1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم...

شروع موضوع توسط raziiiiiiiiii در ‏13 فوریه 2014 در انجمن گفتگو با کاربران

  1. raziiiiiiiiii

    raziiiiiiiiii کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2014
    ارسال ها:
    861
    تشکر شده:
    536
    جنسیت:
    زن
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،فهمیدم زمانی که سعی میکنم به کسی آرزوهایم را تحمیل کنم، با وجود دانستن اینکه نه زمان مناسب است و نه آن آدم آماده، چقدر میتواند این کار برای آن شخص دشوار باشد، حتی اگر آن شخص خود من باشم
    «امروز آن را احترام مینامم»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم,متوجه شدم که اندوه و احساسات من میخواهند من را متوجه سازند که خلاف حقیقتم زندگی میکنم
    «امروز آن را واقعیت می خوانم»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،از آرزوی داشتن یک زندگی دیگر دست کشیدم و توانستم ببینم که همه چیز در گرداگرد من دعوتی بوده است برای رشد من
    «امروز آن را تکامل مینامم»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،از دزدیدن زمان آزاد خود و طراحی پروژه های بزرگ برای آینده دست کشیدم.امروز فقط آن کاری را میکنم که برایم خشنودی با خود به همراه دارد، آنچه را که دوست دارم و آنچه که دلم را شاد میکند، به آن شکل و ریتم مخصوص و متعلق به خودم.
    «امروز آن را سادگی مینامم.»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،خودم را از چنگ تمام چیزهائی که برایم سالم نبودند رهانیدم، از غذاها، انسانها، اشیاء، موقعیتها، از تمام آن چیزهائی که مرا با خود به زیر میکشیدند و حتی از خودم هم دور نگاه میداشتند .ابتدا آن را «خودخواهی سالم» مینامیدم،
    اما «امروز میدانم که نامش خود دوستی است»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،از خواست اینکه همیشه حق با من باشد دست کشیدم و از اینکه همه کارهای من باید درست باشند و به این ترتیب کمتر دچار اشتباه شدم
    «امروز آن را تواضع مینامم»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،دیگر از اینکه در گذشته زندگی کنم و نگرانی بخاطر آینده ام داشته باشم سرپیچی کردم.حالا فقط در لحظه اکنون زندگی میکنم، جائی که همه چیز در آن به وقوع میپیوندد، و در حال حاضر هر روز اینچنین زندگی میکنم
    و «آن را کیفیت مینامم»
    وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،پی بردم که تفکرم میتواند سد و بیمار ساز باشد. اما وقتی که با دلم یکی شدم، ذهنم دارای یار ارزنده ای گردید.
    من« امروز این اتحاد را هوشمندی قلب مینامم»
    ما دیگر از اختلافات، درگیریها و مشکلات با خود و دیگران نمیهراسیم، زیرا که ستاره ها هم گاهی با هم تصادف میکنند و از این خرابی دنیای زیبای تازه ای تشکیل میگردد.
    «امروز این را زندگی مینامم.»
     

    موضوعات مشابه

    TN2 و گلناز2222 از این پست تشکر کرده اند.
  2. deniz

    deniz کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏21 دسامبر 2013
    ارسال ها:
    193
    تشکر شده:
    1,986
    جنسیت:
    زن
    مرسى خوب بود
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.