1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

تفریحات فتحعلیشاه در روز سیزده عید

شروع موضوع توسط arvia در ‏19 آگوست 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد

    فتحعلیشاه دومین پادشاه قاجار بعد از آغا محمد خان می باشد كه حدود 40 سال حكومت كرد. وی بیشتر وقت خود را صرف تفریح و رسیدگی به امور حرمسرای عریض و طویل خود می كرد یكی ازاین تفریحات ،‌ روز سیزده عید می باشد كه در زیر به نقل از روزنامه ترقی در سال 1323 ق می آید.
    aimg.tebyan.net_big_1391_12_2222221561011061171442361741856724079252211190.jpg
    سیزده عید را خاقان مغفور با تشریفات مفصلی می گذرانید. فتحعلیشاه از سلاطینی بود كه در حرم خانه خودش با نهایت خوش اخلاقی و خوش طبعی روزگار می گذرانیده و برنامه مرتبی داشته كه با وجود آن همه زن های حرم و آن همه زن پسران و شاهزادگان و كنیزان و غلامان و خواجگان تمام كارها به طور مرتب راه خود را سیر می كرده است .
    اكثر اوقات روزانه و شبانه شاه به مجالست با خانمهای حرم و كارهای حرمخانه می گذشته است . زنان عقدی و غیرعقدی خاقان از یك هزار تجاوز می كرده و اینها البته هریك خواجگان مخصوص و كنیز و خدم و حشم خاص و اولادهایی داشته اند و به همین قیاس معلوم می شود كه سكنه حرمخانه شاه به چند هزار بالغ واداره كردن این دستگاه با عظمت چقدرمشكل بوده است .
    كثرت عدد خواتین حرم گاهی موجب می شده كه شاه اسم بعضی از آنها را فراموش كند ، گاهی سال ها می گذشته و فلان زن از نظر خاقان دور بوده و در انتظار و بدبختی می گذرانیده است تا اینكه بوسیله یكی از خاتون های سوگلی از قبیل تاج الدوله و غیره به خاك پای همایونی معرفی و یاد آوری شوند و شاه را بدینوسیله متوجه سازند كه فلان زن از خاتونهای حرم سلطنتی است .
    در روز سیزده عید حسب الامر بایستی تمام اهل حرمخانه بدون استثنا در باغ سلطنتی حاضر شوند ، در این روز باغ قرق بوده و هیچكس جرات نزدیكی به در باغ را نداشت بلكه از دو كیلومتری اطراف و ازجاده مخصوص باغ جز پرندگان كسی عبور نمی كرد .
    كسانی كه در باغ حاضر می شدند عبارت بودند از زن های خاقان و كنیزان و خواجه ها و گیس سفیدها و تمام خادمه های آنها و غلام بچه ها و خانه شاگردها تا سن دوازده سال و این عده تشكیل جمعیتی را می دادند كه از بیست هزار نفر تجاوز می كرد و چون حسب الامر اجازه داشتند همه نوع هیاهو و شادی بكنند معلوم است صدای این همه زن به كجا می رسیده است .
    از میان خواتین حرم كه مورد توجه همایونی بودند هریك مامور كاری بوده و با ترتیب تمام بایستی اداره ای كه به هر كدام سپرده شده انجام دهند ، مامور تنظیم امور باغ در روز سیزده و روز تحویل عید دو نفر بودند ؛ یكی مادر شاه قلی میرزا كه دختر محمد علی خان زند بود و یكی دیگر ایباجی خانم دختر محبوب خان پازوكی ، صدها خوانچه شیرینی و مجموعه های پر از تنقلات و هفت سین به دستور این دو خانم باید تهیه شود تمام مجموعه های شیرینی در عمارت كلاه فرنگی كه آغا محمد خان خواجه ساخته بود از روز پیش سیزده چیده شده و هیچ كس حق نداشت به آنها دست بزند.
    خاقان با جلال و شكوه تمام در حالی كه غرق در انواع جواهر بود به باغ ورود می كرد. دو نفر خاتونی كه مدیره این روز بودند پس از كسب اجازه دو بشقاب شیرینی كه بزرگتر از همه ظرف های شیرینی بود برداشته و به وسط حیاط انداخته و می شكستند و بلافاصله تمام اهل حرم ظرفهای شیرینی را كه بیشتر آنها از بلور و شكستنی های ممتاز بود برداشته و به وسط حیاط می انداختند و خورد می كردند و غلام بچه ها و خواجه ها و كنیزها شیرینی ها را غارت می كردند ،‌بعد از آن اجازه داشتند كه به یكدیگر ریخته و هر چه هركجا بدست می آوردند غارت كنند . پس از انجام این برنامه و غارت شیرینی ها و تكمیل هیاهو شادی خاقان مغفور به اطاق معروف به اطاق گلزار كه آن را اطاق بزرگ هم می نامیدند ورود فرموده و وقتی در آن اطاق باز می شد دستگاه هفت سین را كه در آنجا با تشریفات تمام چیده شده بود زنها به یك چشم بهم زدن غارت می كردند و باز دوندگی و شادی و كتك زدن به یكدیگر و انواع شوخی های عجیب و غریب شروع می شد و شاه از این منظره رنگارنگ زنها كه هزاران رنگ و صدها نوع لباس پوشیده بودند لذت می برد. پس از انجام این برنامه مادر الله وردیخان دو نفر كنیز سیاه و تنومند را كه یكی گل عنبر و دیگری مشك عنبر نامیده می شد حاضر می كرد، این دو كنیز در بزرگی هیكل و سیاهی پوست بدن معروف و از نژادهای اصیل و بلاواسطه آفریقایی بودند و فقط نگاهداری آنها برای این بود كه در روز سیزده عید وسیله شادی خاطر شاه و اهل حرمخانه را فراهم كنند .
    دونفر ازخادمان مخصوص حرم موسوم به غنچه دهن و گنجشكی مامور مواظبت و نگاهداری این دو كنیز بودند كه در تمام سال آنها را نگاهداری نموده و به وضعشان رسیدگی كنند كه به آنها بد نگذرد و از تنومندی و بزرگی جثه آنها كاسته نشود.
    در روز سیزده عید حسب الامر بایستی تمام اهل حرمخانه بدون استثنا در باغ سلطنتی حاضر شوند ، در این روز باغ قرق بوده و هیچكس جرات نزدیكی به در باغ را نداشت بلكه از دو كیلومتری اطراف و ازجاده مخصوص باغ جز پرندگان كسی عبور نمی كرد .

