1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

علاقه تهرانیان به قلیان

شروع موضوع توسط arvia در ‏19 آگوست 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    كشف توتون و تنباكو را هم مثل قاره آمریكا باید به كریستف كلمب نسبت داد.از كشتی كه پیاده شد و به خیالش در هند قدم گذاشت مردمانی را دید كه لوله ای از برگ خشك گیاهی كه به هم پیچ داده اند در دست دارند. آنها سر آن را آتش می زدند و سر دیگر را می مكیدند تا با استنشاق دود حال خوشی پیدا كنند. در روش دیگر، مقداری توتون در یك برگ می ریختند و چیزی شبیه سیگار برگ درست می كردند. كریستف كلمب در قرن 16 این كشف را با خود به اسپانیا برد.بعد از آن بود كه دودكشی بسرعت در سراسر جهان گسترش یافت.
    aimg.tebyan.net_big_1392_01_11319613010915717711938702241582282361513937.jpg
    اگر یك اسپانیایی توتون را به دنیا معرفی كرد، پرتغالی ها ایرانیان را با این پدیده آشنا كردند. حضور پرتغالی ها در خلیج فارس در قرن دهم هجری زمینه ای شد برای این كه دودكشی وارد ایران شود. پرتغالی ها توتون را با چیزی شبیه پیپ می كشند. ایرانیان این وسیله را كمی بلندتر كردند و چپق را ساختند.

    علاوه بر این وسیله ای اختراع كردند كه به وسیله آب موجود در آن بتوانند از مضرات استنشاق دود بكاهند و آن وسیله قلیان بود.
    قلیان، اگر چه نامی عربی دارد اما ظاهرا ایرانی ساز است. گویند نام آن را قلیان گذارده اند تا معرف صدایش باشد و برخی هم از ریشه غلی در عربی به معنای جوشیدن صحبت می كنند. همان طور كه ریشه كلمه ناشناخته است، نخستین مبدع آن نیز شناخته شده نیست. آنچه معلوم است این كه باید ظهور قلیان را از عصر صفوی به نظاره نشست.
    اولین نقاشی كه از قلیان به جا مانده، تصویری به قلم رضا عباسی است از نشمی كماندار، فردی در دربار شاه عباس بزرگ. نخستین اشعار هم متعلق به همین دوران است و نشان می دهد قلیان از این دوره وارد فضای ایرانی شده است.اما ظاهرا ایرانیان در كشیدن قلیان افراط داشته اند. تا جایی كه تاورنیه، از سیاحان اروپایی در سفرنامه خود می نویسد: «ایرانیان زن و مرد، به طوری از جوانی عادت به كشیدن تنباكو كرده اند كه كاسبی كه باید پنج شاهی خرج روزانه كند، سه شاهی آن را به مصرف تنباكو می رساند.
    می گویند اگر تنباكو نداشتیم چطور ممكن بود كیف و دماغ داشته باشیم؟» او همچنین می گوید نخستین چیزی كه ایرانیان سر سفره می آورند، قلیان و قهوه است و نخستین چیزی كه برای افطار در ماه رمضان آماده می كنند قلیان است.
    افراط ایرانیان به حدی بوده است كه در مدارس نیز استاد و شاگرد هنگام تفكر عمیق قلیان می كشیدند و در سفر بزرگان نیز، فردی مامور این بود كه قلیان آنان را كنار كالسكه یا مركب بیاورد تا او بتواند در حین راه رفتن قلیان بكشد. در دربار حكومتی نیز فردی به عنوان قلیان دار یا چپق دار شناخته می شد كه سمت مهمی هم داشته است.
    با روی کار آمدن سلطنت قاجاریه و انتخاب تهران به عنوان دارالخلافه، قلیان به عنوان بخشی جدایی ناپذیر و از ضرورت های زندگی تهرانیان شد اگر در خانه کسی قلیان وجود نداشت یعنی آنکه صاحبخانه متمدن نبود

