1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

فروپاشی نوم ها و تأسیس نخستین دولت در مصر باستان

شروع موضوع توسط arvia در ‏16 سپتامبر 2013 در انجمن تاریخ جهان

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    هرگاه شورش ها وجنگ های داخلی در مصر فروکش می کرد، این امید به وجود می آمد که کسی ازمیان مصریان بپاخیزد و امنیت و وحدت را در مصرمستقر نماید. در واپسین دهه های هزارۀ چهارم قبل از میلاد مسیح، سرزمین مصر تحولات گوناگونی را تجربه کرده است. ناگفته نماند که مصر در این مقطع از تاریخ خود از نظر اقتصادی پیشرفته بود و کارگاه های تولیدی کاملاً فعال و کشت و زرع و دامپروری رونق بسیار بوده است. به همین دلیل مصر دارای مناسبات اقتصادی – تجاری خوب و پردرآمدی با جهان خارج از جمله با ساکنان بین النهرین و کشور های حوضۀ مدیترانه و دریای سیاه داشته است. تشنج میان نوم ها و هیجان های ناشی از قدرت طلبی های فرصت طلبان در گوشه وکنار مصر که ردپای تحریکات و مداخله های برون مرزی نیز در آن تأیید گردیده است، مصریان را یک بار دیگر به خود آورد و احساسات میهنی آنها را سخت تحریک نموده و به سوی یکپارچگی و وحدت سوق داد. .


    دوران زورمداری و قدرت مندی سکورپیون به پایان خود نزدیک می شد که نشانه هایی از تشکل های سیاسی در میان طوایف مصری که به ظاهر از بین رفته بودند، نمایان گردید. این زمان مقارن پایان هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح گزارش شده است. مورخان این رویداد را زمینۀ تشکیل نخستین دولت مصر که به زودی روی خواهد داد، دانسته اند. مقابر اشراف وبزرگان و اغنیای مصری نشان می دهد که نابرابری اجتماعی،ثروت، موقعیت ها و امتیازهای اجتماعی، همه زمینه های مناسبی برای روی کارآمدن دولتی مقتدر که عدالت را به اجرا درآورده، بوده است. بدیهی است که در نظام طبقاتی مصریان لباس های فاخر، ریش انبوه، مقابر باشکوه، خانه های زیبا،… همه نشان از تعلق صاحبان آنها به طبقات مرفه و برجسته و صاحب نفوذ درمصربوده است. افراد ساده و تهی دست را بطور دسته جمعی وخانوادگی در گودال های ساده بدون هرگونه تجهیزات، زینت و آرایش دفن می کرده اند. دراین قبور اشیاء ارزشمندی با مردگان به خاک نمی سپرده اند و به روایتی قبرستان های سادۀ فقرا جدا از گورستان های مجلل اغنیا و اشراف بوده است. ولی قبور بزرگان، ثروتمندان و زمام داران به صورت مجموعه های باشکوه و مشجر وبسیار زیبا و پوشش آنها از سنگ های زینتی چون مرمر و گرانیت بوده و در درون آنها ظروف و اشیاء قیمتی می گذاشته اند که نمونه هایی نیز در کشفیات باستان شناسی به دست پژوهشگران افتاده است. افراد تهیدست هرگز توان مومیایی کردن جنازه های مردگان خود را نداشته اند و آنان که به طبقات متوسط جامعه تعلق داشته اند، اجسادشان به ارزان ترین قیمت مومیایی می شده است.


