1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

ترور سايه‌اي مخوف بر سر بشريت

شروع موضوع توسط arvia در ‏3 سپتامبر 2013 در انجمن تاریخ جهان

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    «ترور» واژه‌اي است كه در فرهنگ فرانسه به معناي دهشت و دهشت‌افكني و ايجاد رعب و وحشت و هراس است. در اين خصوص به هر گونه عملكرد، تهديد با هدف ترساندن يا آسيب رساندن به شهروندان، حكومت، گروه‌ها يا شخصيت‌هاي سياسي ترور گفته مي‌شود.
    awww.jamejamonline.ir_Media_images_1391_04_01_100815226981.jpg
    در فرهنگ واژه‌هاي پارسي، ترور (Terreur)‌ به معناي قتل سياسي توسط اسلحه يا سلاح متعارف و غيرمتعارف رايج شده است.
    در فرانسه اين گونه رفتار سياسي كه به معناي وحشت و ترس به كار گرفته شده، به حكومت انقلابي كه پس از سقوط ژيروندن‌ها (از 31 مه 1973 تا 1974 ميلادي)‌ در فرانسه استقرار يافت و اعدام‌هاي سياسي فراواني را انجام داد، برمي‌گردد.
    ترور در علم سياست غالبا به كردارهاي خشونت‌آميز و غيرقانوني گفته مي‌شود كه حكومت‌ها براي سركوبي مخالفان خود و ترساندن آنها انجام مي‌دهند و به رفتارها و كردارهاي خشونت‌آميز و هولناكي كه گروه‌هاي مبارز براي رسيدن به اهداف سياسي خود به آن دست مي‌زنند، گفته شد.
    ترور غالبا مشي سياسي حكومت‌هاي نامشروع، ديكتاتوري و استبدادي است. حكومت‌هاي مطلقه فردي كه با روش‌هاي نامتعارف از قبيل شكنجه و اعدام و شيوه‌هاي آزاردهنده غيرقانوني و ايجاد پليس مخفي و نهادهاي سركوبگر غيرقانوني و تعريف نشده و خودسرانه، مخالفان خود را سركوب و در دل آنها رعب و وحشت مي‌اندازند و مانند بختك سايه شوم خود را همواره بر زندگي فردي و اجتماعي آنها مي‌اندازند و با ورود به حريم خصوصي زندگي مخالفان‌شان امكان هرگونه زندگي توام با آسايش خيال، لذت، فعاليت‌ فردي و اجتماعي را از آنان سلب مي‌كنند.
    هراس‌افكني و اقدام به روش‌هاي خرابكارانه گروه‌هاي دست‌راستي و دست‌چپي براي باج گرفتن از دولت يا ترساندن آن نيز در زمره اقدامات تروريسم جاي مي‌گيرد.
    گرچه در سده 21 ميلادي و با ايجاد دگرگوني‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي در كشورها و نو شدن همه چيز، در شيوه‌هاي تروريستي نيز دگرگوني ايجاد شده و غالبا تروريسم اقتصادي نيز با هدف ايجاد بحران و بي‌ثباتي اقتصادي در كشورها با به راه‌انداختن ناآرامي‌ها و شورش‌هاي خياباني، رايج شده است.
    تروريسم دولتي
    تروريسم دولتي واژه‌اي است كه از آن مي‌توان برداشت‌هاي متفاوت كرد؛ واژه‌اي بسيط با شمول گسترده اما جنجالي و اصطلاحي كه براي تعريف عملكرد دولت‌هايي به كار مي‌رود كه در امور داخلي و سياست خارجي كشورهاي ديگر دخالت مي‌كنند.
    اين دخالت معمولا با توسل به شيوه‌هاي تروريستي يا حمايت‌هاي نظامي براي زوال، تضعيف يا براندازي دولت‌ها يا دستگاه حاكمه آن كشور به كار گرفته مي‌شود؛ همانند ‌آنچه كشورهاي غربي براي براندازي رژيم معمر قذافي اعمال كردند.
    تروريسم دولتي در كمك مادي و معنوي به گروه‌هاي تروريستي مخالف براي انجام عمليات‌ بمبگذاري، ايجاد انفجار، ناامني در بنادر و سواحل، آدم‌ربايي، هواپيماربايي و ترور سران سياسي نيز مصداق دارد.
    بارزترين حكومت‌هايي كه مي‌توان آنها را در زمره تروريسم دولتي قرار داد، دولت‌هاي توتاليتر (مطلقه فردي)‌ آدلف هيتلر در آلمان نازي، ژوزف استالين در شوروي كمونيستي سابق، بنيتو موسوليني در ايتالياي فاشيستي، آگوستو پينوشه در شيلي، ژنرال فرانكو در اسپانيا، صدام در عراق و حكومت‌هاي اخير همانند بن علي در تونس، معمر قذافي در ليبي، حسني مبارك در مصر، نظام سياسي محافظه‌كار كشورهاي حاشيه خليج پارس و... موارد بسياري از اين دست كه در اين گفتار نمي‌گنجد.
    برايان جنكينس (B. Genkins)‌ خبرنگار معروف و فعال در حوزه تروريسم، از تروريسم دولتي با عنوان «جنگ از راه قائم‌مقام» ياد مي‌كند و باور دارد: كشورهاي پيرو تروريسم دولتي، با اشراف به محدوديت‌هاي جنگ متعارف، بهره‌گيري از امكانات سازمان‌هاي تروريستي را كه خود در پي‌ريزي و ايجاد آنها نقش اصلي داشته‌اند براي ايجاد بي‌ثباتي و ناامني سياسي و ركود اقتصادي در كشورهاي مورد نظرشان ترجيح مي‌دهند زيرا از نظر جنكينس، اين شكل از تروريسم نياز به هزينه و سرمايه‌گذاري كمتري نسبت به جنگ‌هاي معمول دارد. به علاوه اين شيوه مي‌تواند به عنوان يك نقاب موجه براي كشورهايي باشد كه تروريسم اروپا از آن حمايت مي‌كنند.
    با اين وصف تفاوت عمده ميان تروريسم دولتي و غیردولتی در شیوه به‌کارگیری و بهره‌جستن از آن است. به بيان ديگر طراح و مجري اعمال تروريستي غيردولتي، افراد، گروه‌ها و احزاب سياسي هستند و طراح و مجري كارهاي تروريستي دولتي، يك يا چند دولت ويژه‌اند.
    از اين ديدگاه مشاركت يك دولت يا دولت‌ها در كارهاي تروريستي به دو گونه مستقيم (مشاركت خود دولت)‌ و غيرمستقيم (با كمك‌هاي مالي و تسليحاتي به گروه‌هاي كشورهاي مورد نظر)‌ اعمال مي‌شود.
    در هر دو نوع، ايالات متحده آمريكا نمونه بارز اين گونه تروريسم در عراق و افغانستان بوده است.
    اما برخي گروه‌هاي آزاديبخش ملي،‌ گروه‌هاي انقلابي (مانند ويت‌كنگ‌ها در ويتنام)‌ و گروه‌هاي قومي ـ مذهبي (مانند سپاه صحابه در پاكستان)‌ در زمره گروه‌هاي تروريستي غيردولتي قرار مي‌گيرند.