    اما تاریخ ماجرای ممنوعیت قلیان هم جالب است. ظاهرا شاه عباس نخستین كسی بوده است كه به فكر ممنوعیت تدخین توتون و تنباكو افتاده است. گویند برای این كار، روزی در یك مجلس رسمی دستور داد به جای تنباكو، پهن بریزند و آنگاه، خود این تنباكو را یك تنباكوی فرد اعلا، تولید همدان معرفی كرد. همه نیز از كیفیت تنباكو تعریف كردند و آنگاه شاه خطاب به جماعت گفت مرده شوی چیزی را ببرند كه نتوان آن را از پهن تشخیص داد. بعد از آن بود كه كشیدن توتون و تنباكو در ایران ممنوع شد و حتی گفته شده، تاجرانی كه در اردوی جنگی شاه، توتون توزیع كرده بودند با همان توتون ها سوزانده شدند و سربازان استفاده كننده نیز بینی و لب خود را از دست دادند! اما همه شاهان صفوی این گونه نبودند كما این كه بعد از شاه عباس نیز دوباره قلیان به عرصه اجتماعی برگشت. برخی دلیل این امر را مالیات كلانی می دانستند كه دولت از تولید توتون و تنباكو به دست می آورد. شاهان سلسله های دیگر، بخصوص قاجاریه هم نظری مثبت به این پدیده داشتند. قلیان مخصوص و زینتی قاجاری ها در موزه جواهرات سلطنتی ایران هم اكنون نیز موجود است و در موزه جواهرات سلطنتی نگهداری می شد.اما شاید مهم ترین حضور قلیان در تاریخ ایران را باید در عصر قاجار جستجو كرد.
    aimg.tebyan.net_big_1392_01_9020614150269242241250227114164152161164.jpg
    ورود قلیان به تهران


    با روی کار آمدن سلطنت قاجاریه و انتخاب تهران به عنوان دارالخلافه، قلیان به عنوان بخشی جدایی ناپذیر و از ضرورت های زندگی تهرانیان شد اگر در خانه کسی قلیان وجود نداشت یعنی آنکه صاحبخانه متمدن نبود. بدون قلیان هیچ کاری در خانه صورت نمی پذیرفت نه میهمان نوازی، نه مذاکره، نه معامله و... اشراف و بزرگان نیز برای چشم و هم چشمی در داشتن قلیان های ممتاز، به سفارش قلیان هایی از جنس های طلا، نقره و جواهرات می پرداختند. تهرانیان نسبت به این ابزار دودی چنان عادت داشتند که محال بود از آن صرف نظر کنند.
    اهمیت قلیان در تعیین شخصیت افراد

    جعفر شهری مورخ و تهران شناس، قلیان را از لوازم احترام به افراد می دانست و اینکه در مجالس، قلیان نخست به دست چه کسی داده شود و تا به کجا دست به دست شود برگرفته از تایید و محبوبیت شخص موردنظر بود. اگر نخستین قلیان به میهمان تعارف شود دلیل بر خوشامدگویی صاحب پذیرایی به آن فرد بود و اگر قلیان دوم و سوم به طرف پیشکش شود معنای خداحافظی را در برداشت و اگر به شخص قلیان تعارف نشود یا از او معذرت خواست که قلیان وجود ندارد دلیل این بود که از دیدن شخص راضی نبوده اند و بهتر است فرصت را مغتنم بشمارد، برود. این سنت چنان در تهران فراگیر شده بود که برای آنکه به کمتر کسی بربخورد هر ملا و بزرگی برای خود یک قلیان چاق کن خاص به همراه داشت و از آنها می خواست که برایشان قلیان آماده کنند. در هر صورت بدون وجود قلیان، هیچ مجلسی، مجلس تمام و کمال نبود. در میهمانی ها، روضه خوانی ها، مجالس فاتحه، هفت، چله، عزا، شیرینی خوردن، بله بوران، مجالس عقد و عروسی، شب نشینی و آشتی کنان، وجودش ضروری و لازم بود.
    اولین نقاشی كه از قلیان به جا مانده، تصویری به قلم رضا عباسی است از نشمی كماندار، فردی در دربار شاه عباس بزرگ. نخستین اشعار هم متعلق به همین دوران است و نشان می دهد قلیان از این دوره وارد فضای ایرانی شده است

    پذیرایی با قلیان در مراسم خواستگاری

    یکی از امور موردپسند واقع شدن دختر در مراسم خواستگاری نحوه برخورد، تعارف، تر و تازه بودن و نحوه پذیرایی با قلیان از خواستگار بود. اینکه دختر دم بخت چگونه قلیان را به دست خواستگار دهد یا اینکه تنباکو خوش نم و آتش مرتب و بی دود باشد از جمله مواردی بود که قوم شوهر به آن اهمیت بسیاری می دادند. اگر در اولین روز ورود خواستگار به خانه دختر دم بخت، عروس قبل از شربت و شیرینی برای خواستگار قلیان می آورد، خانواده داماد بلافاصله قید عروس را زده و با اخمرویی می گفتند: «عروس تلخی آورده و زندگی پسرمان را تلخ می کند» و فورا برخاسته و از خانه عروس بیرون می رفتند چراکه معتقد بودند تعارف قلیان قبل از شیرینی و شربت به معنای عزاست یا اینکه عروسی پسرشان مبدل به عزا می شود.
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.