1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

رمان هلن ملکه عاشق ، دختری که عقب می رفت

شروع موضوع توسط M.peyman در ‏18 آگوست 2013 در انجمن داستانهای بلند

  1. M.peyman

    M.peyman به امید پزشکی کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    712
    تشکر شده:
    1,037
    جنسیت:
    زن
    دختر که به عقب میرفت کلاه شنلش را به سر کرد و آرام و آرام میرفت که به زمین خورد و بیهوش شد
    شاهزاده دوید به طرفش و بغلش کرد و بر روی اسبش جلوی خودش گذاشت و محکم گرفتش و به سوی قصر رفت پادشاه با ملکه در ایوان نشسته بودند وگفت و گو میکردند که شاهزاده میکاییل را دیدند و به او گفتند: این دخترک چه کسی است که همه به تو خیره شده اند نکند..........
    - نه مادر جان دختری است که از من ترسید در حین فرار به زمین خورد و بیهوش شد
    - چه موهای زیتونی زیبایی دارد گویی نجیب زاده است!!
    - برای من فرقی ندارد که نجیب زاده باشد یا رایت تا من را دید ترسید اما دختران دیگر که من را میبینند تازه حس عاشقی به سرشان میزند
    - آفرین به تو پسرم که اینقدر فهمیده عمل میکنی .ندیمه ها ! بیایید این دختر را به اتاق ببرید و معالجش کنید و به حمام ببرید و بعد به تالار بیارید
    شاهزاده بیم آن را داشت که نکند دخترک هرگز عاشق او نشود و او را تنها بگذارد
    :
    :
    ادامه دارد............
     

    موضوعات مشابه

  2. •¤ ölö§ ¤•

    •¤ ölö§ ¤• مهمان

    چرا اخطار ..... قشنگ بود رمانش.... یعنی ادامه.......no
     
    Last edited by a moderator: ‏30 آگوست 2013
  3. M.peyman

    M.peyman به امید پزشکی کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    712
    تشکر شده:
    1,037
    جنسیت:
    زن


    عزیزم وقتی نذارن یه نویسنده کارش رو تموم کنه
    اون نویسنده بد بخت که من هستم هم
    دیگه کارشو ادامه نمیده
    هی
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.