1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آغاز تاریخ مصر باستان

شروع موضوع توسط arvia در ‏16 سپتامبر 2013 در انجمن تاریخ جهان

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    مورخان اروپایی پژوهش های خود را دربارۀ تاریخ مصر باستان بریافته های باتان شناسان استوار ساخته اند. این یافته ها تقریباً به هزارۀ پنجم پیش از میلاد مسیح و یا پیش از آن باز می گردد. باستان شناسان دستاوردهای خود را با آنچه کاوشگران آثار باستانی از سرزمین های همسایۀ مصر به دست آوردند، مقایسه کرده و به کمک کرونیست ها و تاریخ نگاران ارزیابی نموده اند. تقریباً یک هزاره از دوران زندگی مصریان باستان که برخی به حق آن را هنوز دورۀ پیش از تاریخ مصر می دانند، همراه با مشترکات و ابهامات و گاهی نیز اختلافات با تاریخ، تمدن و فرهنگ مردمان ساکن در بین النهرین مورد مطالعه و داوری قرار گرفته است. بدین ترتیب از ۴۰۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد مسیح مصریان همانند مرد م بین النهرین زندگی آمیختۀ شهر نشینی و قبیله ای خود را آغاز کرده و قدیمی ترین بنیاد های فرهنگی خود را به ارث گذاشته اند، بدیهی است در همین جامشترکات محدود و اختلافات نسبتاً قابل توجه میان زندگی فرهنگی و شهر نشینی مصریان و ساکنان بین النهرین قابل تشخیص است. سفال (سرامیک)های ساخته شده در بین النهرین در این مقطع زمانی تقریباً یکهزار ساله عمدتاً نارک، روشن و به رنگ های مختلف چون سرخ، قهوه ای و سفید رنگ آمیزی شده است. در همین زمان سرامیک های مصریان محکم تر و مقاوم تر و از نظر طرح و فرم ظاهری ساده تر و عمدتاً به صورت خمره های بزرگ و کوچک و کوزه ها و سبوهای دسته دار ساخته و پرداخته می شده است. این امر می رساند که فرهنگ زیستی و تولیدات کارگاهی ساکنان بین النهرین برهمانند آن در مصر تأثیرگذار بوده است.
    مصریان گندم نیز کشت می کرده اند، همانگونه که امروز نیز متداول است. دیگر انواع غلات و حبوبات به اندازۀ گندم برای مصریان شناخته شده نبود، زیرا اسناد، نقوش و آثار آن را نشان نمی دهد. کشت گندم امروز نیز در مصر متداول است . مردم مصر در این مقطع زمانی گندم را برای تهیۀ نان انسان ها کشت و مصرف می کرده اند. آنها خیار نیز به دست می آورده اند. انسان مصری در این مقطع زمانی تنها از میان جانوران گاو را پرورش می داده است. پس از آن پرورش گوسفند، بز، خوک، الاغ (خر) و سگ نیز در میان آنان متداول گشت، مصریان هنوز اسب را نمی شناخته و پرورش نداده اند. سیستم آبیاری و آبرسانی آنان به صورت کانال ها، گودال ها (چاهک ها) جوی ها، تلمبه های ابتدایی و چرخ چاه بوده است.
    آنها زیور و زینت آلات قابل توجهی نداشته اند، ولی پاره ای اشیاء که بیشتر نمادهای قبیله ای بوده و در میان قبایل متداول بوده مردان و زنان مورد استفاده قرار می داده و یا به سخن دیگر به خود آویزان کرده و یا به دست، گردن، پا و سر خود می بسته اند. کاربرد گوشواره برای مردان و زنان بعد ها معمول گشت. اشیاء زنگوله مانندی را نیز به گردن جانوران می آویخته اند. این یافته ها برگرفته ازنقوش و آثاری است که از هزارۀ پنجم پیش از میلاد مسیح به بعد به دست آمده است.
