختر عمویش علاقه خاصی داشت پبی به موقع از نقشه ژول ورن آگاه شد و او را به خانه بازگرداند ژول ورن به مادش قول داد که خبر در عالم تخیل سفر نکند. کارولین دوشیزه ای زیبا و مقبول بود و خواستگاران فراوانی داشت و وقتی با جوانی به نام وزانی ازدواج کرد،ژول ورن سخت دلشکسته شد و در آینده در دو ماجرای عشقی دیگر نیز شکست خورد . در سال ۱۸۴۶ در شهر نانت به تحصیل در رشته حقوق پرداخت و پس آن پدش تصمیم گرفتاو را به پاریس مزرعه بزرگی او به نام رزانی شارئول ائزام دارد. در پاریس در امتحانات سال اول رشته حقوق شرکت کردو قبول شد. تقریبا از سال ۱۸۴۷ شروع به نگارش کرد. ابتدا نمایش نامه هایی برای تواتر می نوشت . نخستین کوشش های او با موفقیت چندانی مواجه نبود تا اینکه با ژول هنری و ناشر و نویسنده جمهوری خواه پرشور آشنا شد و این آشنایی موجب شد تا استعداد و نبوغ خود را کشف کند و با آمیختن واقعیت و تخیل به خلق آثار جاودانی چون بیست هزار فرسنگ زیر دریا سفر به مرکز زمین دور دنیا در ۸۰ روز بزند. اندک زمانی پس از ورود به پاریس ،عمویش شاتوبورگ او را به یکی از دوستان قدیمی سوفی ،مادرش به نام مادام باور معرفی کرد. این خانم فریان نویسندگان وهنر منران بود . در خانه مادام باور با شوالیه وارپالیتینی که در کف بینی تخصص داشت و از دوستان الکساندر و مای پدر بود آشنا شد . وارپارینتی ژول ورن را به نویسنده سه تفنگدار معرفی کرد و از ایت طریق وی به جرگه نویسندگانی پیوست که بر الکساندر و ما و درش جمع می شدند . زمانی که ژول ورن با الکساندر مای پدر آشنا شد ،این نویسنده چهل وهفت سال داشت و از ال ۱۸۴۶ مدیر منتقد یک تئاتر بود که در ۲۰ فوریه ۱۸۴۷ به نام تئاتر بود که در ۲۰ فوریه ۱۸۴۷ به نام تئاتر که در ۲۰ فوریه به نام تئاتر هیستوریک گشایش یافته بود.ژول ورن نمایشنامه های متعددی نوشت که در این تئاتر به روی صحنه آمدند. از آنجایی که نمی توانست تنها از طریق نمایشنامه نویس امرار معاش کند ،در یک دفتر مشاوره حقوقی با حقوق پنجاه فرانک د رماه استخدام شد ولی پس از مدتی آن را رها کرد زیرا وقتی برای نویسندگب برایش نمی ماند .