    در تاریخ آثار باستانی مصر مقابر فراعنه واشراف و اغنیا در شمار مجموعه های آثار معماری مصریان ثبت شده، مثلاً قبر هماکی[۱] یکی ار فراعنۀ برجستۀ مصر بنایکاخ گونه ای و دارای پنجاه اطاق بوده است که علی رغم غارت شدن آن در همان زمان های قدیم دوهزار قطعه اشیاء ارزشمند دیگر نیز ازآن به دست امده است. آثار تاریخی مصر خود گواه موجهی برتفاوت طبقاتی آن سرزمین است. نقش های برجسته، مجسمه ها، تندیس ها و تصاویر نشان می دهد که مردم عادی بدون لباس های مناسب ودارای موی تراشیده بوده اند در صورتی که اشراف گرانبهاترین پوشاک را یا درمصر تهیه کرده و یا از سرزمین های دیگر می خریدند. دارای آرایش ویژۀ طبقات مرفه و همانگونه که اشاره شد دارای موی سر آویزان و ریش پر پشت و انبوه بوده اند. بردگان متعلق به زمام داران و نجبا را زنده همراه با مرگ ودفن اربابشان در قبور مجاور آنها به خاک می شپرده اند. به این ترتیب مقدمه ای که هم اکنون آمدنشان می دهد که مفهوم طبقات اجتماعی در تاریخ دوردست مصربه چه صورت بوده است، گرچه درسرزمین های دیگرچون سومر، بابل، یونان، آشور، اورارتو[۲]،هیتی[۳] و… نیز غیر از این نبوده است. شگفت آور نیست اگر در اینجا بیان شود که ایرانیان این گونه نبوده اند و در هیچ مقطعی از تاریخ ایران پیش از ظهور دین مبین و مقدس اسلام طبقات جامعه هرگز چنین تفاوت چشم گیر و فاحشی نداشته اند.
    این احتمال وجود دارد که جنبش های استقلال طلبانۀ مصریان که آن سرزمین را به دوبخش علیا و سفلا (به مرکزیت ممفیس) تقسیم کرده است، از همین امر ناشی شده باشد.مصر علیا قلمرو گسترده ای داشته و مناطق وسیعی را دربر می گرفته و تا ناحیۀ الفانتین دامنه داشته است. در آغاز مرکز مصر سفلا بوتو و مرکز مصر علیا هیراکن پولیس بوده است. با به وقوع پیوستن تحولات و جنبش های تجریه طلبانه، مرکز مصرسفلا به ممفیس که از شرایط اقتصدی برتری برخوردار بود،انتقال داده شد ویا به سخن دیگر تغییر یافت. ممفیس به عنوان پایتخت مصر سفلا در تاریخ مصر باستان اهمیت فوق العاده ای داشته است. ممفیس مورد توجه زمام داران مصری و حتی حکومت های خارجی نیز بوده است. هخامنشیان به ممفیس توجه زیاد داشتند و داریوش یکم به هنگام سفر به مصر آنگونه که منابع تاریخ مصری، کتیبه های هخامنشیان و آثار مورخان یونانی نشان می دهد، نخست به معابد ممفیس که دچار آسیب دیدگی شده و نیاز به مرمت داشتند، پرداخت وبا هزینۀ دولت خود به ترمیم و تکمیل آن معابد پرداخته و دستور داده است که از خزانۀ پارسیان بودجۀ لازم را جهت برطرف کردن کاستی های موجود، اختصاص دهند.
    داریوش افزون براین دستور داده است که مراکز علمی و فرهنگی را در سرتاسر مصر از جمله ممفیس از نو احیا و آن را به کمال مطلوب برسانند. دانشکدۀ پزشکی سائیس[۴] نیز به دستور داریوش بزرگ سومین زمام دار پارسی ساخته شد وپزشک برجسته ای که مقام استادی داشت به نام اوجاهورسن[۵] به ریاست آن منصوب گردید. همین اوجاهورسن دربارۀ اقدامات ، اصلاحات و خدمات داریوش یکم هخامنشی مطالب گسترده ای را به رشتۀ تحریر درآورده و آنگونه که مورخان دریافته اند، به دستور این پزشک مصری برسر در دانشکدۀ پزشکی سائیس که وی ریاست آن را بر عهده داشته است، کتیبه و نقشی بوده است که داریوش به عنوان بانی آن معرفی شده است.
