1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

It's a love story

شروع موضوع توسط JIJILI در ‏25 آگوست 2013 در انجمن زبان وادبیات انگلیسی

  1. JIJILI

    JIJILI کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2012
    ارسال ها:
    220
    تشکر شده:
    384
    جنسیت:
    زن
    We were both young, when I first saw you.
    وقتی اولین بار دیدمت خیلی بچه بودیم

    I close my eyes and the flashback starts-
    چشامو می بندم و به یاد اون روزا می افتم

    I'm standing there, on a balcony in summer air.
    من اونجا رو بالکن وایستادم در حالی که باد تابستونی میوزه

    I see the lights; see the party, the ball gowns.
    نورهارو می بینم ....


    I see you make your way through the crowd-
    میبینمت که داری به طرف جمعیت میری

    You say hello, little did I know...
    و بهشون سلام می کنی کمی فهمیدم که


    That you were Romeo, you were throwing pebbles-
    که تو مثل روه او بودی و سنگ پرت می کردی

    And my daddy said "stay away from Juliet"-
    و پدرم می گفت که ازش دوری کن ژولیت

    And I was crying on the staircase-
    و من رو پله ها نشسته بودم و اشک میریختم

    begging you, "Please don't go..." and I said...
    و التماستو می کردم که نرو، و گفتم


    Romeo take me somewhere, we can be alone.
    رومه او منو جایی ببر که بتونیم تنها باشیم

    I'll be waiting; all there's left to do is run.
    منتظرت می مونم و تنها کاری که ازمون بر میاد اینه که فرار کنیم

    You'll be the prince and I'll be the princess,
    تو پادشاه میشی و من پرنسس تو

    It's a love story, baby, just say yes.
    این یه قصه عاشقانست عزیزم فقط بگو باشه


    So I sneak out to the garden to see you.
    پنهانی میام تو باغ تا ببینمت

    We keep quiet, because we're dead if they knew-
    صدامون در نمیاد چون اگه بفهمن پوستمونو می کنن

    So close your eyes... escape this town for a little while.
    Oh, Oh.
    پس چشاتو ببند... و واسه چند لحظه هم که شده از این شهر فرار کنیم


    Cause you were Romeo - I was a scarlet letter,
    چون تو میشی رومه او

    And my daddy said "stay away from Juliet" -
    و پدرم گفت که از اون دور باش ژولیت

    but you were everything to me-
    ولی تو همه چیز منی

    I was begging you, "Please don't go" and I said...
    و التماستو میکنم که نرو، و میگم

    Romeo take me somewhere, we can be alone.
    رومه او منو جایی ببر که بتونیم تنها باشیم

    I'll be waiting; all there's left to do is run.
    منتظرت می مونم و تنها کاری که ازمون بر میاد اینه که فرار کنیم

    You'll be the prince and I'll be the princess.
    تو پادشاه میشی و من پرنسس تو

    It's a love story, baby, just say yes-
    این یه قصه عاشقانست عزیزم فقط بگو باشه


    Romeo save me, they're trying to tell me how to feel.
    رومه او نجاتم بده، اونا میخوان بهم بگن که باید چه احساسی داشته باشم

    This love is difficult, but it's real.
    این خیلی عشق سختیه ولی واقعیه

    Don't be afraid, we'll make it out of this mess.
    نگران نباش ما از پساین ار بر میایم

    It's a love story, baby, just say yes.
    Oh, Oh.
    این یه قصه عاشقانست عزیزم فقط بگو باشه


    I got tired of waiting.
    از منتظر موندن دیگه خسته شدم

    Wondering if you were ever coming around.
    و در این عجبم که میای پیشم

    My faith in you was fng-
    اعتمادم نسبت به تو داشت سست میشد

    When I met you on the outskirts of town. and I said...
    وقتی تورو خارج از شهر دیدم و بهت گفتم


    Romeo save me, I've been feeling so alone.
    رومه او منو نجات بده، خیلی احساس تنهایی می کنم

    I keep waiting, for you but you never come.
    منتظرت موندم ولی هیچوقت نیومدی

    Is this in my head, I don't know what to think-
    یعنی از روی احساس تصمیم گرفتم، نمیدونم باید چی فکر کنم

    He knelt to the ground and pulled out a ring and said...
    چون اون رو زمین زانو زد و یه حلقه از جیبش در آورد و گفت


    Marry me Juliet, you'll never have to be alone.
    با من ازدواج کن ژولیت و دیگه هیچ وقت تنها نخواهی بود

    I love you, and that's all I really know.
    من عاشقتم و این چیزیه که از ته قلب بهش ایمان دارم

    I talked to your dad -- go pick out a white dress
    با پدرت حرف زدم، برو یه لباس سفید بپوش

    It's a love story, baby just say... yes.
    Oh, Oh, Oh, Oh, Oh.
    این یه داستان عاشقانست عزیزم فقط بگو باشه


    'cause we were both young when I first saw you
    وقتی اولین بار دیدمت خیلی بچه بودیم
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.