    هنر مصریان در این زمان نقاشی و سفالگری و کنده کاری بر صخره ها و ساختن مجسمه هایی از سنگ و گل بوده است. در نیمۀ دوم هزارۀ پنجم پیش از میلاد مسیح مصریان با سنگ های زیبا و زینتی منقوش و طلا و نقره آشنا شدند. مصریان سنگ های براق را از بین النهرین وارد می کرده اند. قبور مصریان خشتی و دارای دیوارۀ جدا کننده بوده است. این قبور ابتدا خیلی ساده و به تدریج زیباتر و مفصل تر ساخته می شده اند. آنها از مس ابزار نوک تیز می ساختند و به تدریج از این فلز در زندگی شان استفادۀ بیشتر می کردند و در ساختن لوازم خانگی ابزار و ادوات جنگ و شکار مورد بهره برداری قرار دادند. بین سال های ۳۷۰۰ تا ۳۴۰۰ پیش از میلاد مسیح خط را کشف کردند.باستان شناسان این زمان را دوره بَدَری [۱] نام نهاده اند[۲]. این نام برگرفته اند از نام محلی است در مصر که در سال ۱۹۲۵ میلادی مورد کاوش های باستان شناسی قرار گرفته که در مصر علیا واقع است. نامدارترین کاوشگران در آن زمان برانتون[۳] و کاتون- تومپسون[۴] بوده اند. یافته های آنان عبارت بوده اند از ظروف سنگی دیگ مانند، کوزه ها و خمره های سفالین که همگی با رنگ قرمز رنگ آمیزی شده اند و دارای حاشیۀ نسبتاً پهن بوده و در انتهای این حاشیه، نوار سیاهی وجود داشته است. ظروفی از سنگ بازالت نیز در آنجا به دست آورده اند. افزون براین قطعاتی از سنگ سیلیس و زینت آلاتی از دانه های مروارید و سنگ های زینتی گوناگون و دستبندهایی از عاج، شانه های موی سر… کشف شده اند[۵] .
    قبلاً اشاره شد که مصریان از چهارپایان ابتدا گاو و سپس گوسفند را پرورش می داده اند. جالب این است که در کاوش های باستان شناسان نشانه هایی از به خاک سپردن گاو و گوسفند به وسیلۀ مصریان نیز به دست آمده است. اجساد مردگان را در پوست یا پارچه های نخی می پیچیده اند و حتی الامکان بر بلندی ها دفن می کرده اند. در همین مقطع زمانی زندگی در مصر سفلا نیز رواج داشته و شباهت هایی میان این دو بخش مصر به نظر باستان شناسان رسیده است. هم در مصر علیا و هم در مصر سفلا. از قبور مجسمه های زنان نیز به تعداد زیاد به دست آمده است. کاوش های مصر سفلا در ناحیۀ مریمد- فایون[۶] صورت گرفته است؛ این نام جغرافیایی است و از مریمده بنی سلام[۷] اخذ شده است. همزمان با گروه اخیر باستان شناسانی چون یونکر[۸] و منگین[۹] از ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸ میلادی به حفاری پرداخته اند، در فایون از سال ۱۹۲۵ میلادی ا. و. گاردنر[۱۰] و کاتون تومپسون نیز در هر دو بخش مصر شرکت داشته اند. ابزار و ادوات بیشتر از سنگ چخماق (سنگ آتش زنه) بوده و تبرهای خوب ساخته شده و براق و سوزن هایی از جنس استخوان و حلقه های استخوانی و پیکان های زیادی از جنس سنگ آتش زنه از یافته های آنجا بوده است. ظروف گلی و سفالین همگی به شکل گلابی و دسته دار و بدون دسته بوده اند. از مصرسفلا باستان شناسان زینت آلات و قاشق بسیار ناچیز و معدود به دست آورده اند. در آنجا آویزهای گردن متشکل از سنگ های ریز و لوازم آرایش کشف شده است. در آنجا نیز دفن مردگان بربلندی ها صورت می گرفته است. آنها مردگان را در محوطه ای میان مناطق و خانه های مسکونی به خاک می سپرده اند. در این بخش از سرزمین مصر نیز براساس یافته های باستان شناسی جو و گندم کشت می شده است و مردم در آنجا گاو، خوک، بز، گوسفند پرورش می داده اند. غلات را در انبارهای زیرزمینی نگهداری می کرده اند و به هنگام احتیاج خوشه ها را از ساقه جدا می کرده اند. ساقه های گندم و دیگر انواع غلات و حبوبات و علوفه های دیگر را به جانوران خانگی و چهارپایان می داده اند. پوشش خانه هایشان از ریشه های درختان و گیاهان و نی بوده است.
