1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

جدیدترین فانتزی های من !

شروع موضوع توسط baranbahar در ‏12 سپتامبر 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. baranbahar

    baranbahar ♥♥♥♥♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    18,925
    تشکر شده:
    17,497
    جنسیت:
    زن
    جدیدترین فانتزی های من !
    3 (3).gif 3 (3).gif 3 (3).gif

    یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهوووووووو داد بزنم :
    “داماد چقدر انتره ، عروس ازون بدتره awww.pic4ever.com_images_Just_Cuz_13.gif


    یکی از فانتزیام اینه که یه پیرمرد پولدار تصادف کنه و من برسونمش بیمارستان و
    نجاتش بدم ، اونم با بچه هاش مشکل داشته باشه و تمام زندگیشو به نام من
    بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش منو پیدا میکنن که پولارو بگیرن ، همه پولارو بندازم
    جلوشون بگم بردارید نامردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود …
    .

    .
    .
    یکی از فانتزی های دانشگاهیم اینه که با بچه ها یه برنامه بزاریم نمره ها که اومد

    بریم تو افق محو بشیم !!!
    .
    .
    .
    یکی دیگه از فانتزیام اینه که متاهل بشم حسرت دوره ی مجردیمو بخورم و

    بسوزمو بسازم …
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بعد یه فانتزی دیگه دارم : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بگم : آره ،

    آره ، حواستون باشه ؛ “زنده می خوامش” …
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم ، بچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو

    بذاریم گیتا ، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره

    خونه باباش بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!!
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که برم توی عروسی غریبه و موقعی که عروس میخواد بعله

    رو بگه یهو از وسط جمعیت داد برنم: نهههههههه باهاش ازدواج نکن ، من هنوز

    دوستت دارمممم … بعد فامیلای دوماد جنازمو ببرن سمت افق !
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : لطفا حاشیه نرو

    دکتر !
    بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم : فقط بگو چند روز دیگه

    زنده می مونم ؟
    .
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیای مامانم اینه که بیاد تو اتاقم ببینه همه چی مرتبه ….
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که یکی بخواد به یکی دیگه شلیک کنه بعد من داد بزنم نننننههههههههه و خودمو بندازم جلوی گلوله ، بعد خون بپاشه از قلبم بیرون و مردم دورم جمع بشن با گریه بهم افتخار کنن ؛ از اون طرف کارگردان داد بزنه کات اقا کات بازم خراب کردین اهههههه …
    .
    .
    .
    یکی از فانتزیام اینه که یه روز پشت تلفن توی جمع بگم خودمو با اولین پرواز میرسونم …
     

    موضوعات مشابه

    sahar joooon, accountant و آیسودا از این پست تشکر کرده اند.
  2. sahar joooon

    sahar joooon برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,398
    تشکر شده:
    719
    جنسیت:
    زن
    ممنون عزیزمممممممممم
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.