1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

کتیبه‏ ی سارگن دوم آشوری‏ در تنگی‏ ور+عکس

شروع موضوع توسط arvia در ‏28 آگوست 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    آنچه می‏خوانید،ترجمه‏ی مقاله‏ای‏ است درباره‏ی کتیبه‏ ی‏ «تنگی‏ور»و همراه با توضیحاتی از مترجم درباره‏ی ویژگی‏های طبیعی‏ محلی که این کتیبه در آن جا قرار دارد. در نوشتار حاضر،همچنین به‏ موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته شده است که در اطراف کتیبه‏ قرار دارند. عکسی نیز از کتیبه و آثار اطراف آن ارائه شده است. گستره‏ی تقریبی ایالت «کارالا»ی مذکور در کتیبه نیز بررسی شده‏ است.

    این کتیبه‏ی قدیمی برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرت‏گیری‏ مادها،اهمیت بسیار دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی‏ توجهی قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه سپرده شده است.خرابی دیواره‏ی راست طاقنمای محافظ کتیبه در سال‏های اخیر گسترش بیش‏تری یافته است.در حوادث اوایل‏ انقلاب نیز تیراندازی به متن کتیبه،قسمت‏هایی از آن‏را خراب کرده و به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانده است، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست.
    [​IMG]

