1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان بسیار زیبای پدری که تا دیر وقت کار می کرد

شروع موضوع توسط مهسا99 در ‏29 آگوست 2013 در انجمن داستانهای بلند

  1. مهسا99

    مهسا99 *** از ياد رفته *** برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    1,819
    تشکر شده:
    1,586
    جنسیت:
    زن
    مردی دیروقت، خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در، پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود.
    - بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
    - بله حتماً. چه سوال؟
    - بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟
    مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ربطی نداره. چرا چنین سوالی می‌پرسی؟
    - فقط می خواهم بدانم. بگویید برای هر ساعت کار چقدر پول می‌گیرید؟
    - اگر باید بدانی می گویم. ۲۰ دلار.
    - پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود، آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می‌شود لطفا ۱۰ دلار به من قرض بدهید؟
    مرد بیشتر عصبانی شد و گفت :‌ اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خرید اسباب بازی از من بگیری، سریع به اتاقت برو و فکر کن که چرا اینقدر خودخواه هستی. من هر روز کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم.
    پسر کوچک آرام به اتاقش رفت و در را بست.
    مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد. بعد از حدود یک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی خشن رفتار کرده است. شاید واقعا او به ۱۰ دلار برای خرید چیزی نیاز داشته است. بخصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش پول درخواست کند.
    مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
    - خواب هستی پسرم؟
    - نه پدر بیدارم.
    - من فکر کردم پاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم. بیا این هم ۱۰ دلاری که خواسته بودی.
    پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد : متشکرم بابا
    بعد دستش را زیر بالشش برد و از آن زیر چند اسکناس مچاله بیرون آورد.
    مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت :‌ با اینکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پئل کردی ؟
    بعد به پدرش گفت : برای اینکه پولم کافی نبود، ولی الان هست. حالا من ۲۰ دلار دارم. آیا می‌توانم یک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ چون دوست دارم با شما شام بخورم
     

    موضوعات مشابه

    jirrjirak از این پست تشکر کرده است.
  2. FATIMAH

    FATIMAH کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 آگوست 2013
    ارسال ها:
    48
    تشکر شده:
    0
    جنسیت:
    زن
    kheyly zeba bod adiadi
     
  3. ღღfatemehღღ

    ღღfatemehღღ ♥♀ҒдТЄщЭЧ♀♥ برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,355
    تشکر شده:
    3,575
    جنسیت:
    زن
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.