1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

زندگی نامه ناصر خسرو

شروع موضوع توسط arvia در ‏15 آگوست 2013 در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    نام او و پدر وى به‌نحوى که ذکر کرده‌ايم، در اشعار او چند بار آمده و لقب خود را هم به‌صورت 'حجت' يا 'حجت زمين خراسان' که فى‌الواقع عنوان و درجهٔ مذهبى او در ميان اسمعيليان بوده و از جانب خليفهٔ فاطمى بوى تفويض شده بود، در ابيات متعدد ذکر کرده است. وى در آغاز سفرنامه خود را قباديانى مروزى خوانده است و انتساب وى به قباديان بلخ که مولد او بود از اشعار آن نيز ثابت مى‌شود، مثلاً در اين بيت: پيوسته شدم نسب به يمکان کز نسل قباديان گسستم و به‌همين سبب نيز در اشعار خويش همه جا از بلخ به‌عنوان وطن و شهر و خانهٔ خود سخن مى‌راند و او را در آنجا ضياع و عقار و طايفه و برادر بود و از آن در بعضى از ابيات خود با تحسر ياد مى‌کرد. با توجه به اين دلايل بطلان سخن بعضى از تذکره‌نويسان، مثل دولتشاه صاحب تذکرةالشعراء، که او را اصفهانى دانسته‌اند مسلم مى‌شود. اما نسبت مروزى که شاعر در سفرنامهٔ خود بدان اشاره کرده است به سبب اقامت وى در مرو بوده است که گويا مدتى در آنجا شغل ديوانى و خانه و مسکن داشته است. ناصرخسرو را در تذکره‌ها گاه با شهرت علوى مذکور داشته‌آند و اين شهر مأخذ درستى ندارد و گويا ناشى از سرگذشت مجعولى است که براى او نوشته و به او نسبت داده شده است و در آن سرگذشت نسب ناصرخسرو به پنج واسطه به امام على‌بن موسى‌الرضا مى‌رسد، شايد به سبب علاقهٔ او به آل على و اظهار اين علاقهٔ شديد در آثار خود چنين نسبتى براى او پيدا و مشهور شده باشد. به‌هرحال حتى دولتشاه هم در تذکرةالشعراء نسبت سيادت را به ناصرخسرو به‌عنوان شهرت ضعيف ذکر مى‌کند. ولادت ناصرخسرو به سال ۳۹۴ اتفاق افتاده است و شاعر خود در اشعار خويش به اين امر اشاره کرده و گفته است: بگذشت ز هجرت پس سيصد نود و چار بگذاشت مرا مادر بر مرکز اغبر و با اين وصف سنينى از قبيل سال ۳۵۹ که در دبستان‌المذاهب آمده و ۳۵۸ که در تاريخ گزيده ديده مى‌شود، خالى از اعتبار است. ناصرخسرو که بنابر اشارات خود از خاندان محتشمى بوده و ثروت و ضياع و عقارى در بلخ داشته، از کودکى به کسب علوم و آداب اشتغال ورزيده و در جوانى در دربار سلاطين و امراء راه يافته و به مراتب عالى رسيده و حتى چنانکه در سفرنامه آورده است بارگاه ملوک عجم و سلاطين را چون سلطان محمود غزنوى و پسر وى مسعود ديده و بدين ترتيب از اوان جوانى يعنى پيش از بيست و هفت سالگى خود در دستگاه‌هاى دولتى راه جسته بود، و تا چهل و سه سالگى که هنگام سفر او به کعبه است، به‌مراتب عالى از قبيل دبيرى رسيده و در اعمال و اموال سلطانى تصرف داشته و به کارهاى ديوانى مشغول بوده و مدتى در آن شغل مباشرت نموده و در ميان اقران شهرت يافته بود و عنوان 'اديب' و 'دبير فاضل' گرفته و شاه وى را 'خواجهٔ خطير' خطاب مى‌کرده است.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.