1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان غذای دانشجویی

شروع موضوع توسط ♥azin baroon♥ در ‏28 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم.

    یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است

    سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند

    سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته

    و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد

    وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل آفریقا (با توجه …به قیافه‌اش)، آنجا نشسته

    و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند.

    اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست.

    او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد.

    در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند.

    جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

    دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.

    به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند

    و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را.

    همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است

    مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

    آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.

    و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند،

    و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است.

    توضیح پائولو کوئلیو:

    من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند

    و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند. داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند

    و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند. چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم

    وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛

    مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است

    در حالی که آفریقاییِ دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد….
     

    موضوعات مشابه

    goly gian, sahar.te, baranbahar و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. sahar joooon

    sahar joooon برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,398
    تشکر شده:
    719
    جنسیت:
    زن
    چه باحاااااااااااااااااااااااااااااال
     
  3. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,193
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    kwiaty89.gif ممنون جالب بود
     
  4. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    :pthx
     
  5. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
  6. FATIMAH

    FATIMAH کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 آگوست 2013
    ارسال ها:
    48
    تشکر شده:
    0
    جنسیت:
    زن
    kheyly zeba bodcheshmakkhoshghel
     
  7. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    nishkhandthxcheshmak
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.