1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

پیشینۀ دودمانی ساسانیان

شروع موضوع توسط arvia در ‏29 آگوست 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    اسناد و مدارک متعددّی در دست است که به این موضوع پرداخته اند، از آن جمله اند کارنامه اردشیر بابکان و کتیبه های به جای مانده از دوران زمام داری شهریار ساسانی خداینامه[۱] و …. به استناد همین اسناد و کتیبه ها و نوشته ها مورخان عرب و ایرانی و سپس پژوهشگران و تاریخ نگاران رومی و بعدها غربی به شکل گیری دولت ساسانی و چگونگی سقوط دولت اشکانی پرداخته و از برخی مسائل و مطالب آغاز سده سوم میلادی در تاریخ ایران زمین پرده برداشته اند. ذکر این نکته دارای اهمیّت است که در کتیبه کعبه زرتشت در استان فارس ساسان جد احتمالی اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی که نام آن سلسله به نام وی رقم خورده است، «خداه»[۲] یا به سخن دیگر «ساسان خداه»[۳] خوانده شده و شاپور خود را از نسل خدایان خوانده است. گفتنی است که واژه «خدا» در اینجا به معنای ذات اقدس باریتعالی یعنی آفریننده جهان نیست، بلکه به معنای خدایگان، بزرگ و صاحب و سرور است که در واژه های کد خدا[۴] به معنای «پدر» و «رئیس خانه» و در کنارش «کدبانو»[۵] به معنای بانوی بزرگ خانه به وضوح دیده می شود. پدر اردشیر بابک بوده است که در کتیبه فوق الذکر از او به عنوان شاه یاد شده است. به استناد همین کتیبه پدر بابک ساسان نام داشته و به گونه ای که در بالا اشاره شد در همانجا از ساسان به عنوان «خداه» نام برده شده است و این واقعیتی است که با محتوای واضح و محکم خداینامه انطباق و سازگاری کامل دارد. بنا به همین نوشته (خدای نامه) ساسان دارنده آتشکده استخر بوده است[۶] که از آن به عنوان آتشکده آناهید (آناهیتا) در تاریخ ثبت شده است و به نام آناهید یا ناهید که از ایزدان مادینه که الهه نعمت برکت بخشی، حاصلخیزی، باران و باروری بوده نامگذاری شده است. به این ترتیب ساسان که نام وی به سلسله داده شده است. همزمان شاه نیز بوده است.
    [​IMG]
    به روایت خداینامه ساسان مردی نیرومند، ورزشکار، بی باک و سلحشور و اهل سوارکاری و شکار بوده است. همسر وی زنی از خاندان پادشاهان بازرنگی بوده که در پژوهشهای متاخر به عنوان حکّام محلی در خطّه پارس از آنان یاد شده است. نام این زن در همین در همین منبع و منابع مشابه «رام بهشت»[۷] بوده است. در برخی پژوهشهای جدید به اشتباه ساسان و بابک را یکی دانسته و بابک را معارض بازرنگیان قلمداد کرده و آورده اند.که پس از آن بابک همسر خود را از خاندان بازرنگی برگزید و خواهر و یا دختر گوچهر بازرنگی را به زنی اختیار نمود. از ازدواج ساسان با رام بهشت فرزندی به دنیا آمد که نام او را بابک نهادند. در کتیبه شاپور در کعبه زرتشت نام همسر ساسان که مادر بابک نیز هست «دینگ» آمده است. گفتنی است که در منابع و پژوهش های عصر حاضر به اشتباه برخی «دینگ» را همسر بابک و زنی از خاندان بازرنگی دانسته اند. این گمان پیش می آید که بنا به سنن کهن ایرانیان مردان و زنان به ویژه مردان و زنان برجسته تاریخ افزون بر نام واقعی و به اصطلاح شناسنامه ای خود ملقّب به لقب دیگری که صفات نیک و خصال برجسته و خوب آنان را تداعی می کند، می شدند مانند بزرگ، نیکوکار، با حافظه[۸]، نستوه[۹] و مانند آن. بدیهی است که صفات ناشایسته برخی از زمام داران نیز همانند لقبی در کنار نام واقعی آنان آمده است، مانند بزه کار[۱۰]، حرامزاده[۱۱] و ….. در عصر ساسانی نیز می توان به همین اعتبار پذیرفت که گاهی زنان نامدار روزگار را به سبب صفات نیک آنها نسبت و لقبی می داده اند و به این ترتیب دور از واقعیت نیست که «دینگ»[۱۲] نام اصلی و واقعی زن ساسان و «رام بهشت» لقب وی بوده است، زیرا منابع تاریخی و اسناد و مدارک سنّتی ساسانیان، زن ساسان یا مادر بابک را به صفات جمال و کمال توصیف کرده اند. وی دارای صورتی زیبا و سیرتی نیک بوده و این لقب را برازنده وی دانسته اند. در کارنامه اردشیر بابکان که به احتمال زیاد در نیمه دوم عمر حکومت ساسانیان انتشار یافته و احتمالاً تالیف، نگارش و تدوین آن نیز خالی از خدشه، اصلاحات و دستخوردگی نبوده است. ساسان را شبانی از نسل شاهان کیانی و از تبار کیقباد و کیکاوس و سیاوش و کیخسرو معرفی می کند که پس از سرگردانی های زیاد و آوارگی در سرزمین هند به ایران زمین آمده و چوپانی رمه های بابک شاه پارس را به عهده گرفته است. به استناد همین نوشته، بابک بر اثر دیدن خوابی دختر خود را به ساسان داده است و اردشیر در واقع نوه دختری بابک است نه پسر او و بابک او را پسر خویش خوانده است. گرچه این داستان بعدها ساخته و پرداخته شده است. انگیزه ساخته شدن این قصّه هنوز هم برای مورخان دارای اهمیت است و آن چنین است: داستان پردازانی که نسب اردشیر را به سلسله کیانیان رسانده اند، خود متوّجه اشتباهات و نقاط ضعف آن شده اند که چرا باید اسکندر مقدونی و جانشینان او اخلاف دارا را در پارس زنده نگه دارند و چرا سلوکیان و اشکانیان (ملوک الطوایف) باید تحمل کنند که کسانی از اخلاف دارا در وطن اصلی خود باشند و به فکر به دست آوردن سلطنت از دست رفته خود نیفتند. بدین جهت داستان فوق را به گونه ای پرداخته اند که اخلاف دارا از بیم تعقیب و آزار دشمنان به هند گریخته اند و پس از گذشت زمانی، ساسان یا یکی از پدران او در لباس چوپانی به وطن و زادگاه و پایگاه اصلی خود بازگشته است.
    در هر حال و صورت بابک نیز ظاهراً در آغاز پس از ساسان، منصب روحانی و کلید دار و مسئول اداره امور معبد آناهیتا را به دست گرفت. از کتیبه شاپور در کعبه زرتشت چنین بر می آید که زن بابک «رودک»[۱۳] یا «روتک»[۱۴] نام داشته و اردشیر ثمره این ازدواج است. به موجب مفاد خدای نامه چون اردشیر به سنّ هفت سالگی رسید، بابک پدر وی او را به نزد گوچثر[۱۵] یا گوزهر[۱۶] پادشاه استخر که از خاندان بازرنگیان بود، برد.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.