1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آستانه

شروع موضوع توسط rozbeh در ‏12 مارس 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. rozbeh

    rozbeh romel کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    590
    تشکر شده:
    495
    جنسیت:
    مرد
    باید اِستاد و فرود آمد
    بر آستانِ دری که کوبه ندارد،
    چرا که اگر به‌گاه آمده‌باشی دربان به انتظارِ توست و
    اگر بی‌گاه
    به درکوفتن‌ات پاسخی نمی‌آید.
    کوتاه است در،
    پس آن به که فروتن باشی.
    آیینه‌یی نیک‌پرداخته توانی بود
    آنجا
    تا آراستگی را
    پیش از درآمدن
    در خود نظری کنی
    هرچند که غلغله‌ی آن سوی در زاده‌ی توهمِ توست نه انبوهی‌ِ مهمانان،
    که آنجا
    تو را
    کسی به انتظار نیست.
    که آنجا
    جنبش شاید،
    اما جُنبنده‌یی در کار نیست:
    نه ارواح و نه اشباح و نه قدیسانِ کافورینه به کف
    نه عفریتانِ آتشین‌گاوسر به مشت
    نه شیطانِ بُهتان‌خورده با کلاهِ بوقیِ منگوله‌دارش
    نه ملغمه‌ی بی‌قانونِ مطلق‌های مُتنافی. ــ
    تنها تو
    آنجا موجودیتِ مطلقی،
    موجودیتِ محض،
    چرا که در غیابِ خود ادامه می‌یابی و غیابت
    حضورِ قاطعِ اعجاز است.
    گذارت از آستانه‌ی ناگزیر
    فروچکیدن قطره‌ قطرانی‌ست در نامتناهی‌ ظلمات:
    «ــ دریغا
    ای‌کاش ای‌کاش
    قضاوتی قضاوتی قضاوتی
    درکار درکار درکار
    می‌بود!» ــ
    شاید اگرت توانِ شنفتن بود
    پژواکِ آوازِ فروچکیدنِ خود را در تالارِ خاموشِ کهکشان‌های بی‌خورشیدــ
    چون هُرَّستِ آوارِ دریغ
    می‌شنیدی:
    «ــ کاشکی کاشکی
    داوری داوری داوری
    درکار درکار درکار درکار...»
    اما داوری آن سوی در نشسته است، بی‌ردای شومِ قاضیان.
    ذاتش درایت و انصاف
    هیأتش زمان. ــ
    و خاطره‌ات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاهِ ادوار داوری خواهد شد.

    بدرود!
    بدرود! (چنین گوید بامدادِ شاعر:)
    رقصان می‌گذرم از آستانه‌ی اجبار
    شادمانه و شاکر.
    از بیرون به درون آمدم:
    از منظر
    به نظّاره به ناظر. ــ
    نه به هیأتِ گیاهی نه به هیأتِ پروانه‌یی نه به هیأتِ سنگی نه به هیأتِ برکه‌یی، ــ
    من به هیأتِ «ما» زاده شدم
    به هیأتِ پُرشکوهِ انسان
    تا در بهارِ گیاه به تماشای رنگین‌کمانِ پروانه بنشینم
    غرورِ کوه را دریابم و هیبتِ دریا را بشنوم
    تا شریطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدرِ همت و فرصتِ خویش معنا دهم
    که کارستانی از این‌دست
    از توانِ درخت و پرنده و صخره و آبشار
    بیرون است.
    انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
    توانِ دوست‌داشتن و دوست‌داشته‌شدن
    توانِ شنفتن
    توانِ دیدن و گفتن
    توانِ اندُهگین و شادمان‌شدن
    توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
    توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
    توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
    و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
    تنهایی
    تنهایی
    تنهایی عریان.
    انسان
    دشواری وظیفه است.

    دستانِ بسته‌ام آزاد نبود تا هر چشم‌انداز را به جان دربرکشم
    هر نغمه و هر چشمه و هر پرنده
    هر بَدرِ کامل و هر پَگاهِ دیگر
    هر قلّه و هر درخت و هر انسانِ دیگر را.
    رخصتِ زیستن را دست‌بسته دهان‌بسته گذشتم دست و دهان بسته
    گذشتیم
    و منظرِ جهان را
    تنها
    از رخنه‌ی تنگ‌چشمی‌ حصارِ شرارت دیدیم و
    اکنون
    آنک دَرِ کوتاهِ بی‌کوبه در برابر و
    آنک اشارتِ دربانِ منتظر! ــ
    دالانِ تنگی را که درنوشته‌ام
    به وداع
    فراپُشت می‌نگرم:
    فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود
    اما یگانه بود و هیچ کم نداشت.
    به جان منت پذیرم و حق گزارم!
    (چنین گفت بامدادِ خسته.)
     
    aramoon و pary royaee از این پست تشکر کرده اند.
  2. pary royaee

    pary royaee عاشقی رو با خدا دوس دارم و لا غیر کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏3 نوامبر 2013
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    8,655
    جنسیت:
    زن
    فرصت کوتاه بود و سفر جانکاه بود ....زیبا بود .مررررررسی
     
  3. همراز

    همراز عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 آگوست 2012
    ارسال ها:
    1,286
    تشکر شده:
    1,470
    جنسیت:
    مرد
    ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺭﻭﺩ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺍﯼ... ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
    ﭼﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺷﺖ... ﺍﮔﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ
    ﺑﺎﺷﯽ؟؟
    ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯽ... ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ
    ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺶ!
    ﻣﻦ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﺗﻮ ﺷﻌﺮ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ...
    ﺷﻌﺮﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺖ

    ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ...!
    ﺟﺒﺮﺍﻥ ﺧﻠﯿﻞ ﺟﺒﺮﺍﻥ
     
  4. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,833
    تشکر شده:
    5,128
    جنسیت:
    مرد
    زیبا بود مرسی-14-
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.