1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

ماجرای کلاغ عاشق

شروع موضوع توسط babaks2 در ‏23 آگوست 2013 در انجمن عشق و عاشقي

  1. babaks2

    babaks2 مهمان

    یه روزی آقـــای کـــلاغ،
    یا به قول بعضیا جناب زاغ

    رو دوچرخه پا می‌زد،
    رد شدش از دم باغ
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_01.jpg
    پای یک درخت رسید،
    صدای خوبی شنید

    نگاهی کرد به بالا،
    صاحب صدا رو دید

    یه قناری بود قشنگ،
    بال و پر، پر آب و رنگ

    وقتی جیک جیکو می‌کرد،
    آب می‌کردش دل سنگ

    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_02.jpg
    قلب زاغ تکونی خورد،
    قناری عقلشو برد

    توی فکر قناری،
    تا دو روز غذا نخورد
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_03.jpg

    روز سوم کلاغه،
    رفتش پیش قناری

    گفتش عزیزم سلام،
    اومدم خواستگاری!
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_04.jpg

    نگاهی کرد قناری،
    بالا و پایین، راست و چپ

    پوزخندی زد به کلاغ،
    گفتش که عجب! عجب

    منقار من قلمی،
    منقار تو بیست وجب

    واسه چی زنت بشم؟
    مغز من نکرده تب

    کلاغه دلش شیکست،
    ولی دید یه راهی هست

    برای سفر به شهر،
    بار و بندیلش رو بست

    یه مدت از کلاغه،
    هیچ کجا خبر نبود

    وقتی برگشت به خونه،
    از نوکش اثر نبود

    داده بود عمل کنن،
    منقار درازشو

    فکر کرد این بار می‌خره،
    قناریه نازشو

    باز کلاغ دلش شیکست،
    نگاه کرد به سر و دست

    آره خب، سیاه بودش!
    اینجوری بوده و هست

    دوباره یه فکری کرد،
    رنگ مو تهیه کرد

    خودشو از سر تا پا،
    رفت و کردش زرد زرد

    رفتش و گفت: قناری!
    اومدم خواستگاری

    شدم عینهو خودت،
    بگو که دوسم داری

    اخمای قناریه،
    دوباره رفتش تو هم!


    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_05.jpg

    کله‌مو نگاه بکن،
    گیسوهام پر پیچ و خم

    موهای روی سرت،
    وای که هست خیلی کم

    فردا روزی تاس می‌شی!
    زندگی‌مون میشه غم

    کلاغ رفتش به خونه
    نگاه کرد به آیینه

    نکنه خدا جونم!
    سرنوشت من اینه؟!

    ولی نا امید نشد،
    رفت تو فکر کلاگیس

    گذاشت اونو رو سرش،
    تفی کرد با دو تا لیس

    کلاه گیسه چسبیدش،
    خیلی محکم و تمیز

    روی کله‌ی کلاغ،
    نمی‌خورد حتی یه لیز
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_06.jpg
    نگاه که خوب می‌کنم،
    می‌بینم گردنتو

    یه جورایی درازه،
    نمی‌شم من زن تو

    کلاغه رفتشو من،
    نمی‌دونم چی جوری

    وقتی اومدش ولی،
    گردنش بود اینجوری
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_07.jpg
    خجالت نمی‌کشی؟
    با اون گوشتای شیکم!؟

    دوست دارم شوهر من،
    باشه پیمناست دست کم!

    دیگه از فردا کلاغ،
    حسابی رفت تو رژیم

    می‌کردش بدنسازی،
    بارفیکس و دمبل و سیم

    بعدش هم می‌رفت تو پارک،
    می‌دویید راهای دور

    آره این کلاغ ما،‌
    خیلی خیلی بود صبور
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_08.jpg
    واسه ریختن عرق،
    می‌کردش طناب‌بازی

    ولی از روند کار،
    نبودش خیلی راضی

    پا شدو رفتش به شهر،
    دنبال دکتر خوب

    دو هفته بستری شد،
    که بشه یه تیکه چوب

    قرصای جور و واجور،
    رژیمای رنگارنگ

    تمرینهای ورزشی،
    لباسای کیپ تنگ

    آخرش اومد رو فرم،
    هیکل و وزن کلاغ

    با هزار تا آرزو،
    اومدش به سمت باغ
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_09.jpg
    وقتی از دور میومد،
    شنیدش صدای ساز

    تنبک و تنبور و دف،
    شادی و رقص و آواز

    دل زاغه هری ریخت!
    نکنه قناریه؟

    شایدم عروسی
    بازای شکاریه!
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_10.jpg
    دیدش ای وای قناری،
    پوشیده رخت عروس

    یعنی دامادش کیه؟
    طاووسه یا که خروس؟

    هی کی هست لابد تو تیپ،
    حرف اولو می‌زنه!

    توی هیکل و صورت،
    صد برابر منه

    کلاغه رفتشو دید،
    شوهر قناری رو

    شوکه شد، نمی‌دونست،
    چیز اصل کاری رو!

    می‌دونین مشکل کار،
    از همون اول چی بود؟

    کلاغه دوچرخه داشت،‌
    صاحب بی ام و نبود
    apersian_star.net_1390_10_21_dastan_11.jpg
     

    موضوعات مشابه

    سعیدخخخخخ از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.