1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

پرده ......

شروع موضوع توسط babaks2 در ‏23 آگوست 2013 در انجمن عشق و عاشقي

  1. babaks2

    babaks2 مهمان


    مگذار آفتاب سر برسد، پا کند توی کفش امشبمان

    بغض پشت حصار چشمانم،دارد از فرط غصه می ترکد
    خرد کن ساعتی که می گذرد، اینچنین مثل آب از سرمان
    پلک بر هم نمی گذارم تا، خواب از هم جدایمان نکند
    پشت درها نشسته خورشیدی، که طمع می کند به بسترمان

    یک به یک هر ستاره می افتد، توی گرداب تلخ عقربه ها
    این سه پیکان تیز می چرخند، می رسد عاقبت به نوبتمان
    خسته ام مثل تنگ مفلوکی، از تکان های ماهی اش در آب
    خسته ام از هجوم هر حرفی، به حریم سکوت و صحبتمان

    مثل دود غلیظ یک سیگار، بر تن این اتاق می پیچیم
    از گسستن نگو، نگو وقتی، در هم آمیخته هم و غممان
    نه امیدی به بودنت دارم، نه دلیلی برای ماندن تو
    ترسم از درد تیشه هاست بر این، ریشه های عمیق و محکممان

    درد یعنی نبودنت وقتی، دو قدم آنطرف ترم باشی
    مرگ یعنی سکوت، وقتی حرف ، نشود جا به حجم خلوتمان
    عشق ما نور بود، آتش بود، که سیاهی گذاشت دیده شود
    از سپیدی روز بیزارم، "دامن شعله های حسرتمان"

    پرده ها را بکش امیدی نیست، به جهانی که سخت داد و .... گرفت
    کل دنیا درست خواهد شد، از در آغوش هم نبودنمان!!!
    شب به شب شانه کن امیدم را، گره ای بود اگر به باد بده
    صبح آوار می شود خورشید، روی رویای ترد بودنمان
     
    کیان از این پست تشکر کرده است.
  2. کیان

    کیان کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    254
    تشکر شده:
    50
    جنسیت:
    مرد
    tashvigh-gol--gol--gol- زیبا...
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.