1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

در پی امید

شروع موضوع توسط rozbeh در ‏15 مارس 2014 در انجمن دیوان اشعار

  1. rozbeh

    rozbeh romel کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    590
    تشکر شده:
    495
    جنسیت:
    مرد
    زیستن
    و ولایتِ والای انسان بر خاک را
    نماز بردن؛
    زیستن
    و معجزه کردن؛
    ورنه
    میلادِ تو جز خاطره‌ی دردی بیهوده چیست
    هم از آن دست که مرگت،
    هم از آن دست که عبورِ قطارِ عقیمِ اَسترانِ تو
    از فاصله‌ی کویری میلاد و مرگت؟
    مُعجزه کن مُعجزه کن
    که مُعجزه
    تنها
    دست‌کارِ توست
    اگر دادگر باشی؛
    که در این گُستره
    گُرگانند
    مشتاقِ بردریدنِ بی‌دادگرانه‌ی آن
    که دریدن نمی‌تواند. ــ
    و دادگری
    معجزه‌ی نهایی‌ست.
    و کاش در این جهان
    مردگان را
    روزی ویژه بود،
    تا چون از برابرِ این همه اجساد گذر می‌کنیم
    تنها دستمالی برابرِ بینی نگیریم:
    این پُرآزار
    گندِ جهان نیست
    تعفنِ بی‌داد است.

    و حضورِ گرانبهای ما
    هر یک
    چهره در چهره‌ی جهان
    (این آیینه‌یی که از بودِ خود آگاه نیست
    مگر آن دَم که در او درنگرند) ــ
    تو
    یا من،
    آدمی‌یی
    انسانی
    هر که خواهد گو باش
    تنها
    آگاه از دست‌کارِ عظیمِ نگاهِ خویش ــ
    تا جهان
    از این دست
    بی‌رنگ و غم‌انگیز نماند
    تا جهان
    از این دست
    پلشت و نفرت‌خیز نماند.

    یکی
    از دریچه‌ی ممنوعِ خانه
    بر آن تلِّ خشکِ خاک نظر کن:
    آه، اگر امید می‌داشتی
    آن خُشکسار
    کنون اینگونه
    از باغ و بهار
    بی‌برگ نبود
    و آنجا که سکوت به ماتم نشسته
    مرغی می‌خوانْد.

    نه
    نومیدْمردم را
    معادی مقدّر نیست.
    چاووشیِ‌ امیدانگیزِ توست
    بی‌گمان
    که این قافله را به وطن می‌رساند.
     
    pary royaee از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.