    [​IMG]
    سپس کاری در بانک بدست آورد ولی از آن هم خسته شد و تصمیم گرفت از طریق تدریس خصوصی به دانشجویان رشته حقوق در آمدی حاصل کند پدرش از او می خواست به نانت برود و اداره دفتر وکالت پدرش را بر عهده بگیرد. ولی ژول ورن در جریان سفری به نانت پدرش را متقاعد ساخت که به هیچ قیمتی حاضر نیست شغل او را دنبال کند و در نتیجه پدرش با اندوه ناشی از برباد رفتن نقشه وآرزو هایش د رتاریخ ۱۹ آوریل ۱۸۴۵ ،دفتر وکالتی را که در اداره ومعتبر ساختن آن سالیان دراز وقت و نیرو صرف کرده بود و به شخص دیگری واگذار کرد . وقی ژول ورن به پاریس بازگشت کوشد از کار خود در تئاتر کناره گی ری کند زیرا متو جه شده بود که وظایفش در تئاتر برای او فرصتی باقی نمی گذارد تا به کارهای دل خواهش برسد ولی با کنره گیری او موافقت نشد . از سویی کارهای وی در زمینه نمایش نامه نویسی از درخشش چندانی برخوردار نبود و با این کار اودر حقیقت وقت و نیروی خودرا بیهوده تلف می کرد . در حقیقت استعداد واقعی وی در زمینه داستان نویسی بود او باید تمام استعدادهای خودرادر این زمینه به کار می بست. پیتر شواله که روز نامخ نگار و سردبیر مجله موزه خانواده ها بود رمان نخستین ملوان نیروی دریایی مکزیک را در سال ۱۳۵۲ در مجله خود منتشر کردو این شخص ژول ورن را به چند نفر ار سر شناسان زمان از جمله ژاک آراگوه برد در ستاره شناس معروف فرانسواآراگو معرفی کرد. ژاک ارگوه سیا کهنه کار و ور زیده بود . معادن طلای ساکرمانتو در ایالت کالیفرنیا رفته بود و در سال ۱۸۵۵ در ۵۶ سالگی عازم کشف نقط نا شناخته برزیل شد که در هماجا مد رود گفت . ولی ژول ورن رفت و آمد خود را با براد ر وی فرانسوا آراگو قطع نکرد . در انن زمان جمعی از دانشمندان و جغرافی دانان و سیاهان در خانه ژاک آراگو گرد می آمدند و ژول ورن در مباحث آنها شرکت می کرد و همین موضوع نتیجه وعلاقه او را به علوم برانگیخت . در آن زمان بیست و دو سال بیشتر نداشت . ولی به نظر می آمد که این دوره از زندگی در تعیین حرفه وی و آینده اش نقطه عطفی محسوب می شد . در این دوران ژول ورن داستانهای گارالن پورا می خواند. شار بخشی از آثار پورا به فرانسه ترجمه کرده است.ژول ورن در نتیجه خواندن آثار ارگالن پو متوجه شد کخ از آمیزه فانتزی و تخیل و با تعقل ومنطق چه نتیجه شگرفی می توان به دست آورد . استفاده از علوم در آثار ورن برای نخستین بار در داستانهای استاد زاخارایی یا ساعتی که روح خود را ازدست داده است ظاهر شد. تا سال ۱۸۵۶ هنوز ازدواج نکرده بود و در این موقع بیش از هر زمان دیگر نیاز به مصاحبی غمخوارو با عوطف را با همه وجودش احساس کرد . از آن گذشته رویاهایی که به صورت یک نوجوان شهرستانی جویای نام برای فتح هرچه زودتر پاریس به سر میبرد با نا امیدی و شکست مواجه گشته بود . از همه بدتر بیمار بود و حضور زنی در کنار بسترش می توانست بسیار سودمند وشفابخش باشد . در اوایل ماه مه ۱۸۵۶ به شهر آمین رفت تا به عنوان ساقدوش یکی از همشاگردیهای دوران دانشکده در مراسم ازد.