1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

جوکهای خنده دار.

شروع موضوع توسط Insomniac mohamad در ‏20 آگوست 2013 در انجمن جوک های خنده دار

  1. Insomniac mohamad

    Insomniac mohamad Insomniac کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2013
    ارسال ها:
    216
    تشکر شده:
    107
    جنسیت:
    مرد
    مومنی را ندا آمد آرزویی کن.
    گفت:اقیانوس آرام را آسفالت میخواهم.
    ندا آمد سخت است آرزوی دیگری کن
    گفت :قدرتی میخواهم تا زنان را بشناسم
    ندا آمد آقیانوس آرام را دوبانده میخواهی یا چهار بانده آسفالت بشه.......!


    معلم كيست؟
    موجودی كاملا ناشناخته ، دائما بيكار ، به ظاهر متفكر، درگير با افكار خود ، وسواس ، لجوج، از خود راضي ، از نظر خود همه فن حريف ، بی پول اما همه حسرت درآمد مفتش را ميخورند و بهترين كاربردش جهت ضمانت بانكی ست ...



    یارو 20 سال درس میخونه قاضی میشه تو دادگاه بهش میگن حکم چیه ؟
    میگه : گشنیز!!!!



    از غضنفر میپرسن : میدونی شعار زرتشت چی بود؟
    میگه بله ، میگن خوب بگو ، میگه:
    1- گفتار نیک
    2- کندار پیک
    3- بی بی خشت


    امروز، مهم‌ترین تکیه‌گاه زندگی‌ام را از دست دادم؛ پشتی صندلی کامپیوتر شکست


    نوشته ادبی غضنفر :
    شب بود و خورشيد به روشنى ميدرخشيد پيرمردى جوان يكه و تنها به همراه خانواده اش درسكوت گوشخراش شب قدم زنان ايستاده بود.

    س ام اس شب امتحان یه احمقی یه درسی اختراع میکنه هزار تا عاقل نمیتونن پاسش کنن!!


    تبريك سال جديد حیف نون : سالي پر از توام . سرشار از آكنده برايتان مملو از لبريزم!!

    پسر ميره خواستگاري ، پدر عروس ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزينه!
    پدر داماد ميگه پسرم پاشو پاشو يه دختر گازسوز پيدا كنيم !

    فتوای جدید : از این پس خوردن بستنی عروسکی حرامه چون معلوم نیست دختره یا پسره !

    حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
    رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
    حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!


    معلم: نادرشاه چه طور بر تخت سلطنت نشست؟
    شاگرد: چهار زانو



    بچه ها در نهار خوری مدرسه به صف ایستاده بودند. سر میز یه سبد سیب بود که روش نوشته بود : فقط یکی بردارید خدا ناظر شماست.
    در انتهای میز یک سبد شیرینی و شکلات بود. یکی از بچه ها روش نوشت : هر چند تا میخواهید بردارید! خدا مواظب سیب هاست!!!


    مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه: تو مامان داري؟ ميگه نه! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.