    از سال ۳۴۰۰ تا ۳۱۰۰ پیش از میلاد مسیح دورۀ تمدن نگاد یکم[۱۱] نام گرفته است. برخی از مصر شناسان و مورخان آن را دورۀ تمدن امره[۱۲] نامیده اند. در این دوره مصریان از مس به وفور استفاده می کرده اند و از جمله قلاب ماهیگیری و سلاح های کوچک جهت شکار را از این فلز تهیه می کرده اند. در این دوره ابزار و ظروفی را که از سنگ آتش زنه درست می کردند بسیار ظریف و با نقوش زیبا پرداخت می کرده اند. برشمار جانوران خانگی و چهارپایان به شدت افزوده شده است. گاوهایی که دارای شاخ های بلند بوده اند در این مقطع زمانی پرورش داده می شده اند و در کنار آنها گوسفند، بز، خوک، الاغ (خر) و سگ نیز پرورش می یافته است. سفالینه ها(ظروف سرامیک) همه به رنگ قرمز (سرخ) بوده و بیشتر دارای اشکال هندسی بوده اند. بر روی این ظروف تصاویری از طبیعت، انسان ها، جانوران، پرندگان، کشتی و قایق ها، درختان و… را نقش می کرده اند. از سال ۳۱۰۰ تا ۲۸۰۰ پیش از میلاد مسیح به دورۀ تمدن نگاد دوم[۱۳] تا تمدن گرزه[۱۴] معروف است. ظروف سفالین زیباتر و ظریف تر ساخته شده و سفالینه ها ی منقوش، دسته دار و به ابعاد و اشکال مختلف بوده اند. در اینجا تقلید مصریان از آشوریان به وضوح نمایان است. این گونه به نظر می رسد که این ظروف تقلیدی از ظروف آشوریان است که در آنها روغن به مصر صادر می کرده اند و کماکان رنگ قرمز رنگ اصلی این ظروف بوده است. مصریان از همان آغاز زندگی شان در تاریخ هرگز ظروف را بدون رنگ آمیزی مورد استفاده قرار نمی داده اند. بر روی این ظروف صحنه های جنگ انسان ها، منظره های شکار، نبرد جانوران با یکدیگر، نقوش پرندگان، تمساح، غزال، زرافه، گوسفند، شترمرغ … به وضوح دیده می شود.
    این تصاویر از نظر تعلق به گروه هنری و ساختاری به ظروف مصر علیا شباهت دارند. تعدادی از این ظروف و نقوش متعلق به گوری است که از دیواره آن نیز چنین تصاویری به دست آمده است. این گور در ناحیۀ کوم الاحمر[۱۵] در هیراکن پولیس[۱۶] که نام قلمرو یکی از نوم های مصریان است، یافت شده است. از این قبور برای نخستین بار تبرهای مسطح از جنس مس به دست آمده است. این ظروف و ابزار و ادوات جنگ و شکار دقیقاً با یافته های «دورۀ جمدت نصر»[۱۷] بین النهرین منطبق و هماهنگ است. این امر تردیدی باقی نمی گذارد که مناسباتی میان این دو سرزمین برقرار بوده است.
    به این ترتیب می توان دریافت که همزمان با اواخر هزارۀ سوم پیش از میلاد مسیح میان مصر و بین النهرین مناسبات گسترده و همه جانبه برقرار بوده است. در اواخر دورۀ گرزه به تدریج ساخته شدن مقابر بزرگ آغاز شده است. قدیمی ترین این نوع قبور در ناحیۀ هیراکن پولیس یافت شده است که دو متر و نیم در دو متر(m ۲×۵/۲) اندازۀ آن است . این قبر دارای دو اطاق است و به دو بخش مجزا تقسیم شده است. در یکی از این اطاق ها مرده دفن شده و در اطاق دیگر ابزار و ادوات و لوازم مورد نیاز گذاشته بوده اند که سخص از جهان رفته در دوران زندگی دنیوی اش به آنها نیاز، علاقه و دلبستگی داشته است. این ابزار و ادوات نیز به صورت سمبولیک[۱۸] به صورت شکسته یا خمیده در آن اطاقک جای داده و به اصطلاح با سرنوشت صاحب آن هماهنگ کرده اند. دیوارهای این قبر دربر گیرنده نقوشی از صحنه های زندگی این شخص متوفی است که هر بیننده وقتی به این نقوش می نگرد، می تواند به جزئیات زندگی این شخص پی ببرد. این نقوش بی آنکه کتیبه یا متن حک شده ای را در کنار خود داشته باشند، بیانگر همۀ رویدادهای زندگی این شخص می باشند. بر روی ظروفی نیز که در آنجا یافت شده به همین منوال صحنه های جنگ، شکار، تصویری از کشتی و منظرۀ رقص های دسته جمعی دیده می شود. این شیوۀ دفن مردگان منحصر به مصر علیا و سفلا نبوده است، بلکه در کلیۀ سرزمین هایی که مصریان با آنها مناسبات فرهنگی سیاسی، تجاری- اقتصادی داشته اند نیز به همین صورت بوده است.