    از روز پیش از سیزده غنچه دهن و گنجشكی این دو كنیز را توالت كرده و مشاطگی را درباره آنها تكمیل می كردند و با بزك كامل و لباس های زیبا كه موجب خرسندی خاطر شاه می شد حاضر می نمودند و آنها را قبلاً از نظر شاه می گذرانیدند ، شاه شادی كنان به كنار استخر بزرگ باغ آمده خواتین حرم هجوم كرده و به سراین دو كنیز بدبخت می ریختند و آنها را با همان لباس ها به وسط استخر باغ می انداختند و آن دو كنیز بایستی در میان آب با یكدیگر كشتی بگیرند و هركدام توانست بر دیگری فائق آید ؛ البته مستحق لطف و انعام مخصوصی بود كه به او اعطاء می شد .
    خاقان از این منظره بسیار لذت می برد و شادی خاطر شاه موجب می شد كه فریادهای زنان حرم برای هلهله و شادی بیشتر بلند شود . زنها دراطراف استخر مشغول فریاد شده و انواع شوخی ها را با یكدیگر می كردند و دنبال هم می دویدند و شاه هم غالباً با آنها همكاری نموده و به تفریح و شوخی مشغول می شد .
    پس از اینكه كشتی این دو كنیز خاتمه می یافت و از استخر بیرون می آمدند موقع دادن شاباش می شد.
    دراین موقع شاه در وسط ایستاده و تمام اهل حرمخانه دورش را می گرفتند ، شاه مقدار زیادی سكه نقره و طلا به دست خود می پاشیدند و تمام خواتین و شاهزاده خانم ها و كنیزها به یكدیگر ریخته و مشغول جمع كردن پول می شدند و بطوری كه به یكدیگر هجوم برده و فریادهای عجیب و غریب از خود ظاهر می كردند كه صدای آنها تا یك فرسخی می رفت .

    بعد از انجام این برنامه كه در حدود ظهر تمام می شد ، شاهزادگان و پسرها و نواده های خاقان و بزرگان ایل قاجار حاضر می شدند و شاه با كمال مسرت به آنها اجازه جلوس می داد و سپس آش ماست كه غذای مخصوص و منحصر آن روز بود حاضر می شد و تمام شاهزاده ها بطور غیر منظم بالای سر دیگ های بزرگ آش كه در كنار باغ برسر بار بود رفته و هریك ظرفی در دست داشتند و مقداری آش در آن می ریختند و می خوردند .
    بعد از صرف آش آغا سعید پیشخدمت مخصوص آفتابه لگن طلا را آورده و خاقان دست و دهان خود را می شستند و سپس برنامه قمار در حضور حضرت خاقان شروع می شد و در اینجا از رجال و امراء كسی كه حق شركت داشت یكی الهیار خان آصف الدوله بود و یكی منوچهر خان معتمد الدوله و یكی سپهدار و این قمار تا نزدیك غروب طول می كشید و برد و باخت های مفصلی می شد و سپس روز به آخر رسیده ؛ خاقان اجازه مرخصی به حاضرین می دادند .
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.