1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آتنا الهه جنگاوری یونان باستان+عکس

شروع موضوع توسط arvia در ‏29 آگوست 2013 در انجمن تاریخ جهان

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    هنگامی که زئوس همسرش متیس را می بلعد متیس در شرف زادن الهه ای بنام آتنا بود اندکی بعد زئوس دچار سردرد شدیدی می شود هفائیستوس یا بنا بر روایتی دیگر پرمته برای درمانش جمجمه اش را با تبری می شکافد و از ان شکاف آتنا با نیزه ای به بیرون می جهد و فریاد پیروزی می کشد در این لحظه همه خدایان متعجب می شوند.عده دیگری نیز در کرت معتقدند که آتنا در میان ابرها پنهان شده بود و وقتی که زئوس سرش را بر ابر کوبید او از آنجا بیرون جهید و در نزدیکی ناکسوس به کنار چشمه ی تریتون افتاد عده نیز آتنا را فرزتد پوزئیدون و دریاچه تریتوئیس می دانند عده ای از یونانیان نیز آتنا را فرزند غول پالاس می دانند که به دست دختر کشته می شود. [​IMG]بعد از تولد این نوزاد هرا همسر رسمی زئوس که در تولد وی نقشی نداشته به خشم فرو رفت و به تنهایی بچه ای زایید که تیفائن یا طوفان مظهر ویرانی نام گرفت آتنا در میان همه الهه ها فرزند محبوب زئوس نیز محسوب می شده است.رومیان از آتنا بعنوان مینروا یاد می کنند آتنا علاوه بر یونان و روم نیز مورد پرستش بسیاری از اقوام آریایی بوده است.یونانیان نیز او را الهه حامی شهر خود می شمردند و اسم آتن از اسم او سرچشمه می گیرد. آتنا از اول الهه جنگاوری نیز محسوب می شد وا یک بار با دیوها به نبرد پرداخت و پالاس سر کرده آنها را کشت.و با یکی از ارابه های سنگین خود یکی از دیوان به نام انکلادوس را تا جزیره سیسل تعقیب کرد و او را در آنجا زیر ارابه له کرد. [​IMG]هنگامی که آتنا با پالاس می خواست نبرد کند مریخ خواست که مانع او شود اما آتنا به کار خود ادامه داد آتنا به دلیل دشمنی هرا با او از هرکول که هرا با او نیز دشمنی می کرد حمایت کرد به همین دلیل هرکول سیب طلایی را که بدست آورد به او ارمغان داد.آتنا به یونانیان عشق می ورزید به همین دلیل همیشه از یونانیان حمایت می کردو در نبرد تروا نیز بطور مستقیم به نفع یونانیان وارد کارزار شد و در همه جا اولیس و تلمارک را به سمت موفقیت راهنمایی می کرد. آتنا همواره از پهلوانان نیز پشتیبانی می کرد و در بر خورد میان پرسئوس و مدوز آتنا پرسئوس را راهنمایی کرد برخی نیز معتقد هستند بعدها ایرانیان از نسل پرسئوس که فرزند زئوس بود بوجود آمدند.تا آن روز نیز کسی جرات نبرد کردن با مدوزها را نداشت زیرا مدوزها زنانی با گیسوان شبیه مرد بودند و هرکس به آنها نگاه می کرد بلافاصله تبدیل به سنگ می شدند.در آن نبرد پرسئوس چشمهایش را بر هم نهاد و آتا او را بر سر مدوز فرود آورد. [​IMG]
    آتنا یک بار هم نشد که پا از دایره پاک دامنی به بیرون بردارد.و یا با کسی رابطه عاشقانه بر قرار کند بیشتر خدایان نیز به او به چشم خریدار نگاه می کردنداما چون به او دسترسی نداشتند او را به رابطه با هرکول هیلوس و هفائیستوس متهم می کردند.یک روز که آتنا با پریان جنگل مشغول شنا بود تیزیاس چوپان جوان و زیابیی بر حسب تصادف چشمش به اندام برهنه آتنا افتاد و آتنا نیز او را کور کرد کاریلکر پری جنگل نیز که شیفته زیبایی آن جوان شده بود او را شفاعت کرد و آتنا هم پذیرفت که او هیچ گناهی نداشته در عوض چشمانش به او قدرت پیشگویی اعطا کرد. روزی هفائیستوس خدای صنعت و شوهر هرزه زهره به قصد تجاوز به آتنا او را بر زمین کوبید اما آتنا به او اجازه نداد که نقشه اش را عملی بکند و او نیز ناچار به سراغ الهه جنگل گائا رفت و از این همخوابی کودکی بنام اریکتونیوس متولد شد آتنا این کودک را که مورد خشم خدایان بود پشتیبانی کرد. و او را به دخترن سکرئپس سپرد او کودک را در جعبه ای نهاد و به آنها داد و گفت حق باز کردن در جعبه را ندارند اما یکی از خوهران بنام پاندروسوس به این فرمان گردن نهاد و دو خواهر دیگر بنام های هرسه و آگلوروس در جعبه را از روی کنجکاوی باز کردند و دیدند مار سیاهی به دور کودک چنبره زده است آتنا از خشم آن دو خواهر را به بیماری جنون مبتلا کرد. در نبرد میان پوزئیدن وآتنا پوزئیدن نیزه سه شاخ خود را بر صخره آکروپلیس زد و شورابی از آن فرا جهید و عده ای نیز می گویند از زیر نیزه اسبی پدید آمد و آتنا نیز کاری کرد که از آکروپلیس درخت زیتونی بروید که به رغم آتش زده شدن توسط پارسیان و لشگر خشایار شاه تا روزگار هریکلس پابرجا بود. آتنا علاوه بر جنگجو بودن فن رام کردن اسب ها ارابه سازی کشتی سازی و کوزه گری را به مردم آموخت در کشور لیدی دختر جوانی بنام آرکنه بود که شهرت فراوانی در قلاب دوزی داشت او اظهار کرد که حتی از اتنا نیز بهتر قلاب دوزی می کند آتنا نیز بصورت پیرزنی در آمد و به او توصیه کرد که به خدایان توهین نکند وقتی دید سخنش چاره ساز نیست بصورت واقعی خودش در آمد آرکاکنه نیز برای اثبات هنرمندی خود طرحی در تجیم عشق های خدایان کشید و به آتنا داد وقتی اتنا نتوانست ایرادی در آن پیدا بکند آرکنه را بصورت عنکبوتی در آورد که همیشه مشغول تنیدن تار به دور خویش بود. . [​IMG]
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.