1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

داستان تنهایی

شروع موضوع توسط babaks2 در ‏20 آگوست 2013 در انجمن کانال شعر و ادبیات

  1. babaks2

    babaks2 مهمان

    مرد از راه می رسه
    زن ناراحت و عبوسه
    مرد:چی شده؟
    زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
    مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
    زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه
    مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه.
    تلفن زنگ می زنه
    دوست مرد پشت خطه
    ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
    (زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )
    مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
    زن داغون می شه
    "نمی خواست تنها باشه"
     

    موضوعات مشابه

    سعیدخخخخخ و آیسودا از این پست تشکر کرده اند.
  2. هدیه

    هدیه کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2013
    ارسال ها:
    1,474
    تشکر شده:
    525
    جنسیت:
    زن
    اه....................تنهایی:(
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.