1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

ناگفته ای از قیصر امین پور

شروع موضوع توسط arvia در ‏13 آگوست 2013 در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را، یک روز، خوشحال و بی ملال ببیند. زیرا هر چیز و هر کسی را که دوستر بداری ، از تو دریغ می کند. aimg.tebyan.net_big_1391_09_612269317821424618710133103253239127146157170.jpg

    «نه! کاری به کار عشق ندارم! من هیچ چیز و هیچ کسی را دیگر در این زمانه دوست ندارم. انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را، یک روز، خوشحال و بی ملال ببیند. زیرا هر چیز و هر کسی را که دوستر بداری –حتی اگر که یک نخ سیگار یا زهرمار باشد- از تو دریغ می کند. پس من با همه وجودم خود را زدم به مردن، تا روزگار دیگر کاری به من نداشته باشد. این شعر تازه را هم ناگفته می گذارم تا روزگار بو نبرد. گفتم که؛ کاری به کار عشق ندارم!»
    متن درون گیومه پس از خواندن به چه می ماند؟! در نگاه نخست و یا حتی خواندن های مجدد، شبیه قطعه نثری است از مولفی که به قصد گلایه از زندگی و یا روزگار به تحریر درآمده است. قطعه نثری موزون که شاید پاره ای از یک یادداشت یا نامه ای باشد که شاعری به یکی از دوستانش نوشته است! تهی از هرگونه صور خیال و زبان ورزی های ویژه ی حیطه ی شعر و شاعری(البته اگر بنابر تعریف قدما شعر را تنها سخن موزون و مقفا ندانیم). حال این قطعه را اینگونه می نویسیم:
    نه!
    کاری به کار عشق ندارم!
    من هیچ چیز و هیچ کسی را
    دیگر
    در این زمانه دوست ندارم.
    انگار
    این روزگار چشم ندارد من و تو را
    یک روز
    خوشحال و بی ملال ببیند.
    زیرا
    هر چیز و هر کسی را
    که دوستر بداری
    حتی اگر که یک نخ سیگار
    یا زهر مار باشد
    از تو دریغ می کند...

