1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

سگ عَلَم ...

شروع موضوع توسط arvia در ‏18 آگوست 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    از اوایل مهرماه 1347 من دبیر اخبار حوادث و صفحه گزارش روزنامه اطلاعات بودم. صفحه حوادث ساعت 11 بامداد بسته می‌شد. ساعت 11 صبح نمونه صفحه حوادث جهت مشاهده و «تأیید» نزد سردبیر فرستاده می‌شد و پس از این كه به امضای او می‌رسید هرگونه تغییری در مطالب باید با اجازه او صورت می‌گرفت. یك روز چند دقیقه مانده به ظهر خلیل بهرامی خبرنگار صفحه حوادث از اداره پزشكی قانونی به تحریریه بازگشت و گفت سگ امیراسدالله علم را كه به طرز اسرارآمیزی مرده است، جهت تشخیص علت مرگ به پزشكی قانونی آورده‌اند و در تاریخ پزشكی قانونی ما، این نخستین سگی است كه لاشه‌اش معاینه می‌شود و در اطراف این موضوع حرفها، شایعات و پچ‌ و پچ‌ شنیده می‌شود.
    aimg.tebyan.net_big_1390_02_124471612351382037414518361175711852232083.gif
    برای این كه این خبر را از «كیهان» نخورده باشیم، آن را در دو سطر نوشتم و بدون این كه جریان را به سردبیر اطلاع دهم با حذف یك مطلب، این خبر را در صفحه حوادث جای دادم.
    پس از انتشار روزنامه، عباس مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات تلفن پیچ شد كه چرا این خبر را چاپ كرده‌اید و كسی كه آن را چاپ كرده، سوءنظر داشته است. سناتور مسعودی همان روز به من گفت كه رئیس سازمان امنیت به او گفته است كه نویسنده خبر احتمالاً وادار به این عمل شده است و كشته شدن سگ احتمالاً یك توطئه امنیتی بوده است كه نباید به این سرعت افشا می‌شد و كا.گ.ب (سازمان جاسوسی شوروی) مورد سوءظن است!
    همان شب من را از دبیری صفحات حوادث و اجتماعی بركنار كردند و ممنوع‌القلم شدم.
    با مداخله و فشار سندیكا، ممنوع‌القلم شدن من روز 11 دیماه پایان یافت و صفحه گزارش به من بازگردانده شد و روز بعد اسمم را بالای آن چاپ كردم تا بازگشت دوباره خود را ثابت كنم ولی داستان مردن سگ همچنان ذهن مرا مشغول داشته بود.
    سناتور مسعودی همان روز به من گفت كه رئیس سازمان امنیت به او گفته است كه نویسنده خبر احتمالاً وادار به این عمل شده است و كشته شدن سگ احتمالاً یك توطئه امنیتی بوده است كه نباید به این سرعت افشا می‌شد و كا.گ.ب (سازمان جاسوسی شوروی) مورد سوءظن است!

    چند سال گذشت، روزی بر حسب اتفاق در مطب یك دكتر در خیابان جامی تهران با یك رفتگر بازنشسته روبرو شدم كه داستان سگ علم را برای دوستش كه هر دو در ماجرا مداخله داشتند، بازگو می‌كرد.
    رفتگر گفت: فهمیدی كه چرا ما را مأمور كشتن سگ زبان بسته كردند؟ دومی جواب داد: چیزهایی شنیده‌ام و...
    رفتگر بازنشسته گفت كه «علم» بعضی شبها پس از به خواب رفتن همسرش از خانه بیرون می‌‌رفت و ... زنش این سگ را آورده بود و نمی‌گذاشت كه با علم اخت بگیرد. سگ تعلیم دیده بود كه به محض خارج شدن یا بازگشتن علم پارس بكند و همسرش را آگاه كند تا دعوا به راه اندازد. این بود كه علم پس از اطلاع از نقشه، ترتیب سم خوردن سگ را به رفتگر محله داد.
    مطلب را به سناتور مسعودی گفتم، گفت كه این حرفها سند نمی‌شود، ولی او قبول دارد كه علم ضعف زن‌بارگی دارد و شنیده‌ام گاهی شاه را هم قاطی این كارها می‌كند. حرفش را نزن، مسئله تمام شده است!
    سالها بعد هنگامی كه مجموعه كتاب خاطرات علم انتشار یافت، خود وی بدون اشاره به قضیه سگ اعتراف به خروج شبانه از خانه و زن‌بارگی و تحریك حسادت زنش كرده است.
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.