    ايران و تروريسم
    ايران كشوري است كه دست‌كم پس از سال 1357 قرباني بزرگ تروريسم از نوع دولتي و غيردولتي آن بوده و اين در حالي است كه با اتهامات واهي و بي‌اساس چون حمايت از تروريسم روبه‌روست.
    علل اصلي كه ايران در چنبره ناجوانمردانه تروريسم گرفتار شده، اصولي است كه با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران در سياست داخلي و خارجي كشور نهادينه شد.
    اين اصول نوين كه لازمه هرگونه دگرگوني سياسي، اجتماعي و فرهنگي با نام «انقلاب» است در تشكيل حكومت جهاني (عدل الهي)،‌ سياست راه سوم متفاوت و جدا از دوران نظام دوقطبي شرق و غرب يا همان شعار معروف نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي كه رهبر کبیر انقلاب، امام خميني(ره)‌ بر آن پافشاري مي‌كرد و سياست‌هايي از اين دست موجب شد كشورهاي مختلف به سركردگي آمريكا، شوروي و رژيم صهيونيستي ترورهاي كور سياسي و اقدامات خرابكارانه با هدف براندازي نظام جمهوري اسلامي را طرح‌ريزي و اجرا كنند.
    كودتاي نوژه، غائلههاي احزاب و گروهها اوايل انقلاب در مناطق مختلف کشور ، نمونه بارز اعمال تروريستي دشمنان عليه ايران و نظام حاكم بر آن است.
    با اين وصف، نوع تروريسمي كه عليه ايران به كار گرفته شده، روش‌هاي عمومي و شايع آن يعني ايجاد ترس و وحشت با هدف ايدئولوژيك و عامدانه بوده است.
    در 30 سال گذشته، ايران قرباني اعمال و سياست‌هاي تروريستي ايالات متحده و رژيم صهيونيستي بوده كه مصداق بارز و كامل تروريسم دولتي هستند.
    در اين مورد ساقط كردن هواپيماي مسافربري ايران در ژوئن 1988 و حمله به سكوهاي نفتي ايران در خليج فارس (اكتبر 1988)‌ توسط آمريكا نمونه‌هاي آشكار اقدامات تروريستي دولتي عليه ايران‌هستند.
    با وجود اين، تهديد به حمله نظامي به ايران كه چند سالي از سوي ايالات متحده در دستور كار سياستمداران اين كشور و رژيم صهيونيستي قرار گرفته، بارزترين سند متهم بودن اين دولت‌ها به تروريسم عليه ايران به شمار مي‌آيند.
    اين گزينه از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي (حمله به ايران)‌ با دو دليل واهي و البته مهم به‌زعم آنها صورت گرفته است؛ اول حمايت ايران از تروريسم و گروه‌هاي تروريستي، دوم دستيابي به سلاح هسته‌اي.
    البته نادرست بودن هر دو نيز به اثبات رسيده و ايران فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را با رويكرد صلح‌آميز و شعار معروف «انرژي هسته‌اي براي همه، سلاح هسته‌اي براي هيچ‌كس» دنبال كرده است، اما كينه ايالات متحده و رژيم صهيونيستي نسبت به ايران عميق‌تر از اين استدلال‌هاست.
    قطع شدن دست چپاولگر آنها از منابع و ثروت ايران دليل اصلي آنها به دامن زدن به اتهامات ذكر شده است.

