1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان دوس داشتن صادقانه

شروع موضوع توسط babaks2 در ‏20 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. babaks2

    babaks2 مهمان

    مرد نصفه شب در حالی که درحالت غیر طبیعی (به خاطر مصرف ...) بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره…
    زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه…
    صبح که مرد از خواب بیدار میشه انتظار
    داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده…
    مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره …
    که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته…

    زن: عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست…

    من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم…
    زود بر می گردم پیشت عشق من
    دوست دارم خیلی زیاد…
    مرد که خیلی تعجب کرده بود
    میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
    پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که حالت طبیعی نداشتی بهش گفتی…
    هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن…

    من ازدواج کردم…
     

    موضوعات مشابه

    آیسودا و سعیدخخخخخ از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.