1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

دوبیتی های عاشقانه (سری سوم)

شروع موضوع توسط امیرعباس در ‏4 فوریه 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. امیرعباس

    امیرعباس مهمان

    دوبیتی های عاشقانه (سری سوم)
    دوبیتی های عاشقانه مولانا

    جلال الدین محمد بلخی
    نامش محمد و لقبش جلال الدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است.
    در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند.
    پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند.
    ========================
    چند دوبیتی از این شاعر بزرگ
    ========================

    نگار خوب شکّر بار چون است؟
    چراغ دیده و دیدار چون است؟
    طبیب عاشقان را باز پرسید
    که تا آن نرگس بیمار چون است؟

    ========================

    بـــا تو سخنانِ بـــی زبان خواهم گفت

    از جمله ی گوش ها نهان خواهم گفت

    جـز گـــوشِ تـو نشنود حدیث من کَــس

    هـــر چند میـــانِ مردُمــان خواهم گفت

    ========================

    دلی دارم که گرد غم نگردد
    میی دارم که هرگز کم نگردد
    دلی دارم که خوی عشق دارد
    که جز با عاشقان همدم نگردد

    ========================

    در خلوتِ من جز تو کسی راه ندارد

    رُخســـارِ فریبــــایِ تـــو را مــاه ندارد

    هرگــز نکنم جز تو به اندیشـه ی دگر

    افسوس که عشقم به دلت راه ندارد!

    ========================

    کسی کز غمزه یی صد عقل بندد
    اگر برما نخندد، پس کی خندد؟
    دلا می جوش همچون موج دریا
    که گر دریا بیارامد، بگندد

    ========================

    تا با غم عشق تو مرا کار افتاد

    بیچاره دلم در غمِ بسیار افتاد

    بسیار فتاده بود اندر رهِ عشق

    اما نه چنین زار که این بار افتاد

    ========================

    زخاک من اگر گندم برآید
    ازو گر نان پزی مستی فزاید
    خمیر و نانبا دیوانه گردد
    تنورش بیت مستانه سراید

    ========================

    در مجلـــسِ عُشّـــاق، قراری دگــر است

    وین باده ی عشق را، خماری دگر است

    آن علـــم که در مدرســـه حاصــــل گـردد

    کاری دگر است و عشق کاری دگر است

    ========================

    چنان مستم چنان مستم من امروز
    که چندین خنب بشکستم من امروز
    بشوی ای عقل دست خویش از من
    که با مجنون بپیوستم من امروز

    ========================
    امیدوارم که خوشتون اومده باشه
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏4 فوریه 2014
    aramoon و nafas cutegirl از این پست تشکر کرده اند.
  2. pary royaee

    pary royaee عاشقی رو با خدا دوس دارم و لا غیر کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏3 نوامبر 2013
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    8,655
    جنسیت:
    زن
  3. امیرعباس

    امیرعباس مهمان

    خواهش میکنم :)
     
  4. nafas cutegirl

    nafas cutegirl کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 دسامبر 2013
    ارسال ها:
    146
    تشکر شده:
    210
    جنسیت:
    زن
  5. امیرعباس

    امیرعباس مهمان

  6. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,833
    تشکر شده:
    5,128
    جنسیت:
    مرد
    زیبا بودن مرسی
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.