واج او حضور یابد که لا هوتورین خواهر بیوه عروس که دو فرزند داشت آشنا شد . این زن جوان زیبا بیستوشش ساله از شوهر نخستین خود دو دوختر خردسال به نامهای والتین و سوزان داشت ولی این موضوع برای ژول ورن اصلا اهمیتی نداشت و سر انجام در دهم ژانویه ۱۸۵۷ با او ازدواج کرد. زوج جوان همانطور که نظر داشتند در پاریس اقامت گزیدند و ظرف چند سال به تدریج که وضع مالی ژول ورن رو به بهبودی می گذاشت این خانواده پنج بار منزلشان را تغییر دادند و هر بار به خانه بهتری می رفتند. ژول ورن در آوریل سال ۱۸۴۶ مقاله ای درباره ادگار آلن پو در مجله موزه خانواده ها منتشر می کند. از خوانن این مقاله برای ماروشن می شود که ژول ورن از ادگارالن پو چه آموخت و چه تاثیری پذیرفت :ابداع در موقعیت ها و صحنه ها و تشریح دقیق آن واقعیات انتخاب موضوع ها و چیز هایی نظیر آن ولی قهرمان وشخصیت های داستانهای ژول ورن هیچگاه نا سالم وعصبی مزاج نیستند . ژول ورن در آثار خود از شیوه محض تخیل آن سان که در آثار ادگار الن پو دیده می شود پیروی نمیکرد بلکه از روش فرضیه پردازی سود می برد و تاثیر نیروی این روش تا بدان اندازه بود که اشتباهات ژول ورن به مراتب از واقعیاتی که اساس و پایه فرضیات وی را تشکیل می دادند فراتر رفت و به مرحله پیشگویهای بدیع و حیرت آور رسید. ژول ورن با قدرت اعجاب آوری واقعیات علمی را بخیل داستان سرایی می پردازد ،بدون آنکه هیچگاه جانب اعتدال را از دست بدهد با شرح جرئیات هر واقعه در هر محل وث می شد جو ی آمیخته با تهدید و اسرار بیافریند که اعصاب خواننده را پیوسته تحت تاثیر بیم وامید و کنجکاوی و شوق دانستن آنچه بعدا پیش می آید ،نگاه دارد ژول ورن با وضوح وچیره دستی هرچه تمام تر احساسات هیجان آور و دلهره انگیز را در وجود خواننده بر می انگیزد و صحنه آمیخته با خشونت و اعمال بسیار تخیلی و محیر العقول را به مناظر و رویدادهای رویایی و آرامش بخش یک در میان جایگزینی می کند تا خواننده بتواند اندکی سا و بار دیگر به پیشتاز صحنه ای پرهیجان و اضطراب آور برود .

    [​IMG]
    قهرمان داستانهایش آدماهی کاملا زند وملموس هستند و دنیایی که در آن زندگی می کنند واقعی است دنیای ژول ورن دنیای ارواح نیست بلکه دنیایی است که همه در آن زندگی می کنند ،دنیای زنده ها و جانداران است در واقع در سراسر آثار ژول ورن تنها سه اثر می یابیم که می توانیم آنهرا با مسیر وسفری در دنیای اسرار آمیز بیابیم :سفر به مرکز زمین،کشتی شانسولر ،یک ماجرای اسرار آمیز دقطب جنوب . زنانی که ژول ورن در داستانهایش تصویر می کند همیشه مهربان و شجاع هستند و در بسیاری موارد نقش آنان الهام بخش وتشویق قهرمانان مرد به انجام کارهای مخاطره آمیز است . وقتی کا ربدانی می رسد که زنان در یک آثار ژول ورن نقشی اساسی و مستقیم در ایجاد ماجراها داشته باشند ،اینگونه زنان موجوداتی باهوش ،پرهیجان و فعال تصویر می شوند . زنان داستانهای ژول ورن از زمره قهرمانان زنی که ما عادت کرده ایم در داستانها بیابیم نیستند این زنان به نظر نمیرسند از نوع بشر باشند زیرا دشواریها و مسائل مربئط به روابط جنسی وجود ندارد . ژول ورن در جواب نا مه ای به ژول هزل می نویسد من در بیان احساسات عاشقانه خیلی ناشی و خام هستم . از اینکه کلمه عشق را روی کاغذ بنویسم هراس دارم. تو از من می خواهی هر از گاهی چند کلمه درباره احساس و عاطفه و عشق بر زبان قهرمانانم جاری سازم. ولی چه می شود کرد که چنین سخنانی بر زبان قهرمانان من نمی آید. زول ورن هیچگاه با این فکر مخالف نبود که در حین اشتغال به نگارش یک داستان در صورتیکه اندیشه بکر و بدیع به خاطرش خطور کند که بتواند در