1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

معلم و سارا

شروع موضوع توسط .محمدرضا در ‏6 مه 2014 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ .... فارس پاتوقی طلایی

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,022
    جنسیت:
    مرد
    معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...

    دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

    معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:

    چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!

    دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم

    گفت:خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...

    اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...



    معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...

    و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد
     

    موضوعات مشابه

    Pari94, reza ghashghaee و zendegih از این پست تشکر کرده اند.
  2. kla

    kla کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏31 اکتبر 2013
    ارسال ها:
    130
    تشکر شده:
    200
    جنسیت:
    زن
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.