    کتیبه‏ ی تنگی‏ور در پای کوه«شاهو» از کوه‏های معروف کردستان‏ و در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان «کامیاران»در دره‏ای تنگ میان‏ سه روستا قرار دارد: روستای «پالنگان» در شمال غربی کتیبه و درست‏ در طرف دیگر این دره،روستای«تنگی‏ور»در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آن‏که کتیبه به نام این روستا معروف شده است،و روستای«یوزیدر»در قسمت جنوب شرقی کتیبه.این کتیبه بر *‏ی‏ راست دره‏ای حک شده که آب چشمه‏های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگی‏ور به این دره می‏ریزد،و همچنین آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله‏ی کمی از آن جا به رود سیروان(گاورود)یا دیاله‏ی قدیم، می‏ریزد.
    این دره‏ی باریک،از کنار کتیبه شروع می‏شود و تا روستای پالنگان‏ تقریبا ۱۰ کیلومتر طول دارد.در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود،یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان،می‏توان به آن وارد شد.هنوز آثار سنگرهای دیده‏بانی‏ در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری،امکان نفوذی‏ به این دژ بوده‏اند.درون دره،چشمه‏های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره‏ی غذایی،این دژ می‏توانست به مدت طولانی در برابر حمله‏ها مقاومت کند.ابتدای ورود شمال غربی،در سمت راست که‏ دارای شیب کمی در پائین دره است،به محله‏ی یهودی‏ها شهرت دارد. با توجه به این‏که ساکنان کنونی،درباره‏ی این یهودیان و زمان زندگی‏ آن‏ها اطلاعاتی ندارند،باید به دوره‏های قدیمی مربوط باشند.بالاتر،
    چشمه‏های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع می‏شوند و به‏ طرف بالاتر ادامه می‏یابند.
    جریان آب از طرف جنوب شرقی،با پشت‏سر گذاشتن دشت‏ جنوب شرقی و چند تپه‏ی باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره، به این دره‏ی تنگ وارد می‏شود.این آب با فشار زیادی در بهار،به آب‏ چشمه‏های درونی دره می‏پیوندد و با حجم فراوان،از طرف شمال غربی‏ با پشت‏سر گذاشتن روستای پالنگان،رو در جانب دشتی دیگر با شیب‏ نسبتا زیاد،به سیروان می‏ریزد و مسیر پرپیچ‏وخم و طولانی خود را در دره‏های تنگ زاگرس به سوی بین النهرین در پیش می‏گیرد.
    می‏توان تصور کرد که این کتیبه در گذشته حد اقل در مسیر چهارراه‏ قرار گرفته بود:راهی که از جانب شرق و با گذشتن از دشتی‏ وسیع،پس از پشت‏سر گذاشتن کرمانشاه و کامیاران به این کتیبه و به‏ کنار رود سیروان می‏رسید و اکنون جاده‏ی اصلی ارتباطی کامیاران با این منطقه است.راهی دیگر که در واقع ادامه‏ی همین راه بود و با گذشتن از پلی که هنوز آثار یکی از پایه‏های آن در کنار سیروان معروف‏ به پل‏دختر(کلی کناچه)در فاصله‏ی چند صد متری پائین‏تر از پل‏ جاده‏ی کنونی قرار دارد،به دشت شمالی و از آن جا به مریوان می‏رفت. این پایه‏ی پل از سنگ و ساروج است و بنای محکم پل را نشان‏ می‏دهد.راه دیگر،راه شرقی است که در طول رودخانه‏ی سیروان به‏ سنندج می‏رفت و بالاخره راه غربی که راهی نسبتا صعب العبور بوده و با پشت‏سر نهادن کوه شاهو،به کوهپایه‏های جنوبی این کوه،به‏ منطقه‏ی پاوه و جوانرود منتهی می‏شد.این راه‏ها مناسب‏ترین مسیرهای‏ ارتباطی دژ با مناطق اطرافش بوده‏اند که وجود کتیبه می‏تواند نشاندهنده‏ی اهمیت این محل در گذشته باشد.
    شغل مردم این منطقه کشاورزی دیم و مخصوصا کشت گندم و جوست.در داخل دره و در کنار رود سیروان نیز باغداری محدودی‏ وجود دارد.اما وجود گورستان‏های گوناگون و نام مناطق اطراف این‏ دژ،حتی در دشت‏های مرتفع،نشاندهنده‏ی وجود مردمانی‏ یک‏جانشین و کشاورز در اطراف دیاله در گذشته است؛هرچند مردمان‏ امروزین اطراف دژ،زندگی نیمه کوچ‏نشینی دارند.
    [​IMG]
    مجسمه سارگن دوم پادشاه سلسله آشور باستان
    توصیف کتیبهکتیبه در ورودی جنوبی بر جانب راست دره و پس از پشت‏سر نهادن نزدیک به ۲۰۰۰ متر،در ارتفاع حدودا ۵۰ متری دیوار کنده شده‏ است.این حجاری که کتیبه درآن قرار گرفته،به صورت طاقی است‏ تا کتبیه را از ناملایمات طبیعی محافظت کند.کتیبه بر زمینه‏ی نقش‏ برجسته‏ای از سارگن نوشته شده است.این نقش،سارگن را نشان‏ می‏دهد که کلاهی مدور بر سر دارد.چهره‏ی او به‏صورت نیمرخ نشان‏ داده شده و دارای ریش بلند و مجعد و موهای پرپشت است که از پشت روی گردنش ریخته‏اند.جامه‏ای بلند به تن دارد و نیم تنه‏ای نیز روی آن پوشیده است.سارگن در دست راستش که آن‏را بلند کرده‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) است،ماکت معبدی را دارد که می‏تواند معبد یکی از خدایانی باشد که در کتیبه نام برده است؛این شاید خدای آشور باشد که توجه خدایان‏ به سارگن و کمک به او در پیروزی‏اش را نشان می‏دهد.همه‏ی سطح‏ حجاری را نوشته‏ی کتیبه پوشانده و حتی به دلیل کمبود جا،روی‏ کناره‏های طاقنما نیز نوشته شده است.
    این نوشته به خط میخی آشوری و شامل ۴۶ سطر است.در پای‏ کتیبه و در کنار سطح دره،جریان تند آب سطح دره را پس از گذشت‏ سالیان دراز پائین‏تر برده است.آثار دو هاون یکی کوچک‏تر و کم‏عمق‏تر و دیگری بزرگ‏تر و عمیق‏تر وجود دارد.با ادامه‏ی راه در جانب راست و با فاصله‏ی کمی از کتیبه،دیواره‏ی دره به ارتفاع حدودا ۵ و طول ۲۰ و عمق ۵ متر کنده شده که به احتمال زیاد به همان‏ دوران مربوط است.اکنون ساکنان این محل گله‏های خود را در ساعات‏ گرم تابستان به آن جا می‏برند.در دوران گذشته نیز می‏توانست چنین‏ کاربردی داشته یا پناهگاه مردم فراری از برابر مهاجمان باشد.اما روبه‏روی کتیبه در جانب دیگر دره شکافی وجود دارد که مردمان بومی‏ کنونی به آن«زینانه»به معنی زندان کوچک می‏گویند و نشانگر مورد استفاده‏ی این محل است.در نزدیکی ورودی شمال غربی سنگری‏ از سنگ درست در مقابل معبری سخت قرار دارد که احتمالا برای ورود به دژ از آن استفاده می‏کرده‏اند.
    تا آن‏حا که اطلاع داریم در فاصله‏ی سال‏های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۷ ش علی اکبر سرافراز[سرافراز بی‏تا:۳۶-۱۲]از طرف هیأت علمی‏ بررسی‏های آثار باستانی و با کمک نیروهای ارتش از این کتیبه‏ نسخه‏برداری کرد و عکس‏هایی نیز از آن برداشت که گزارش آن در مجله‏ی بررسی‏های تاریخی شماره‏ی پنجم منتشر شد.در ایران‏ کار چندانی روی نسخه‏ی سرافراز انجام نگرفته و دکتر ارفعی در موزه‏ی‏ تهران نسخه‏ای از کار سرافراز را به دانشمندان آلمانی تحویل داده‏ است که هنوز چیزی دراین‏باره منتشر نکرده‏اند.ظاهرا تنها فریم این
    کتیبه را خوانده است.او در مقدمه‏ی مقاله‏ی خود در مجله‏ی‏ ẓOrientalẒ در سال ۱۹۹۹،کار سرافراز را توضیح داده و به‏ دشواری‏های خواندن آن اشاره کرده است.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.