1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

مرغ باغ ملکوتم

شروع موضوع توسط babaks2 در ‏21 آگوست 2013 در انجمن شعر و ادبیات

  1. babaks2

    babaks2 مهمان

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم
    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
    به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
    یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
    آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
    رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
    مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
    کیست آن گوش که او می شنود آوازم
    یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
    کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
    یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
    تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
    یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
    می وصلم بچشان تا در زندان ابد
    به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
    من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
    آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
    تو مپندار که من شعر به خود می گویم
    تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
     

    موضوعات مشابه

    سعیدخخخخخ و کیان از این پست تشکر کرده اند.
  2. کیان

    کیان کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    254
    تشکر شده:
    50
    جنسیت:
    مرد
    این شعرو خیلی میخونم و خیلی دوستش دارم-gol--gol--gol--gol--gol--gol--gol--gol--gol--gol--gol-:p مرسی
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.