    تروريسم نوين
    يكي از بهانه‌ها و دستاويز‌هاي ايالات متحده آمريكا به عنوان رهبر تروريسم نوين جهاني چه در اقدام و چه در حمايت از تروريسم، تامين منابع خود و متحدانش بوده است.
    در اين خصوص حمله تروريستي عليه مردم جهان بويژه مردمان ستمديده عراق و افغانستان و همچنين تجهيز و ترغيب صدام حسين در يورش به ايران را مي توان از جمله مهمترين اقدامات آمريکا براي تامين منابع در منطقه دانست.
    با اين وصف مشي نوين تروريستي ايالات متحده و رژيم صهيونيستي به عنوان سركردگان تروريسم جهان، از سوي مشاوران باراك اوباما، مانند جان برنان پيشنهاد و توسط اوباما اعلام و اجرا مي‌شود.
    اين تروريسم نوين با مشاوره برنان و اجراي اوباما بر ايران و سوريه، تاكيد مي‌ورزد. با پايان يافتن جنگ سرد و پس از سال 2000 ميلادي مساله «مبارزه با تروريسم» و لزوم برخورد با آن، در گستره وسيعي از تئوري‌ها، پژوهش‌ها، برنامه‌ها و مباحث سياسي و ابزار تبليغاتي و انتخاباتي مطرح شد.
    بوش پسر توانست با دستاويز قراردادن همين مساله دو دوره بر كاخ سفيد چنگ بزند. اوباما نيز با توسل به همين شعار توانست به رياست جمهوري برسد، در حالي كه هر دو نفر از مهمترين عاملان اقدامات تروريستي عليه جهان هستند.
    لشكركشي‌هاي آمريكا به خاورميانه و تحميل مصيبت‌هاي دهشتناك جنگ بر مردم كشورهاي اين منطقه و تحميل هزينه‌هاي گزاف اقتصادي و نظامي بر مردم آمريكا در قالب همين تروريسم نوين صورت گرفت.
    براساس تازه‌ترين پژوهش‌هاي انجام شده در دانشگاه «براون» (Brown)‌ آمريكا، كاخ سفيد با وجود كسري بودجه وحشتناك از سال 2000 تاكنون، دست‌كم 3700 ميليارد دلار صرف هزينه‌هاي سرسام‌آور جنگ كرده است. از اين هزينه‌ها، 255هزار كشته و 365 هزار زخمي در حوزه نيروي انساني بوده است.
    از اين شمار تلفات 31هزار و 714 نظامي آمريكايي، 1200 نظامي ناتو، 9900 سرباز عراقي، 8800 نفر سرباز افغاني، 3500 سرباز پاكستاني و 2300 نيروهاي شركت‌هاي امنيتي بوده‌اند.(جام جم - ضميمه ايام)
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.