1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

کنکاشی در دین و آیین هخامنشیان

شروع موضوع توسط arvia در ‏3 سپتامبر 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    ایرانیان‌ در زمان‌ هخامنشیان‌ ازپیروان‌ خدایان‌ هند و آریایی‌ یعنی‌ تابع‌ نیروی‌ طبیعت‌ بودند. آنان‌ روشنایی‌ وخورشید و ماه‌ و زمین‌ و باد و سایر پدیده‌های‌ طبیعت‌ را احترام‌ می‌گذاشتند. ایرانیان‌ زردشتی‌ نبودند، بلکه‌ تابع‌ خدایان‌ طبیعی‌ بودند که‌ مورد انکار حضرت‌زرتشت‌ است‌. (2) مذهب‌ زرتشت‌ نظر به‌ جنبه‌ی‌ تجردی‌ که‌ داشت‌ در تمام‌ دوران‌سلطنت‌ هخامنشیان‌ قرین‌ موفقیت‌ نگردید و تا زمان‌ آغاز سلسله‌ی‌ ساسانیان‌ مراسم‌و عادات‌ زرتشتی‌ در نظر ایرانیان‌ بیگانه‌ بود.

    «هرودوت‌» و «استرابن‌» و «ژوستین‌» و «آپولی‌» و «آمیان‌مارتسلینی‌» (آمین‌ مارسلن‌) و سایر مؤلفان‌ باستانی‌ مؤلفان‌ باستانی‌ بالاتفاق‌ نقل‌کرده‌اند که‌ مغها از شاگردان‌ و پیروان‌ زردشت‌ بوده‌اند و آنها ‌درسده ی ششم‌ پیش ازمیلاد می‌زیسته‌اند. در روایات‌ و اخبار ایران‌ نیز که‌ درادبیات‌ ایرانی‌ می‌باشد منعکس‌ است‌، مغها به‌ عنوان‌ زردشتی‌ معرفی‌ شده‌اند. بسیاری‌ از محققان‌ معاصر نیز در زرتشتی‌ بودن‌ مغها تردیدی‌ ندارند. نظرات‌ « ای‌. هرتل‌ » و « گ‌.هیوزنیگ‌ » و « ف‌.کیونیگ‌ » (کونیگ) و « ک‌.لمان‌ هائوپت‌ » و « ا.هرتسفلد » مبنی‌ بر اینکه‌ مغها دشمن‌ دین زردشت‌بوده اند، و اینکه‌ هخامنشیان‌ دوران‌ نخستین‌ زرتشتی‌ بودند.( این پژوهشگران هم راه ختایی می روند و آن هم این است که عقیده به این دارند که):« زرتشت‌ را همدوره ی داریوش‌ و معلم‌ روحانی‌ وی‌ به‌ شمارمی آورند‌، که بر ضد مغها به‌ عنوان‌ دشمن‌ آیینی‌ که‌ تأسیس‌ نموده‌ بود قیام‌ نمود».چنانکه در جستار پیشین نشان دادم که زرتشت پیش از هخامنشیان و به زمان بسیار دورتری تعلق داشته است.محققان‌ مذکور این‌طور تصور می‌کنند که‌ مغهای‌ مغلوب‌ به‌ وسیله‌ی‌ هخامنشیان‌مجبور شدند مذهب‌ زرتشت‌ را بپذیرند، ولی‌ سپس آن‌ را تحریف‌ کردند و در اوستای‌صغیر مذهب‌ دیوها را که‌ زرتشت‌ آن‌ را منع‌ و نهی‌ کرده‌ بود، وارد نمودند. این‌محققان‌ زرتشتی‌ بودن‌ مغها را منکر شده‌ و استناد می‌کنند که‌ در اوستا روحانیون‌به‌ نام‌ «آتراوان‌» (آثروان‌)ها نامیده‌ شده‌اند، نه‌ مغها.

    مغان چه کسانی بودند:

    اما به نظر من مورخان و پژوهشگرانی که نظر به غیر زرتشتی بودن هخامنشیان داده اند و یا به زرتشتی بودن مغان رای داده اند راه اشتباهی را پیموده اند و این از این روی بوده است که آیین مغان را که بسیار زود با آیین زرتشتی درآمیخته شد یکی دانسته اند و مغ ها را روحانیون زرتشتی دانسته اند چنان که این اشتباه پس از تسخیر ایران به دست تازی به مورخان عرب نیز منتقل شد. نخست اینکه “magus” از فارسی‌ باستان‌ به‌ صورت‌ magous به‌ یونانی‌ راه‌ یافته‌ و از طریق‌ سریانی‌ به‌ عربی‌ به‌ صورت‌ « مجوس‌ » واردگردیده‌ است‌. « مگوش‌ » نامی‌ است‌ که‌ بر گروهی‌ مادی‌ که‌ به‌ امور دینی‌می‌پرداخته‌اند گفته‌ شده‌ است‌. پس‌ از رواج‌ دین‌ زردشتی‌ در میان‌ ایرانیان‌،«مگوش‌ »ها امور دین‌ زردشتی‌ را به‌ عهده‌ گرفتند. ایران‌ شناسان‌ «وندیداد» را دربرگیرنده‌ی‌ عقاید «مگوش‌»ها دانسته‌اند. کلمه‌ی‌ «مغ‌» بازمانده‌ی‌ «مگوش‌» است‌. عربها پس‌ از فتح‌ ایران‌، کلیه‌ مذاهب‌ پیشازرتشتی‌، زرتشتی‌ و پسازرتشتی‌ رامجوس‌ خطاب‌ می‌کردند. در هر حال‌ مگوشها یا مغان‌ مشتمل‌ بر ( کیومرثیان‌ ،زروانیان‌ و زرتشتیان‌ ) می‌باشند. می بینید که تاریخ نویسان همه را مغ می خوانند و تاریخ نگاران هم زرتشتیان را مغ دانسته اند و این بنا چون بنیادش از نخست کژ گذاشته شده است تا ثریا همچنین کژ بالا می رود.!! همانگونه که در جستار پیشین گفتم: یکی از قبیله های مادی مغان بودند که افراد این قبیله گویا از فرهیختگان و روحانیانی بودند که نه تنها برای مادها، بلکه برای پارس ها هم روحانی می پروردند. به نظر می رسد این مغان، انجمنی کاملن متحد داشتند و امکان دارد که مانعی سخت بر سر راه گسترش کیش زرتشتی به غرب ایران بوده اند.در زمان کنونی دید ما از مردان روحانی بدین گونه است که آن ها را مردانی می دانیم با سواد کم، که تنها به خرافات و شرعیات دین می پردازند اما در ایران باستان و زمان های بسیار دور مغ ها انسان های بسیار دانشمندی بودند که در بیشتر دانش ها مهارت و آگاهی بسیار داشتند از جمله دانش ستاره شناسی و همچنین گیاه شناسی، روانشناسی علوم متافیزیک و دانش پزشکی و بسیاری از علوم های دیگر، بنا بر اشاره های تاریخی این مغان زبان ویژه و خط ویژه ای داشته اند و همچنین اسرار و رموز بسیاری می دانستند که تنها به انجمن خود می آموختند و دیگران را در بین خود راه نمی دادند و دیرینگی آن ها به پیش از مادها هم می رسد که البته برای اینکه اسرار و ثروت و مقام خود را داشته باشند دست به ازدواج های خویشاوندی می زده اند.

    آیین تدفین :

    رسم و آیین های بسیاری از این مغان به شرعیات کیش زرتشتی راه یافت که یکی از آن ها قربانی کردن و دیگری گذاشتن مردگان بر روی جایگاه های بلند تا به وسیله ی جانوران وحشی و پرندگان از بین بروند و این رسم از کوچ آریاییان و زمان های بسار دور بر جای مانده بود بدان صورت که چون آریاییان در حال کوچ کردن بودن و جایگاه های آن ها بسیار سرد یخبندان بود برای همین نمی توانستند برای مردگان خود آرمگاهی داشته باشند هم اکنون هم در سرزمین های سرد و یخبندان که زمین را نمی توان کند قبیله هایی وجود دارند که مرده های خود را در روی درختی و یا جای بلندی می گذارند در صورتی که ما می بینیم که هخامنشیان و اشکانیان و همچنین ساسانیان جنازه ی شاهان را در گورهای سخره ای یا سنگی محکم قرار می داده اند و جسد را مومیایی می ساخته اند. درسال‌ 1939 « ا.اشمیدت‌ » در فاصله‌ی‌ یک‌ کیلومتر در شمال‌ غرب‌ تراس‌ پارسه (تخت‌جمشید) گورستانی‌ را کشف‌ کرد که‌ به‌ احتمال‌ قوی‌ مربوط‌ به‌ سده‌ چهارم ‌پیش‌ از میلاد است‌. در این‌ گورستان‌ 31 جسد پیدا شده‌ که‌ در 24 قبر تابوتهای‌گلین‌ قرار داشته‌ است‌. استخوانهای‌ هفت‌ نفر (سه‌ بچه‌: یک‌ زن‌ و بقیه‌ مرد) درگودالهای‌ معمولی‌ بدون‌ تابوت‌ کشف‌ شده‌ است‌. در روی‌ برخی‌ از گورها مقداری‌سنگ‌ ریخته‌ شده‌. مرده ها‌ را النگو و ظروف‌ و بازیچه ی بچه ها‌ و سایر لوازم‌ و ادوات‌به‌ خاک‌ می‌سپردند. این‌ گونه‌ تدفینهای‌ مشابه‌ در شوش‌ و بابل‌ متعلق‌ به‌ زمان‌سلوکیها و پارتها دیده‌ شده‌. در پارسه‌ (تخت‌ جمشید) ظروفی‌ پیدا شده‌ که‌ درآن‌ استخوانهای‌ مرده‌ که‌ از گوشت‌ جدا شده‌ دفن‌ گردیده‌، ولی‌ هرتسفلد تاریخ‌این‌ گونه‌ تدفین‌ را به‌ زمان‌ پس از هخامنشیان‌ مربوط‌ دانسته‌. به‌ عقیده‌ی‌وی‌ ظروف‌ حاوی‌ استخوانهای‌ مرده‌ متعلق‌ به‌ دوران‌ هخامنشیان‌ فقط‌ در ایالت‌سکوندود در اطراف‌ دریاچه‌ی‌ ارومیه‌ (رضائیه‌) به‌ عبارت‌ اخری‌ در سرزمین‌ ماد کهن کشف‌ شده‌ و به‌ «گائوماتا» (گئوماتا) و پیروان‌ او تعلق‌ دارد. Iran in the ancient East, pp. 505 ff.217-218 گورهای‌ متعلق‌ به‌ دوران‌ هخامنشیان‌ در شوش‌نیز در حالی‌ که‌ بزرگسالان‌ در گودالهای‌ عادی‌ و بچه‌ها در ظروف‌ دفن‌ شده‌اندپیدا شده‌ است‌.