    در سال ۲۸۸۰ پیش از میلاد مسیح با آغاز زمان پادشاهی منس[۱۹] دوران تاریخی مصر نیز آغاز شده است. این نخستین سلسلۀ تاریخ مصر نام دارد که پادشاه مزبور بنیانگذار آن شناخته شده است. در ادبیات تاریخی، داستانی و اساطیری مصریان، منس به صورت چهره ای نیمه افسانه ای در تاریخ مصر ظاهر شده است. این امر آمیختگی اساطیر مصریان با واقعیات تاریخی آن سرزمین را نشان می دهد. چنان که در ایران ، یونان، بابل، سومر، نیز چنین بوده است. مینوس[۲۰] پادشاه کرت در واقع یک چهره نیمه افسانه ای در تاریخ یونان باستان است و همین طور گیل گمش[۲۱] پادشاه داستانی سومر- بابل نیز چنین سرنوشتی داشته است. تحلیل گران براین باورند که مؤلفان تاریخ اساطیری در دوره های بسیار قدیم این زمام داران را داستانی – اساطیری به تصویر می کشیده اند تا به آنان منشأ معنوی و الهی بدهند. در ایران باستان نیز جز این نبوده است و دو سلسلۀ شرقی ایران به نام های پیشدادیان[۲۲] و کیانیان[۲۳] نمونه های بارز این سلاطین و سلسله ها در تاریخ اساطیری ایران است.
    در تاریخ مصر باستان حدود و حریم تاریخ داستانی و اساطیری با تاریخ مدون و واقعی تا حدودی حفظ و رعایت شده است، چنان که از سلاطین سلسۀ نخستین مصر باستان آثاری به صورت مقابر و اشیاء و دیگر نمادها چون نمادها چون بناها یافته اند که به این پادشاهان نبت داده شده است. البته اختلاف نظر در این زمینه میان باستان شناسان، مورخان، کرونیست ها، مصرشناسان نیز به آسانی برطرف شدنی نیست. آنچه هم اکنون مطرح است بدین گونه است که قبور پادشاهان سلسلۀ اول مصر بین سال های ۱۸۹۵ تا۱۹۰۰ میلادی در ناحیۀ ابیدوس[۲۴] که قلمرو یکی از نوم های مصریان بوده است، کشف شده است. در ناحیۀ نگاده نیز آثار مقبره مانندی به همین صورت به دست آمده است. کاوشگران و یابندگان این مقابر باستان شناسان برجسته ای در تاریخ باستان شناسی بوده اند که برجسته ترین آنها عبارتند از: آملینو[۲۵] ژاک دِمورگان[۲۶] و فلین ترز پتری (فلینترز پتری)[۲۷] از میان آنها ژاک دمورگان در جنوب غربی ایران ونیز کاوش های گسترده ای در زمینۀ باستان شناسی عیلام کهن انجام داده است. وی و پیرآمیه دوتن از باستان شناسان برجستۀ فرانسوی بوده اند که در اواخر سدۀ نوزدهم به کاوش پرداخته وآثار ارزشمندی یز به دست آورده اند.
