1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان كوتاه

شروع موضوع توسط ahmadi_amir222 در ‏28 آگوست 2013 در انجمن اس ام اس و جوک

  1. ahmadi_amir222

    ahmadi_amir222 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئیه 2013
    ارسال ها:
    1,085
    تشکر شده:
    1,908
    جنسیت:
    مرد
    روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
    ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
    بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
    کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
    کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
    کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

    پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
    بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.
    کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.
    پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
    پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل...
     

    موضوعات مشابه

    پرنیا از این پست تشکر کرده است.
  2. پرنیا

    پرنیا کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2013
    ارسال ها:
    264
    تشکر شده:
    70
    جنسیت:
    زن
    باریکلا m41.gif
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.