1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

روح الله آمد

شروع موضوع توسط arvia در ‏16 سپتامبر 2013 در انجمن تاریخ ایران

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    23اردیبهشت ماه 1391- مصادف است با صدو دهمین سال تولد امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، مردی که در جهان آلوده به کفر و شرک ندای بلند توحید را سر داد و در قرن دنیاطلبی و ماده پرستی احیاگر ارزشهای الهی شد. مردی که " اسلام ناب محمدی "را به جهانیان معرفی کرد و با اتکال به خداوند قادر متعال پیشاپیش مردم حق پرست و قهرمان ایران در برابر تمامی مستکبرین عالم و قدرت جهنمی آنان ایستادگی کرد. aimg.tebyan.net_big_1390_09_21816956252172237138144720548319816122533.jpg
    تاریخ اول مهرماه 1281 ، مطابق با سالروز میلاد با سعادت بانوى دوسرا، انسیه حورا، حضرت فاطمه زهرا(س)، از بانو هاجر خانم فرزندى در محله سادات خمین دیده به جهان گشود كه اهل خانه را در موجى از شادمانى فرو برد.
    سید وارد خانه شد، به او خبر دادند وضع حمل هاجر نزدیك است. كنار حوض نشست. دست و رویش را شست و سپس به كتابخانه‏اش رفت و شروع به خواندن قرآن كرد و با خودش نیت كرد كه نام فرزندش را از قرآن بیابد و «روح‏اللّه‏» اولین كلمه‏اى بود كه توجه او را جلب كرد.
    بچه‏ها با خنك‏تر شدن هوا به حیاط رفته بودند و داشتند در میان باغچه‏ها و درخت ها با هم بازى مى‏كردند؛ و هرچه «مولود» دختر بزرگ سید، از آنها مى‏خواست كه آرام تر بازى كنند، فایده‏اى نداشت. بچه‏ها مى‏دانستند كه بزودى یك نفر به جمعشان اضافه خواهد شد و آنها خواهند توانست با او بازى كنند، پس شادمان از آنچه در پیش داشتند با جست‏وخیز كودكانه‏شان، شادى خود را عیان مى‏كردند.
    هنوز سیّد، قرآن در دستش بود كه صداى گریه نوزادى در خانه پیچید، با خوشحالى برخاست، قرآن را بوسید و روى ترمه طاقچه گذاشت و به طرف اتاق هاجر رفت. «مولود» كه صداى گریه طفل را از پشت در شنیده بود، فریادى كشید، بچه‏ها هم به صداى او همه پشت پنجره اتاق مادر جمع شدند و هرچه تلاش كردند از پشت پنجره بسته چیزى ببینند، موفق نشدند تا اینكه ننه‏آقا پرده‏هاى اتاق را به كنارى كشید و پنجره را باز كرد. بچه‏ها همراه پدر به داخل اتاق رفتند. هاجر با چشمانى بى‏رمق و خسته به بچه‏ها لبخند زد و پلكهایش را بست. قابله، نوزاد را در آغوش پدر گذاشت و گفت: «مبارك است؛ پسر است».
    یک سال بعد و در پی مهاجرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از اراک به قم ، او هم برای ادامه تحصیل به قم رفت و با تکمیل دوره ی سطح ، در درس خارج آیت الله حائری یزدی حضور یافت و به قدری کوشش و جدیت به خرج داد که در 25 سالگی به درجه ی اجتهاد نائل شد

    بچه‏ها سرك مى‏كشیدند تا بتوانند چهره كودك را ببینند و ننه‏آقا تلاش مى‏كرد كه آنها را از اتاق بیرون ببرد. سید به نوزاد مى‏نگریست و به این مى‏اندیشید كه روح‏اللّه‏ او به دنیا آمده بود. پس كودك را بوسید و چون دید دختر كوچكش «آغازاده» با حسادتى كودكانه هنوز در میانه در ایستاده است و به نوزاد تازه از راه رسیده مى‏نگرد، صورت او و تك‏تك بچه‏هایش را بوسید؛ و «مولود» پتو را روى مادر كشید تا او اندكى استراحت كند.
    aimg.tebyan.net_big_1391_02_146168183110126178852431331124562203208123172.jpg
    تولد
    در روز بیستم جمادی الثانی 1320 ق، مطابق با 30 شهریور 1281 ش، در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی، در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد، و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر علیهاالسلام ، روح اللّه الموسوی الخمینی چشم به جهان گشود. او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و معارف الهی کوشیده بودند. پدر بزرگوار امام خمینی، مرحوم آیت اللّه سید مصطفی موسوی، از معاصران مرحوم آیت اللّه العظمی میرزای شیرازی رحمه الله ، پس از آن که سالیانی چند در نجف اشرفْ علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود، به ایران بازگشت و در خمینْ پناه گاه مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالی که بیش از پنج ماه ازولادت روح اللّه نمی گذشت، طاغوتیان و خان های زیر پرچم حکومت وقت، ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگویی های ایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند. و در مسیر خمین به اراک، وی را به شهادت رساندند.
    دوران تحصیل و جوانی
    دروس ابتدایی را مثل سایر کودکان در مکتب خانه فرا گرفت و صرف و نحو و منطق (مقدمات ) را نزد برادرش و شوهر خواهرش آموخت . در آغاز جوانی و به سال 1298 هجری شمسی به حوزه ی علمیه ی اراک رفت .
    روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام 19 سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت


    یک سال بعد و در پی مهاجرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از اراک به قم ، او هم برای ادامه تحصیل به قم رفت و با تکمیل دوره ی سطح ، در درس خارج آیت الله حائری یزدی حضور یافت و به قدری کوشش و جدیت به خرج داد که در 25 سالگی به درجه ی اجتهاد نائل شد .آقا سید روح اله همزمان با تحصیل ، زیر نظر آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی به امور معنوی و عرفانی نیز مشغول بود و در این عرصه نیز توفیقات شایانی کسب کرد .
    کرسی درس فقه و اصول و عرفان او ، تشنگان علم و دانش و معرفت را سیراب می کرد تا اینکه با توجه به کسب مدارج عالی علمی و درخواست های مکرر علما و فضلا ، در سن 42 سالگی ، تدریس خارج فقه و اصول را آغاز نمود آقا سید روح الله از همان کودکی تا حدود 25 سالگی ، در کنار تحصیل ، ورزش و تفریحات سالم را در برنامه داشت .از دوستان وی نقل شده که جمعه ها همراه با هم در بیابان های خاکفرج قم به ورزش با توپ می پرداختند .
    aimg.tebyan.net_big_1390_08_11724164151150240205681592553514155778186.jpg
    اولین خطابه رسمی روح‌الله
    روح‌الله ضمن تحصیل در اراک در ایام 19 سالگی در مراسم بزرگداشت رکن اعظم مشروطه مجتهد طباطبائی اولین خطابه خود را قرائت کرد و تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیه سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می‌شد.
    از قول روح‌الله نقل شده ... پیشنهاد شد منبر بروم، استقبال کردم آن شب کم خوابیدم، نه از ترس مواجه شدن با مردم، بلکه به خود فکر می‌کردم فردا باید روی منبری بنشینم که متعلق به رسول‌الله است. از خدا خواستم مدد کند که از اولین تا آخرین منبری که خواهم رفت، هرگز سخنی نگویم که جمله‌ای از آن را باور نداشته باشم ... و این خواستن عهدی بود با خدا بستم، اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد ... و عده ای احسنت گفتند، وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گویی‌ها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.
    ازدواج
    آقاسید روح الله در سن 28 سالگی با دختر مرحوم حجت الاسلام آقای ثقفی ازدواج نمودند و بعد از مدت کوتاهی سکونت در تهران ، برای ادامه ی فعالیت های علمی به قم بازگشتند .ایشان نسبت به حقوق زن و رعایت آداب همسرداری بسیار مقید بودند و تا آخر عمرشریف خود، در نهایت محبت و احترام با همسرشان رفتار کردند . ثمره این ازدواج عبارتند ازشهید آیت الله سید مصطفی خمینی (1356-1309)صدیقه مصطفوی (همسر مرحوم آیت الله اشراقی )فریده مصطفوی (همسر آقای اعرابی ) فهیمه (زهرا)مصطفوی (همسر دکتر محمود بروجردی )مرحوم ایت الله سید احمد خمینی(1324-1374)
    روح الله درکنار فعالیت های دینی خود مبارزات خود را علیه حکومت پهلوی شروع کرد . پس رحلت ایت الله بروجردی وانتخاب ایشان به مرجعیت حکومت درصدد بود که مرجعیت امام را نادیده بگیرد.که موفق نشد ومجبور به تبعید ایشان گردیید. که ایشان هم در همان زمان تبعید به مبارزات خود ادامه دادند.وبالاخره این انقلاب را به پیروزی رساندند. روح الله درتاریخ 14 خرداد 1368 هجری شمسی با پیوستن به ملکوت اعلا همه دوستدارانش را به ماتم وعزا نشاند .((( روحش شاد ویادش همیشه گرامی باد.)))
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.