    در سال های ۹/۱۸۹۸ میلادی منشور حمورابی (قانون نامۀ حمورابی) در یکی از سرزمین های شهر شوش به هنگام کاوشگری به دست ژاک دِمورگان باستان شناس فرانسوی افتاد و وی آن را بی درنگ در اختیار شیل گذاشت تا آن را ترجمه کند. و اما در کاوشهای ابیدوس ونگاده آثار متعددی به دست باستان شناسان نامبرده افتاده است که مهمترین آنها قبر منس است که ۵۴متر طول دارد. پهنای این قبر ۲۷متر است. این بزرگترین دفن گاه زمام داران دوره های نخستین تاریخ مصر باستان است. مدفن منس متشکل از یک اطاق ویژۀ دفن جسد پادشاه و چندین اطاق جانبی است. در یکی از اطاق های پیرامونی قبر منس ظروف گوناگون در اندازه های مختلف که بیشتر از جنس بلور کوهی[۲۸] است نظیر ظروف پایه دار که ظروف از جنس فلزات زیبای مطلا شده با پایه هایی از جنس عاج است و مبلمان و سفالینه های گوناگون به دست آمده است. ظروف سرامیک همه به رنگ قرمز و کردهایی از جنس سنگ چخماق که بسیار ظریف و زیبا ساخته شده و افزون براین دانه های مروارید با حاشیه های طلا و ظروف شیشه و بلور که لبه های آنها با دانه های مروارید زینت داده شده و در آن ها روغن و یا مایعات دیگر ریخته و در مقبرۀ منس گذاشته اند. در کنار این ظروف که بی تردید از جنس مرغوب ترین بلور و شیشه های زیبا و شفاف بوده، چندین ظرف خوراکی نیز که در هر کدام انواع غذاهایی که منس دوست می داشته است، ریخته و با او به هنگام خاکسپاری اش در قبر وی قرار داده اند.
    مورخان، مصریان را اب یک فرهنگ واحد و همسان شناخته و کمتر به این واقعیت اندیشه اند که قوم شناسان و جامعه شناسان تاریخ عهد باستان آن را دریافته اند. مصر جنوبی بی آنکه در اسناد مصریان به آن اشاره ای شده باشد پیوسته با خیل عظیم مهاجران و اسیرانی روبرو بوده است که از سرزمین های لیبی، حبشه و نوبی و… به مصر مهاجرت می کرده و در مصر به سر می برده اند و این مهاجران پس از گذشت هزاره ها نسل ها به دنبال هم در سرزمین نیل به سر می برده و بی تردید فرهنگ و شیوۀ زندگی خاستگاه و زادگاه خود را درمیان قبطیان گسترش داده اند. بخش شمال مصر همانگونه که در آغاز این مبحث به آن اشاره شد پیش از آنکه زمام داران آن در اندیشه کشورگشایی باشند با ساکنان بین النهرین و برخی سرزمین های آسیایی مناسبات سیاسی وتجاری برقرار کرده اند و به نظر باستان شناسان با توجه و مطالعۀ آثار به دست آمده از کاوش های گسترده ای که در مصر صورت گرفته است، آنان از مردمان کرانه های دجله و فرات تقلیدهایی در زمینه های پرورش دام، ساختن ظروف سفالین، چگونگی لعاب دادن این ظروف و همینطور ساختن ابزار، ادوات جنگ و شکار ولوازم و ظروف خانگی و… فرا گرفته اند.
    همین امروز نیز در مصر کشت پنبه یکی از دستاوردهای عمدۀ پنبه کاران و کشاورزان مصری است و پنبه از مهمترین اقلام کالاهای مصریان به سرزمین های دیگر به شمار می رود، ولی مصریان تهیۀ لباس های زیبا همراه با رنگ ونقوش چشم نواز را از سرزمین های دیگر از جمله بین النهرین تقلید کرده اند. در دورۀ پیش از تاریخ مصر آنگونه که از یافته های باستان شناسی در مصر پیداست، این تقلید و اقتباس آغاز شده و با روی کارآمدن فراعنۀ قدرتمند و اقدام آنان به کشورگشایی از جمله در کرانه های دجله و فرات، این کار را گسترش داده اند. خمره های عظیم و سبوهای بزرگ و کوچک را ابتدا مصریان با تأثیرپذیری از هنر سفالینه سازی بین النهرین به مصر آورده و از جمله دسته های این ظروف سفالین، لعابکاری و رنگ های آنها بی هیچ تردیدی از
    ره آوردهای مناسبات مصریان با سرزمین های واقعی در فاصلۀ رودهای دجله وفرات بوده است.[۲۹]
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.