1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

خخخخخخخ..شعر رو جون من نیگا

شروع موضوع توسط .محمدرضا در ‏22 سپتامبر 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    گویند سلطان محمود غزنوی جلوی پلکان قصر ایستاده بود
    که یکی از شعرای درباری (عوفی) را دید
    و از او خواست که وقتی سلطان پا به پله اول می‌گذارد مصراعی بگوید
    که سلطان حکم قتلش را بدهد
    و وقتی سلطان پا به پله دوم گذاشت
    مصراع دوم را چنان بگوید
    که نه تنها اثر مصراع اول را از بین ببرد
    بلکه شاعر را شایسته پاداشی گران کند
    و همینطور در ادامه ...


    شاعر قبول کرد و سلطان پا به پله اول گذاشت...

    سالها بود تو را می کردم
    همه شب تا به سحرگاه دعا

    یاد داری که به من می دادید
    رس آزادگی و مهر و وفا

    همه کردند چرا ما نکنیم
    وصف روی گل زیبای تو را

    تا ته دسته فرو خواهم کرد
    خنجر خود به گلوگاه نگاه

    تو اگر خم نشوی تو نرود
    قد رعنای تو از این درگاه
    مادرت خوان کرم بود و بداد از پس و پیش
    به یتیمان زر و مال و به فقیران بز و میش
    یاد داری که تو را شب به سحر می‌کردم
    صد دعا از دل مجروح پریشان احوال

    وه که بر پشت تو افتادن و جنبش چه خوشست
    کاکل مشک فشان با وزش باد شمال

    عوفی خسته اگر بر تو نهد منع مکن
    نام عاشق کشی و شیوه آشوب احوال


    (عوفی اصفهانی)
     

    موضوعات مشابه

    Y*A*S*, گل یخ و monak از این پست تشکر کرده اند.
  2. گل یخ

    گل یخ نویسنده سابق انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏14 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    469
    تشکر شده:
    501
    جنسیت:
    مرد
    عیول باووو
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.