1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

تاجر

شروع موضوع توسط ahmadi_amir222 در ‏28 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. ahmadi_amir222

    ahmadi_amir222 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 ژوئیه 2013
    ارسال ها:
    1,085
    تشکر شده:
    1,908
    جنسیت:
    مرد
    در زمان‌های‌ دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت.
    شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیکن کمی خجالتی بود.
    مرد تاجر همسری کدبانو داشت که دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر کسی را آب می انداخت.
    روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دکانش برود.
    شاگرد در دکان را باز کرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب کرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.
    قبل از ظهر به او خبر رسید که حال تاجر خوب نیست و باید دنبال دکتر برود.
    پسرک در دکان را بست و دنبال دکتر رفت. دکتر به منزل تاجر رفت و او را معاینه کرد و برایش دارو نوشت.
    پسر بیرون رفت و دارو را خرید وقتی به خانه برگشت، دیگر ظهر شده بود. پسرک خواست دارو را بدهد و برود، ولی همسر تاجر خیلی اصرار کرد و او را برای ناهار به خانه آورد.
    همسر تاجر برای ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و کاسه های آش را گذاشتند.
    تاجر برای شستن دستهایش به حیاط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بیاورد.
    پسرک خیلی خجالت می کشید و فکر کرد تا بهانه ای بیاورد و ناهار را آنجا نخورد. فکر کرد بهتر است بگوید دندانش درد می کند. دستش را روی دهانش گذاشت.
    تاجر...
     

    موضوعات مشابه

    goly gian و پرنیا از این پست تشکر کرده اند.
  2. پرنیا

    پرنیا کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 فوریه 2013
    ارسال ها:
    264
    تشکر شده:
    70
    جنسیت:
    زن
    بقیش کو؟ 57.gif دوست دارم تا تهش بخونم
     
  3. goly gian

    goly gian کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئیه 2013
    ارسال ها:
    435
    تشکر شده:
    588
    جنسیت:
    زن
    امیر بقیش taajob
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.