    داریوش به هنگام ورود به مصر مستقیماً به معبد رع در ممفیس (مرکز مصر سفلا) رفت و پیشاپیش صفوف کاهنان معابد عبادت نمود و قربانی ارزشمندی تقدیم این رب النوع مصری کرد و کاهنان عالیمقام به پاس این توجه پادشاه هخامنشی ، به او لقب پسر رع خدای آفتاب مصریان دادند. پیش از او کمبوجیه نیز به این افتخار نائل آمده بود که پس از واقعۀ مضروب شدن گاو آپیس، مصریان از کردۀ خود پشیمان شدند که چرا به او لقب پسر رع داده اند. پس از داریوش یک نفر غیر مصری دیگر یعنی اسکندر مقدونی نیز به وسیلۀ کاهنان معابد رع به هنگام ورود فاتح مقدونی به مصر و سپس به معبد رع این افتخار را به دست آورد که پسر رع قلمداد شود. این نکته نیز قابل ذکر است که هیچ فرعونی در تاریخ مصر باستان این افتخار را به دست نیاورده است[۶] . هنگامی که کمبوجیۀ دوم در سال ۵۲۵ پیش از میلاد مسیح مصر را به تصرف خود درآورد، یکی از افسران پارسی به نام آریاندس[۷] را به عنوان والی ایرانی در مصر در ناحیۀ ممفیس که از نظر زیبایی، فرهنگی و اقتصادی بهترین نقطۀ مصربود منصوب و مستقر کرد.
    در تاریخ جهان باستان ممفیس در کنار بابل و شوش یکی از سه مرکز بزرگ اقتصادی در جهان باستان بوده است- شوش در ایران (جنوب غربی ایران) ، بابل در بین النهرین و ممفیس در مصر- اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهد که فراعنۀ بزرگ مصر به ممفیس افتخار می کرده و فاتحان بیگانه پیوسته در صدد فتح ممفیس پیش از به تصرف در آوردن مناطق دیگر سرزمین مصر بوده اند. به هنگام جنگ های مصریان با بیگانگان، آنگونه که در منابع تاریخی مصریان و یونانیان آمده است، سقوط ممفیس به معنای سقوط مصر بوده است.
    مصر باستان از دیرین ترین ایام و زمان توجه جهانیان را به خود جلب کرده است و مورخان یونانی از جملۀ این کنجکاوان بوده اند که بخش قابل توجهی از آثار و نوشته ها ی خود را به توصیف رویدادها و شگفتی های این سرزمین پر مرز و راز اختصاص داده اند. آنها حتی تشکیل دولت فراعنه را نیز در نوع خود در شمار رویدادهای اسرار آمیز جهان باستان به شمار آورده اند. به این ترتیب اتفاق نظر برسر شکل گیری نخستین سازمان سیاسی – حکومتی در مصر بدین گونه است:
    اولین دولتی که در مصرتأسیس شد، در تاریخ مصر و جهان باستان به امپراطوری تی نیت ها (تینیت ها)[۸] معروف شده است که زمان تقریبی حاکمیت آن را یک قرن یعنی حدود سه هزار سال پیش از میلاد مسیح تا دو هزار و نهصد سال پیش از میلاد مسیح نوشته اند.برخی نیز شکل گیری این دولت را در واپسین سال های هزارۀ چهازم پیش از میلاد مسیح می دانند.به هر ترتیب با طلوع هزارۀ سوم پیش از میلاد مسیح، سرزمین مصر دارای دولت بوده است. این امر را نباید با شکل گیری دولت در سومر یکی و یا به سخن دیگر همزمان و برابر دانست. این خود نتیجۀ وحدت بخش شمالی و جنوبی است. آثار تاریخی و بقایای بسیار اندکی که براثر کاوش های باستان شناسی به دست آمده است، نشان می دهد که پیش از تحقق یافتن این وحدت، مبارزات سخت و سهمگین و دراز مدت در مصر به وقوع پیوسته است. تاکنون مشخص نشده است که چه کسی عامل و موجب ایجاد وحدت و یکپارچگی میان مصریان درگیر در این مبارزات بوده است . تاریخ مصر در این زمینه از شخص یا گروهی مشخص و معین نامی به میان نیاورده است. در این خصوص نقوش ، تصاویر و مجسمه ها وآثار مکتوبی نیز به دست نیامده است.
