1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

قیمت معجزه ...

شروع موضوع توسط sara** در ‏23 آوریل 2014 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. sara**

    sara** احساسی کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    3,283
    تشکر شده:
    3,675
    داستان : قیمت معجزه

    وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.
    [​IMG]
    سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.
    [​IMG]
    بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.
    [​IMG]

    داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟
    دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم.
    داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!!
    دختـرک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟
    داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم.
    چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟ [​IMG]
    مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟
    دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدی زد و گفت: آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!
    بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد.
    آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.
    [​IMG]
    فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.
    پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟

    [​IMG]
    دکتر لبخندی زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد.

    انسانیت گوهر گرانبهایی است كه گویی چندی است در این دیار سخت پیدا می شود.
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏23 آوریل 2014
    manijeh30, rezanik, aramoon و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. IRan

    IRan آدما بدن پسر ....آدم نشو... کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 دسامبر 2013
    ارسال ها:
    209
    تشکر شده:
    1,862
    جنسیت:
    مرد
  3. Mohandes BH

    Mohandes BH کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آوریل 2014
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    898
    جنسیت:
    مرد
    ای خداااااااااااااااااااا. زنده باد ب این دختر که هوای خونوادشو داره. زنده باد ب این دکتر ک هوای هموطنتشو داره.
     
  4. sara**

    sara** احساسی کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    3,283
    تشکر شده:
    3,675
    واقعا ای ول داره .....-95--95-
     
  5. Mohandes BH

    Mohandes BH کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آوریل 2014
    ارسال ها:
    292
    تشکر شده:
    898
    جنسیت:
    مرد
    از ایول هم ی چیزی بیشتر . هیییییییییییییییی
     
  6. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,833
    تشکر شده:
    5,128
    جنسیت:
    مرد
    انسانیت گوهر گرانبهایی است كه گویی چندی است در این دیار سخت پیدا می شود...-80-
     
  7. مهدیه

    مهدیه زمان که بگذره دیدت نسبت به خیلیا عوض میشه... کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آوریل 2014
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    1,260
    جنسیت:
    زن
    -41-دمشون گرم
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.