1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شب امتحان دخترا و پسرا

شروع موضوع توسط M.peyman در ‏30 دسامبر 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. M.peyman

    M.peyman به امید پزشکی کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    712
    تشکر شده:
    1,037
    جنسیت:
    زن
    تفاوت شب امتحان درخوابگاه دختران و پسران/طنز

    خوابگاه دختران




    سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)



    شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!



    لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)



    شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟



    لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان رو زدن تــو بُــرد. منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)



    شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد)



    بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟



    لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!



    شبنم: عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگت پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.



    لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۵/۷ بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!



    (در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)



    شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!



    فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!



    شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

    فرشــته: خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.



    (و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)



    خوابگاه پسران



    سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)



    میثـــاق: مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.



    مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

    میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.



    مهـدی: آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟



    میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

    آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…



    مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!



    در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

    میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!



    رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!



    مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!!

    و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.
     

    موضوعات مشابه

    manijeh30, حوری پری, _ghazale_ و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. baran+eshgh

    baran+eshgh مهمان

  3. _ghazale_

    _ghazale_ کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏1 اکتبر 2013
    ارسال ها:
    87
    تشکر شده:
    100
    جنسیت:
    زن
    وای معرکه بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود خیلی خنیدیدم
    من فقط 8 دور خوندم !!!!! afacenama.com_i_icons_s29.gif afacenama.com_i_icons_s29.gif afacenama.com_i_icons_s29.gif afacenama.com_i_icons_s29.gif afacenama.com_i_icons_s29.gif
    بابا به این افتضاحی هم دخترا خر خون نیستن afacenama.com_i_icons_s29.gif
     
  4. _ghazale_

    _ghazale_ کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏1 اکتبر 2013
    ارسال ها:
    87
    تشکر شده:
    100
    جنسیت:
    زن
    نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!-21--21--21--21-vay khodaaaa
     
  5. atena77

    atena77 درد داره..اون که تو خیالته بیخیالته...!!! کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 اکتبر 2013
    ارسال ها:
    354
    تشکر شده:
    795
    جنسیت:
    زن
    خخخخخ-157--157--157--80-
     
  6. rozita

    rozita برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آوریل 2013
    ارسال ها:
    1,542
    تشکر شده:
    2,199
    جنسیت:
    زن
    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخل
     
  7. پوووووووووووووکیدم از خنده
    ایول
     
  8. •¤ ölö§ ¤•

    •¤ ölö§ ¤• مهمان

    واخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها همینجوره خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خیلی بووووووووووووحال بود مرسی عزیزم
     
  9. حوری پری

    حوری پری ღlOvE & Heღ

    تاریخ عضویت:
    ‏25 اکتبر 2013
    ارسال ها:
    1,268
    تشکر شده:
    2,088
    جنسیت:
    زن
    -21--21--21--21--21--21--21--21--21--21-ووووووووووی ترکیدم از خنده
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.