کتاب دیگری به کار آید ،کار نگارش داستان نخستین را رها کند و به داستان جدید روی آورد . در مورد کتاب کشتی شانسور به دوستش می نویسد وقتی به دیدار مجدد تو موفق شدم دو جلد داستان آماده شده در اختیارت خواهم گذاشت یکی از این دو جلد داستانی را که برایت خواهم آورد و منبه وحشتناکی واقع بینانه است. عنوان این داستان را کشتی شانسلور نهاده ام به گمان خودم از نظر محتوای صحنه های دلهره آور از داستان غرق شدن کشتی مرفور هم جالب تر و تکان دهنده تر است . و از آن هم مهمتر اینکه اگر اشتباه نکرده باشم ،جملگی این صحنه های دلهره آور بسیار واقعی می نماید . این کتاب در سال۱۸۷۵ منتشر گردید. ژول ورن تنها یک فرزند به نام میشل داشت . میشل پسری نا فرمان و ولخرج بود و ژول ورن از جانب او بسیار نگران بود. وقتی که هم میشل جوانی بالغ شد هرگز با پدر خود روابط خوبی نداشت . احتمالا انگیزه ژول ورن برای نگارش داستان کرامان لجباز ،پسرش میشل بوده است. وضع سلامت مزاج ژول ورن روز به روز به وخامت می گرایید . درد ناشی از انبساط معده و رماتیسم و سر گیجه و یروز به روز بشتر میشد . در اواسط ماه مارس ۱۹۰۵ به سختی بیمار و بستری شد . ظاهرا از بیماری قند بسیار رنج می برد و سر اجام د رساعت ۸ بامداد روز ۲۴ مار س۱۹۰۵ در هفتاده هشت سالگی جهان را به درود گفت هو نورتن پنج سال بعد از مرگ شو هرش در تاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۱۰ در هشتاد سالگی درگذشت..

    [​IMG]
    آثار ژول ورن
    نوولِ مارتین پاژ-۱۸۵۲
    نمایشنامه کولی مابارد-۱۸۵۳
    ارباب زکریا-۱۸۵۴
    ترانه کمدی «یازده روز در پایتخت»-۱۸۶۰
    پنج هفته در بالن- ۱۸۶۲
    سفر به مرکز زمین- ۱۸۶۴
    از زمین تا ماه- ۱۸۶۵
    فرزندان کاپیتان گرانت – ۱۸۶۷
    جغرافیای مصور فرانسه و مستعمرات آن-۱۸۶۸
    بیست هزار فرسنگ زیر دریا – ۱۸۶۹
    سفر به مدار ماه – ۱۸۷۰
    دور دنیا در هشتاد روز – ۱۸۷۳
    جزیره اسرار آمیز – ۱۸۷۴
    میشل استروگوف – ۱۸۷۶
    خطهای سیاه-۱۸۷۷
    تاریخ مسافتهای بزرگ و مسافران نامدار-۱۸۷۸
    ناخدای پانزده ساله-۱۸۷۸
    مسافرت در راه چین-۱۸۷۹
    پانصد میلیون-۱۸۷۹
    اشعه سبز-۱۸۷۹
    فاتح شبگرد-۱۸۸۰
    فرشته لجباز-۱۸۸۳
    جزیره‌ای در آتش-۱۸۸۴
    ماتیاس ساندروف-۱۸۸۵
    دو سال تعطیلات-۱۸۸۸
    کاخ کارپات‌ها-۱۸۹۲
    جزیره آفتاب‌پرستان-۱۸۹۵
    در برابر پرچم-۱۸۹۶ (تونل زیر دریایی)
    یک درام در لیونی-۱۹۰۴
    صاحب جهان-۱۹۰۴
    جایزه بزرگ
    جنگل‌های تاریک آمازون
    انسان‌های میمون نما (شهر شناور)
    کاروان لجوج
    پایان دنیا

    [​IMG] عکس آرامگاه ژول ورن


    مدرسه رابینسونها
    اژدهای دریایی
    خانه متحرک
    سرزمین تاریکی
    دیوار چین
    آوارگان جزیره
    ابوالهول یخی
    روبر فاتح
    آتشفشان طلایی
    فاتح آسمانها
    آخرین هدیه
    زیر زمین اژدها(پانصد میلیون ثروت)
    اسرار کشتی سنتیا
    سوداگرای پوست
    فانوس دریایی
    ماجراهای ناخدا هاتراس
    ماجراهای آفریقا
    آقای سزار
    قهرمان سرزمین زمرد
    فرزند ایرلند(جلد دوم قهرمان سرزمین زمرد)
    جزیره یخبندان
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏13 آگوست 2013
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.