1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

طعم درد ....لحظه خوشبختی

شروع موضوع توسط sahar.te در ‏5 سپتامبر 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,198
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    چشمانش را گشود،باز هم صبح شده بود..اما...
    این صبح برایش متفاوت بود...طعم گسی که از این زندگی به او رسیده بود
    وجودش را تلخ تر میکرد.

    به دور و برش خیره شد و با غم به اتاق کوچکش نگاه کرد،ایا باز هم به این خانه باز خواهد گشت؟!...سوالی که تمام شب ذهنش را مشغول کرده بود
    مادر بیمارش کنج اتاق نمور و سرد...چشمان بی فروغ و سرد خواهر کوچکش،که در انتظار لقمه ای نان به سر میبرد....
    و حرف صاحبخانه برای تخلیه....
    و....
    نه نه نمیتوانست تن به این کار دهد،اگر این کار را میکرد فرقی با ....
    ذهنش را از این افکار دور کرد،سر جایش نشست و دستانش را حصار چانه اش کرد،به مادر و خواهرش خیره شد و با درد به انها فکر کرد
    یاد پدر ازارش میداد،مردی که انها را رها کرده و رفته بود....
    حس بدی که از به یاداوری کلمه پدر به او دست میداد تنش را به لرزه وامیداشت،مردی که تمام دارائیشان را برای هوس باخته بود....و راحت ترکشان گفته بود
    روزی برای خودشان کسی بودند،برو و بیایی داشتند،عمارت بزرگ و زیبا،خدمه،لباسهای فاخر،عزت،ابرو....
    و حالا برای حفظ خانواده اش ،باید ابرویش را حراج میکرد...
    رختخواب کهنه و زهوار در رفته اش را تا زد و کناری گذاشت...دستی بر سر مادرش کشید،پیشانی سفید رنگ و زیبای خواهرش را بوسید
    زیر لب از مادرش عذر خواست،این چیزی نبود که او میخواست
    هزاران بار به دنبال کار رفته بود،اما هر بار با چشمانی پر شهوت،دستانی پر گناه و الوده رو به رو میشد،و هر بار فرار...
    چاره ای نداشت،داروهای مادرش رو به اتمام بود،دستان کوچک خواهرش در انتظار یک غذای گرم،تکه ای نان...بود
    اه کشید و لباسهایش را به تن کرد،به پیشنهاد مهناز اندیشیده بود و حالا راهی به جز تن در دادن به ان کار نداشت.
    در را محکم به هم زد،از حرص،از درد،از غمی که همچون مار برقلبش چنبره زده بود...
    راه دراز و طویل کوچه را سپری کرد و با اتوبوس خود را به خانه مهناز رساند.
    جلوی درب منزل از سر ترس نفس پر دردی کشید و زنگ را فشرد،صدای مهناز در گوشش پیچید
    -کیه؟!
    -منم،رعنا
    -پس بلاخره اومدی...بیا بالا
    در با صدای تیکی باز شد و رعنا قدم در حیاط دراندشتی گذاشت،یعنی مهناز این خانه را با به حراج گذاشتن ابرویش به دست اورده بود؟!
    چند قدم که پیش تر رفت،مهناز را جلوی درب عمارت بلند و سفید رنگ دید،
    خودش را به او رساند،لبخند روی لب مهناز او را میترساند،خود را به دستان او سپرد....لباس فاخر و زیبایی بر تن رعنا نشست،ارایش غلیظ و خیره کننده ای ،و کفشهای پاشنه بلند،و لبخند مهناز...
    کنار مهناز در ماشینش جای گرفت،با ترس شروع کرد زیر لب به خواندن دعا هر چند میدانست دیگر فایده ای ندارد،ولی باز هم به دعا نشست.
    مهناز او را کنار خیابان پیاده کرد و سفارشات لازم را کرد،و رفت.
    رعنا ترسیده بود،این پا و ان پا میکرد تا از انجا بگریزد،یه وضوح رنگش پریده بود.
    به ماشین شیک و مدل بالایی که کنار پایش ترمز کرده بود خیره شد،به نظرش امد پسری که به او چشم دوخته است بسیار ارام و مهربان است.
    اما باز هم ترس بر جانش نشسته بود،با ترس و لرز درب ماشین را باز کرد و نشست.با خود گفت؛یا الان یا هیچ وقت...