    ...
    اگر متن را با این شکل نوشتاری شعر گونه بخوانیم آیا دوباره یک شعر خوانده ایم؟ اگر بگوییم که این متن، یکی از شعرهای درج شده در یک کتاب شعر است باز هم تفاوتی ایجاد می کند؟ یا این کتاب، «دستور زبان عشق» نام دارد و آخرین مجموعه شعر قیصر امین پور است و در سال 1386 توسط انتشارات مروارید منتشر شد باز هم مخاطب می تواند بگوید این قطعه شعر است؟ اگر بگوییم این قطعه در آخرین مجموعه ی قیصر امین پور، «شعر ناگفته» نامگذاری شده است باز هم می توانیم آن را جزو کارنامه ی شاعری امین پور به حساب آورد؟ به عقیده ی نگارنده، بله
    می توانیم. به دلیل حضور موثر لایه های دیگر متن.
    ***
    دکتر فرزان سجودی در کتاب «نشانه شناسی کاربردی» به طرح نظریه ی نشانه شناسی لایه ای می پردازد و اینگونه بیان می کند که؛ متن حاصل همنشینی بین لایه هایی است که هر یک بر اساس انتخاب از رمزگان های متفاوت در کنش ارتباطی تحقق عینی یافته اند. به اعتقاد سجودی، متن، نخست جنبه ی پدیداری دارد، یعنی در هر کنش ارتباطی عینی با توجه به لایه های تشکیل دهنده ی آن که برخی متغیرند، شکل می گیرد، و دوم، به همین دلیل پدیده ای باز است و نه بسته و قطعی. متن از دیدگاه سجودی پدیده ای فیزیکی است اما پدیده ای قطعی نیست. متن از لایه های متعددی تشکیل شده است که هر یک خود نمود عینی و متنی یک نظام رمزگانی اند. لایه های متنی در تعامل با یکدیگر و در تأثیر متقابلی که از هم می پذیرند، به مثابه ی متن، و به مثابه عینیت ناشی از یک نظام دلالتگر تحقق می یابند و تفسیر می شوند؛ و ممکن است عینیتی فیزیکی در بافتی در تعامل با لایه های دیگر متنی در کار ارتباط و تفسیر دخالت دلالی داشته باشد و در نتیجه به مثابه ی لایه ای از متن "خوانده"شود و در شرایط دیگری در هیچ گونه تعامل متنی با لایه های دیگر قرار نگیرد و جزئی از متن تلقی نشود. 1
    از دیدگاه سجودی قطعی نبودن متن به این معنی است که پیوسته و بالقوه ممکن است لایه های دیگری در آن دخیل شوند و در خوانش آن اهمیت دلالتگر پیدا کنند. بسته به متن، برخی لایه ها، و یا حتی گاهی یک لایه نسبت به لایه های دیگر اصلی تر است، یا اصلی تر تلقی می شود، و در تجلی های متفاوت متنی حضور ثابت تری دارد(و البته نه تفسیر و دریافت ثابت تری) و لایه های دیگر متغیر هستند. اگرچه گاهی ممکن است، این به اصطلاح لایه های حاشیه ای تر، چنان اهمیت تعیین کننده ای پیدا کنند، که به واقع لایه ی به اصطلاح ثابت تر، معنی خود را از آنها دریافت کند. 2
    برای بحث پیرامون متن " شعر ناگفته" امین پور و اینکه بنابر چه دلایلی این متن در ظاهر ساده و نثرگونه را شعر می دانیم و جزئی از کارنامه ی درخشان این شاعر و اینکه چه لایه های متنی موجب این نتیجه گیری می شوند، ابتدا به مثالی اشاره می کنم که در این نمونه دکتر سجودی به بررسی قطعه ای موسیقایی از تاریخ موسیقی جهان می پردازد. این قطعه مورد نظر؛ قطعه ی " 4دقیقه و 33 ثانیه" جان کیج است. در اجرای این قطعه همه ی دیگر لایه های متنی ممکن برای اجرای یک قطعه ی موسیقایی حضور دارند، اما خود لایه ی موسیقایی غایب است و با این وجود، این قطعه کماکان یک قطعه ی موسیقی تلقی می شود. این قطعه به این ترتیب اجرا می شود که نوازنده ی پیانو پشت پیانو می نشیند؛ در پیانو را باز می کند تا اجرا را شروع کند؛ و سپس بی آن که دستی به کلاویه های پیانو بزند، حدود چهار دقیقه و سی و سه ثانیه ی بعد درِ پیانو را می بندد. این قطعه ی سکوت در بین موسیقی شناسان همواره مورد توجه بوده است بنابر دلایلی؛ نخست آنکه همه ی لایه های متنی جانبی یک قطعه ی موسیقایی زنده در اجرای این قطعه حضور دارند، هر چند لایه ی اصلی خود غایب است. لایه های متنی گوناگونی از جمله؛ تالار، مخاطب متناسب با تالار و نام آهنگساز، فروش بلیط، چاپ پوستر و از همه مهمتر، نام آهنگساز عوامل اولیه ای هستند که به این قطعه اعتباری موسیقایی می دهند. و لایه ای متنی بسیار مهمتر تأثیر گذار، رمزگان روشنفکری مدرن است که در موسیقی تلقی کردن این قطعه دخالت دارد. و خود آهنگساز با نظریه پردازی پیرامون این مسئله و اینکه سکوت در رابطه ای تقابلی با صوت می تواند معنادار باشد، همگی لایه های متنی حاشیه ای بوده اند که در غیاب لایه ی اصلی ، به متن اعتبار بخشیده اند.3
    در مورد " شعر ناگفته" قیصر امین پور نیز، این لایه های متنی حاشیه ای هستند که در غیاب لایه ی اصلی به متن اعتباری ادبی و شعری می دهند(البته با فرض سمبولیک نبودن این متن که بنابر دلایل مختلف از جمله کارنامه ی شاعری امین پور، فرضی درست به نظر می رسد ).
    در این متن، به اعتقاد نگارنده لایه ی اصلی غایب است. لایه ای که بنابر تعاریف مختلف، یک متن را در حیطه ی شعر قرار می دهد؛ می خواهد تخیل باشد، برجسته سازی یا هنجارگریزی های مبتنی بر درونه و برونه ی زبان باشد یا دیگرگونه نگریستن پدیده ها یا ... . در غیاب لایه ی اصلی این لایه های حاشیه ای هستند که همچون قطعه ی موسیقایی سکوتِ جان کیج، به متن اعتبار می بخشند.
    شکل هندسی شعرگونه نوشتار این متن و وزن عروضی آن (شعر نیمایی)یکی از لایه های متنی اولیه به شمار می رود. قرار گرفتن این متن در یک کتاب شعر، لایه ای دیگر به حساب می آید. نام انتشارات –مروارید- که یکی از نشرهای شناخته شده ی حوزه ی شعر است؛ لایه ای دیگر. از لایه های پیشین مهمتر؛ نام شاعر و سابقه ی درخشان شعری او است که به عنوان لایه ای پر اهمیت به متن اعتبار می دهد. ولی تمام این لایه ها نمی توانند برای اعتبار دهی به این متن کامل و کافی باشند. زیرا با این مقدمات هر متنی شبیه به این اگر در کتاب شاعری سرشناس چاپ شود را باید شعری درخشان به شمار آوریم. لایه ی متنی مکمل تمام لایه های حاشیه ای پیشین، عنوان شعر است؛ «شعر ناگفته»، که اندیشه، نظریه و آگاهی شاعر در ورای این نامگذاری به چشم می خورد. شعری که گفته و نوشته نمی شود و این مشابه همان سکوت است. سکوتی در نقد شرایط اجتماعی، سیاسی یا ... که موجب می شود قیصرِ همیشه شاعر سکوت کند و شعرش را ناگفته بر صفحه بیاورد. و به قول خود دیگر کاری به کار عشق نداشته باشد و این شعر تازه را هم ناگفته رها کند تا روزگار بو نبرد. این سکوت و غایب نمودن آگاهانه لایه ی اصلی است که به این متن اعتبار می دهد. و البته توجه به این مسئله که این ایده تنها در یک متن از تمام کارنامه ی شاعری امین پور رخ می دهد.
    لایه های مختلف حاشیه ای که برای این متن برشمردیم، بدیهی است که برای متن های دیگر از شاعران دیگر نتواند لایه ای حائز اهمیت به شمار رود. به طور مثال متنی اینگونه در کتاب شاعری کم تجربه و کم ذوق که متن های بسیاری شبیه به این دارد یا کتابی از شاعری سرشناس که حاوی متن های فراوانی از این دست است(بدون هیچ حرکت آگاهانه ای)؛ این لایه ها را از اعتبار ساقط می کند.
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏13 آگوست 2013
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.