    در گاتها دستورهای‌ معینی‌ درباره‌ی‌ مراسم‌ تدفین‌ وجود ندارد. «هرتل‌» معتقد است‌که‌ مغها به‌ قصد تحریف‌ روح‌ مذهب‌ زردشت‌ در اوستای‌ صغیر موضوع‌ منع‌ تدفین‌اجساد را طرح‌ نمودند، وی‌ دلایل‌ ذیل‌ را اقامه‌ می‌نماید: چنانچه‌ زردشت‌ دستورداده‌ بود که‌ اموات‌ را دفن‌ نکنند «آیا یکی‌ از پیروان‌ مشهور و مؤمن‌ وی‌داریوش‌ اجازه‌ می‌داد که‌ وی‌ را دفن‌ کنند؟»

    زمانی که کورش بزرگ ماد را تسخیر کرد و شاهنشاهی بزرگ ایران را بنیاد نهاد، از قدرت مغ ها بسیار کاسته شد چنانکه ما می بینیم این مغان در دربار آستیاگ بسیار نفوذ داشته اند و آستیاگ در تمام کارهای خود با آن ها مشورت می ساخته است و در زمان مادها مغان به تعلیم و تربیت شاهزادگان می پرداختند چنانکه بعدها این رسم برای پارس ها و حتا ساسانیان رایج شد.به گفته های مغان در پاسخ آستیاگ زمانی که با آنها در مورد کورش به مشورت می پردازد توجه کنید:

    مغان‌ گفتند: «دوام‌ سلطنت‌ تو برای‌ ما امری‌ حیاتی‌ است‌، زیرا هر چه‌ باشد این‌طفل‌ پارسی‌ با ما بیگانه‌ است‌ و طبعاً چنانچه‌ کشور ماد به‌ دست‌ وی‌ بیفتد،اهالی‌ آن‌ آزادی‌ خود را از دست‌ خواهند داد. اما تو هم‌وطن‌ مایی‌ و تا هنگامی‌که‌ بر تخت‌ سلطنت‌ استوار باشی‌، ما نیز از مزایا و مناصب‌ و افتخارات‌ برخوردارخواهیم‌ بود همین‌ مسئله‌ ما را بر آن‌ می‌دارد که‌ دوام‌ و بقای‌ تو و خاندانت‌ راآرزو کنیم‌ و چنانچه‌ خطری‌ متوجه‌ حکومتت‌ باشد، آن‌ را فاش‌ سازیم‌ و راه‌چاره‌اش‌ را نیز عرضه‌ داریم‌. نظر ما همان‌ طور که‌ اشاره‌ کردیم‌، این‌ است‌ که‌رؤیای‌ شاهانه‌ حسن‌ تعبیر یافته‌ و دیگر از این‌ بابت‌ خطری‌ متوجه‌ تو و خاندانت‌نخواهد بود. ولی‌ توصیه‌ می‌کنیم‌ که‌ کودک‌ را نزد پدر و مادرش‌ اعزام‌ داری‌ تادیدارش‌ اندیشه‌ات‌ را تیره‌ نسازد.»

    با شکست ماد و به قدرت رسیدن پارسیان، از قدرت و نفوذ مغان کاسته شد بنابر این مغان تلاش بر این ساختند که حیاتی نو یابند، از آنجاییکه کورش کیش زرتشتی داشت، از راه کورش بزرگ نمی توانستند وارد شوند بنابر این به پارس نقل مکان کردند و با سیاست حساب شده و دوری گزینی از هر برخوردی چشم براه فرصت شدند چرا که مغ ها این ضرورت را دریافته بودند که چگونه آیین خود را در هر جا با محیط باورهای دینی آن سامان سازگاری داده و همراه سازند.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.