    هر دو ارام بودند و حرفی نمیزدند،رعنا ترسیده بود و تا حد ممکن خود را به شیشه ماشین چسبانده بود،و پسر ارام در اندیشه بود.
    جلوی یک خانه بزرگ و شیک ترمز کرد و از رعنا خواست پیاده شود،رعنا با ترس با او همراه شد،پسر محکم دست رعنا را در دستش فشرد،و با او وارد عمارت شد.
    کسی نبود خانه در سکوت محض به سر میبرد،پسر روی مبل نشست دست رعنا هم با این حرکت کشیده شد و ارام کنارش نشست....از ترس به خود میلرزید،با این که برایش بی معنی میامد اما زیر لب از خدا کمک خواست تا از مهلکه بگریزد.
    ترس و درد تنها حسهای همراه رعنا بودند...صدای پسر رعنا را از ادامه تفکرش واداشت
    -خوب؟!...برای چی سوار ماشین من شدی؟!
    رعنا به خود لرزید میدانست بعد از این حرف چه چیزی در انتظارش است
    اشک در چشمانش نشست...دستش را به سختی ار دستان پسر بیرون کشید و به او خیره شد
    از برق چشمان سیاه و کشیده رعنا پسر برخود لرزید....بر خود لعنت فرستاد که اینگونه باعث عذابش بود
    -خواهش میکنم بزارید من برم،اقا من اشتباه کردم ببخشید...من این کاره نیستم
    گریه مجالش نداد،اشک تمام صورتش را خیس کرده بود....
    حس گناه و درد به وجود پسر چنگ انداخته بود..باید چیزی میگفت
    -رعنا؟!
    دختر متعجب به پسر خیره شد،دیگر اشک نمیریخت،
    این پسر که بود که اسم او را میدانست
    -من و نشناختی؟!...مگه نگفته بودی منتظرم میمونی تا برگردم؟!
    رعنا چشمانش را برهم گذاشت،این امکان نداشت...در باورش نمیگنجید...او امده بود اما در چه وضعیتی...و با چه حالی رعنا را دیده بود....و چقدر این عشق کودکی تغییر کرده بود،رعنا اریا را نشناخته بود.
    رعنا از خجالت سرش را زیر انداخت و دستانش را حصار صورتش کرد و باز هم گریه...خجالت میکشید،او را فراموش کرده بود،انقدر مشکل داشت که به عشقش هم خیانت میکرد؟!
    اریا دستان رعنا را از روی صورتش کنار زد و با غم به او خیره شد
    -دیگه تموم شد،تمام این مدت دنبالت بودم،دیدم که چه تلاشی برای زندگی کردی،نمیخواد نگران باشی
    لبخندی بر لب اریا نقش بست
    -میدونم که پاکی...من برگشتم...
    رعنا با گریه به اغوش اریا پناه برد و زیر لب از خدا تشکر کرد که او را نجات داده بود،و دستان گرم خدا را در کنارش حس میکرد
    در لحظه ای از درد به خوشبختی رسیده بود...لبخند زد و بیشتر خود را به اریا فشرد.
     

    موضوعات مشابه

    ♥azin baroon♥, aramoon و آیسودا از این پست تشکر کرده اند.
  2. آیسودا

    آیسودا کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    848
    تشکر شده:
    196
    جنسیت:
    زن
    واقعا عالی بود و جالبtashvigh-gol-
     
  3. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,834
    تشکر شده:
    5,140
    جنسیت:
    مرد
    جالب بود مرسی
     
  4. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,198
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    fg5.gif
     
  5. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ امیردهداری کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,393
    تشکر شده:
    4,863
    جنسیت:
    مرد
    جالبtashvigh-gol-بوووووووووود
     
  6. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,198
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    -2-40-.gif
     
  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.