1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

جدید و خنده دار اعتراف

شروع موضوع توسط ♥azin baroon♥ در ‏26 نوامبر 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155

    عاقا ما یه روز رفتیم سیگار بگیریم به مغازه دار گفتم: آقا یه بسته وینستون بده!
    مغازه دار گفت:لایت باشه؟
    ما تا اومدیم جوابشو بدیم یکدفعه یکی از پشت سرمون گفت: آره لایت باشه که بچم گلوش اذیت نشه!!!!!!

    بعلهههههههه برگشتم دیدم بابام پشت سرم وایساده....




    اعتراف میکنم با رفیقم وایساده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام کرد!به دوستم با خنده گفتم این کی بود انقدر قیافش مشنگ میزد؟

    گفت:دامادمون بود!!!




    ﻣﻦ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩم GF ﻣﺨﻔﻒ ﮔﻮﺟﻪ ﻓﺮﻧﮕﯿﻪ … اینقد بچه مثبتی ام




    با داداشم دعوام شده بود بابام اومد بهم گفت:بیخیال باباجون برو باهاش آشتی کن! منم به بابام گفتم:لازم نکرده گورباباش!!هیچی دیگه الان با یه دست و یه پای شکستهدارم براتون پست میذارم!!! awww.happydays.ir_images_smilies_laughing.gif




    دوستم داشت یکی و میزد گفتم:بخاطر من نزنش! حقیقتشو بخواهین از نفوذ و مورد علاقه بودنم در بین دوستام گفت:توخفه شو میام توروهم چنان میزنم که صدای بز بدی! ablogfa.com_images_smileys_08.gif
    واقعااااااااااخوشحال شدم




    دیروز عصر دختر همسایه اومد زنگ خونمون رو زد گفت:کلید ندارم میتونم بیام تو تا مادرم بیاد؟
    فهمیدم که آزمون الهیه...گفتم:ما خونه نیستیم....درو بستم...
    کارخوبی کردم؟؟؟؟؟؟؟؟ awww.happydays.ir_images_smilies_gnomesmileyf.gif



    یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش توی خیابون دیدم گفتم سلام نوید کوچولو چطوری؟

    دیدم بچه تحویل نگرفت باباهه خندید! اومدم خونه به مامانم گفتم:مامان نوید ماشالا چقدر بزرگ شده!! مامانم گفت:نوید کیه؟
    گفتم:پسر آقای.....
    گفت:اون اسم پسرش پارساست اسم باباش نویده!!!
    قیافه ی من اون لحظه awww.happydays.ir_images_smilies_neutral.gif



    اعتراف میکنم با رفیقم وایساده بودیم سر خیابون یکی رد شد به دوستم سلام کرد!به دوستم با خنده گفتم این کی بود انقدر قیافش مشنگ میزد؟

    گفت:دامادمون بود!!! awww.happydays.ir_images_smilies_laughing.gif




    تو عروسی نشسته بودم یه بچه 3 ، 4 ساله اومد یک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!!
    می خواستم این بار خیلی دور بندازمش
    که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست! طرف بابای بچه بود




    اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم،همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود،
    شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت،
    خیلی دلم واسه خانومه میسوخت. یه روز که طرف اومده بود
    عربده کشی، تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام.رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو یه نگاه بهم انداخت
    و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد، منم سه پیچش شدم،
    وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟

    منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!! awww.happydays.ir_images_smilies_laughing.gif
     

    موضوعات مشابه

    baran+eshgh, asii و sahar.te از این پست تشکر کرده اند.
  2. baran+eshgh

    baran+eshgh مهمان

    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ لعنتی زنمه!!-7-
     
  3. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    -2-
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.