1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

زندگینــامه خواجه عبدالله انصاری

شروع موضوع توسط arvia در ‏15 آگوست 2013 در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    خواجه عبدالله انصاری عالم و عارف مشهور کشـور شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری رح در سال 396 هجری قمری در کهندژ شهر تاریخی هرات تولد گردید. پدرش ابو منصور محمد که درزمان خود یکی از عالمان و پزهیزگاران و حافظ قرآن وقت بود از راه کار دکانداری امرار معاش می نمود.

    خواجه عبدالله انصاری که از آوان خورد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود.
    تا ده سالگی تحت رهنمایی پدر خـود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت . زمانی که پدرش کسب و کـار را فرو گذاشت و راهی بلخ گردید و در آنجا سکونت اختیار نمود،خواجه عبدالله بدون سرپرست باقی ماند.
    اما دوستان پدر وی که از علما عرفا و متصوفین بزرگ بودند اهتمام تعلیم و تربیت او را به عهده گرفته از وی مراقبت می نمودند از این جمله یحیی بن اعمار شیبانی مشهور به خواجه غلتان ولی و شیخ ابو اسمیعل و محمد بن حمزه به صورت اخص قابل تذکر اند.


    خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی وادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید.
    در سال 417 هجری قمری به منظور آموزش عالی در علوم دینی پرداخت و بار دیگر به سوی وطن عزیمت نمود. آنگاه به تدریس و سلوک و طریقت رو آورد شیخ عمو که وی را پسرم خطاب می نمـود امور مربوط به خانقاه را برایش سپرد و خود مثل گذشته به گشت و سفر پرداخت در سال 422 هجری قمری یحیی بن اعمار استاد خواجه عبدالله انصاری فوت نمود که نظر به وصیت او بر مسند علمی اش تکیه زد و به تـــدریس علوم دینی و عـرفانی پرداخت و چندین بار سفر حج نمود و به زیارت کعبه معظمه مشرف گردید و با بسیاری از علما و فضلا دیار به عمل آورد و از آنها کسب فیض کرده،استفاده های علمی نمود.

    خواجه عبدالله انصاری به اثر علم و آگاهی و عرفانش در تمام نقاط پر آوازه گردید و به نام یک عارف و صوفی و اهــل طریقت مشهور شد و علاقه مندان زیادی از گـــوشه و کنار بدورش جمع آمدند و از محضرش کسب فیض و استفاده معنوی میکردند.

    در آن زمان که غزنوی ها زمام امور را بــه دست داشتند سلطان مسعود بن محمود امیر بـود و خواجه عبدالله انصاری که غرقه در دریای عرفان و طریقت بسر میبرد چندان پروایی به سیاست و حـاکم و حکومت نداشت.
    در این فرصت برخی از حاسدین و بد بینان که شیوه معتزلی و اشعریه داشتند و مقام عــلمی و عرفانی خواجه انصار را به دربار خواست و او پس از یک سلسله گفت و شنود سلطان را قناعت داده خاضع ساخت و آنگاه با عزت تمام مرخصش نمودند پس از غزنویان در وقت حکمروایی سلجوقیان بر هرات نیز مخالفین از پا ننشستند و یکبار دیگر دست به تهمت و بد گویی آلودند.

    بدین رو زمامداران وقت خواجه عبدالله انصاری را در نزدیکی پوشنج زندانی ساختند که در سال 439 هجری قمری پس از یک سال بند آزاد شد و باز هم به تدریس و تعلیم علوم دینی پرداخت،خواجه عبدالله انصاری نه تنها یک مفسر،محدث،عالم و عارف بزرگ بود، بلکه شاعر و نویسنده توانایی هم بود نویسندگی را از دوره خوردسالی آغاز کرده و بر مبنای یک روایت در سن نه سالگی به نقل و نوشتن احادیث پرداخت که به یاری حافظه قوی خود هزار ها حدیث، اشعار دری و عربی را حفظ داشت.
    وی در دوره پربار علمی خود، قلم را نیز از دست نگذاشت و تعداد زیادی آثار گونه گون به جا نهاد.
    آثار او به دو بخش تقسیم میشود.
    یکی از آثار دوره جوانی اش بوده که در پخته سالی همراه با درس و تدریس نـــوشته و آثاری که شاگرادنش در جریان تدریس و توضحیات وی نگاشته و به او منسوب کرده اند.
    خواجه عبدالله انصاری که در آخـرین دوره حیات بینایی چشمانش را از دست داده بود روی یک موضوع مشخص و مهم برای شاگردانش توضحیاتی ارایه می نمود که آنها یاد داشت بر میداشتند و بگونه آثار مستقل به جا مانده است،این داشته های گرانبها جلوه های ارزشناکی از علم و عرفان میباشد.علاوه بر این دو گونه آثار برخی آثار دیگر هم وجود دارد که به نام خواجه عبدالله انصاری مشهور و منسوب است و بعضی دانشمندان صاحب نظـر معترض اند چنـدی از این آثار منسوب به خواجه عبدالله انصاری مبتنی بر ضعف نگارش و دگرگونه بودن سبک معلوم میشود که از او نیست.لیکن به نامش چاپ گردیده است.

    خواجه عبدالله انصاری ، آثار خود را با نثر زیبای مسجع به زبانهای عربی و دری نوشته است وی چندین کتاب را تالیف نموده که تعداد نوشته هایش به 32 اثر میرسد در این جا چند کتاب از این عالم عارف را معرفی می نمایم.

    تفسیر قرآن عظیم اشان
    طبقات الصوفیه
    منازل السارین
    صد میدان
    مناجات نامه یا الهی نامه
    کتاب القواعد
    شرح التعریف المذهب التصوف
    مناقب الامام احمد ابن حنبل
    ذم الکلام
    مذاکرات و غیره

    این عارف ، صوفی بزرگ ، عالم دینی ، مبلغ، مدرس ، نویسنده و شاعر در سال 481 هجری قمری فوت نمود و در گازرگاه هرات به خـــاک سپرده شد و تا کنون آرامــگاه این بزرگمرد اندیشه و صفا زیارتگاه سوخته گان معرفت الهی است.

    متسفانه باید گفت: که عمارت آرامگاه این عارف نامی شرق با گذشت زمان تمام زیبایی و کاشی هایش فرو ریخته است و در قرن حاضر هیچگونه توجه به باز سازی آن نشده است
    و مـا خواهشانه از حکومت و مسوولین تقاضا داریم تا در حصه مرهمت و باز سازی
    این بنـا تـاریخــی و آرامگاه مقــدس اهـل تصـوف تــوجـه جـدی مفضــول دارنـــــد.

    نمونه ای از مناجات پیر هرات
    الهی! ما را پیراستی چنانکه خواستی
    الهی! نه خرسندم نه صبور،نه رنجورم نه مهجور
    الهی ! تا با تو آشنا شدم،از خلایق جدا شدم،در جهان شیدا شدم،نهان بودم پیدا شدم.
    بر سه چیز اعتماد مکن، بر دل و بر وقت و بر عمر؛ که دل رنگ گیر است و وقت تغیر پذیرست و عمر همه تقصیر.
    توفیق عزیز است و نشان آن دو چیز اولش سعادت و آخرش شهادت.
    مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش،شکسته باش و خاموش،که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش.
    دی رفت و باز نیاید، فردا اعتماد را نشاید،امروز را غنمیمت دان که دیر نیاید،که بسی برنیاید که از ما کسی را یاد نیاید.
    اگر داری طرب کن، و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش،گل باش خار مباش
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.