    هردوت[۹] مورخ یونانی که در هالیکارناس واقع در آسیای صغیر به دنیا آمده بود و از ۴۸۵ تا ۴۲۵ پیش از میلاد مسیح زیسته است، دلبستگی عجیب و عظیمی به سرزمین مصر و شگفتی های آن داشته است و بر همین اساس در سفر بسیار طولانی خود، به مصر نیز سفر کردو آن سرزمین را از نزدیک دید و مطالعاتی در زمینۀ فرهنگ، هنر، آداب و رسوم و آیین های عبادت و زندگی مردم آن انجام داد. پیش از او طالس[۱۰] نیز به مصر سفر کرده بود. طالس فیلسوف ، ریاضیدان، منجم و مهندس نظامی بوده و به قول خودش هیئت و نجوم را از کاهنان معابد بابلی و فلسفه را از فیلسوفان مصری که در مقام و کسوت کهانت معابد بوده اند، فراگرفته است. پلوتارک[۱۱] پس از این دو تن به مصر رفته است. پلوتارک خود کاهن معبد بوده و به مفاهیم و مباحث و مطالب دینی علاقۀ فراوان داشته است. او در کتاب «حیات مردان نامی» خود به طور گسترده به این موضوع ، نپرداخته ، ولی مطالعات خود را در زمینۀ ادیان و خدایان شرقیان و مصریان به طور گسترده انتشار داده است. هرودت براساس آنچه شنیده است، روایت کرده که نخستین بنیانگذاردولت در مصر و یا به سخن دیگر بنیانگذار نخستین خاندان حکومتی در مصر مِنِس نام داشته است. همین مورخ آورده است که اتحادی که مِنِس به وجود آورد و خود رهبری آن را به عهده داشت و مصریان او را پادشاه خود براین اساس نامیده بودند، دیری نپایید و زود مضمحل و متلاشی شد. هردوت بخشی از مجموعۀ تواریخ خود را به مصر تحت عنوان «سخنی دربارۀ مصر» اختصاص داده است.
    باید این حقیقت را پذیرفت که در همۀ سرزمین های جهان باستان مبارزه برسر قدرت به گونه ای بی وقفه میان رقبا ادامه داشته و پیوسته زمینۀ جنگ های خونین فرسایشی و پرهزینه بوده است. شرح پیروزی «نارمر»[۱۲] فرمانروای مصر علیا برمصر سفلا که برتخته سنگی عظیم نقش بسته است، نشان می دهد که وی پس از درهم شکستن مقاومت سپاهیان مصر سفلا، سی هزارتن ازآنان را به اسارت خود درآورده است. برخی از کرونیست ها و تحلیل گران تاریخ مصر باستان براین عقیده اند که این نقش ممکن است مربوط به جریان سرکوبی شورش و طغیانی باشد که در نواحی شمالی مصر روی داده و نارمر پس از شکست دادن آنان دستور داده است چنین نقشی را نقر کنند و به یادگار بگذارند . در طول کمتر از یک قرن چندین شورش در مصر علیا و سفلا به وقوع پیوست تا وحدت مصریان داد را دوباره نقش برآب نمایند. در پایان زمام داری خاندان دوم گویا شورش دیگری نیز این بار در مصر سفلا درگرفته است که سرکوب آن پنجاه هزار کشته و ده ها اسیر را به مصریان تحمیل کرده است. از آنجائی که تاریخ مصر باستان علی رغم کمبود آثار، گزارش ها و اطلاعات از سوی خود مصریان، در آثار یونانیان ، سریانیان، سرزمین های بین النهرین و کتیبه ها و نوشته های ایرانیان، مطالب گسترده و قابل اعتمادی درج شده است، لذا اختلافات دیدگاهی در تحلیل ها و تجزیه و بررسی رویدادها تنها می تواند ایجاد تردید نمایند، ولی در ماهیت روی داد ها و واقعیات آنها جای هیچ گونه ابهامی وجود ندارد .
    [۱] . Hemaki
    [2] . Urartu
    [3] . Hethite
    [4] . Saiis – Medizinische Fakultat
    [5]. Ujahurssen
    [6]. خدادادیان، اردشیر: تاریخ ایران باستان، انتشارات سخن، ۱۳۸۳، مبحث دین و سیاسیت های دینی هخامنشینان در عصر داریوش یکم.
    [۷] . Araindes
    [8] . Thinite
    [9] . Herodotus von Halikarnassos (485-4251 v. Ch)
    [10] . Thalis
    [11] . Plutarchos
    .[12] Narmer
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.