1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

ردپاي احساس

شروع موضوع توسط كانتونا در ‏3 اکتبر 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. كانتونا

    كانتونا برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 سپتامبر 2013
    ارسال ها:
    686
    تشکر شده:
    834
    جنسیت:
    مرد
    به تماشا سوگند

    و به آغاز کلام

    و به پرواز کبوتر از ذهن

    واژه ای در قفس است.


    حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود.

    من به آنان گفتم :

    آفتابی لب درگاه شماست

    که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.


    و به آنان گفتم :

    سنگ آرایش کوهستان نیست

    همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کنلگ .

    در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است

    که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

    پی گوهر باشید.

    لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.


    و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم

    و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ .

    به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت.


    و به آنان گفتم :

    هر که در حافظۀ چوب ببیند باغی

    صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.

    هر که با مرغ هوا دوست شود

    خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

    آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

    می گشاید گرۀ پنجره ها را با آه.


    زیر بیدی بودیم.

    برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم :

    چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟

    می شنیدم که به هم می گفتند :

    سحر میداند ، سحر !


    سر هر کوه رسولی دیدند

    ابر انکار به دوش آوردند.

    باد را نازل کردیم

    تا کلاه از سرشان بردارد.

    خانه هاشان پر داوودی بود،

    چشمشان را بستیم.

    دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش.

    جیبشان را پر عادت کردیم.

    خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.