1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شعر1

شروع موضوع توسط saeed 31 در ‏18 مه 2014 در انجمن عشق و عاشقي

  1. saeed 31

    saeed 31 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2013
    ارسال ها:
    1,220
    تشکر شده:
    1,042
    جنسیت:
    مرد
    دیروز پس از مردن آدم برفی
    شد آب تمـــام تن آدم برفی
    امروز دوباره کودکــــی را دیـدم
    سرگرم به جان دادن آدم برفی
    او دگمه چشـم های زیبایش را
    می دوخت به پیراهن آدم برفی
    او شال ندارد نه ولی دستش را
    انداخته بر گـــــردن آدم برفـــــی
    خورشید طلوع کرد کودک برداشت
    آهسـته سر از دامن آدم برفــــــی
    هی برف به آفتاب می زد می گفت
    برگـــــرد بــــرو دشـــمن آدم برفــی




    قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم
    تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم
    حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و
    من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم
    تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا بروی
    من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم
    قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟
    يا در اين قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟
    شايد اين گونه خدا خواست مرا زجر دهد
    تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم
    شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من
    در پس پرده ايمان بــــه تــــو کافـــر باشـم
    دردم اين است که بايد پس از اين قسمت ها
    سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم




    اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
    حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
    دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
    تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم
    میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
    امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم
    دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
    می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم
    یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....
    میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟
    حتی قرار بود که من ابر باشم و
    باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم
    کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من
    اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم
    ......
    اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم
    باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم
    حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم
    عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم
    خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
    از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم
    بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت
    یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟





    کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید
    کسی تنهایی مارا نمی گرید
    دلم در حسرت یک دست
    دلم در حسرت یک دوست
    دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست
    و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
    کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
    کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را
    بگو ای دوست
    بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
    تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی
    تو حتی روزهای تلخ نامردی
    نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی
    من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت
    من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت
    من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد
    همان دریا که میگفتی
    که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت
    بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
    کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی






    غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی
    با من به جمع مردم تنها خوش آمـدی
    بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
    می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی
    راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
    ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی ...
    پایان ماجرای دل و عشق روشن است
    ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
    با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
    منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
    ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر
    دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی ...





    چقدر خواب ببینم که مال من شده ای
    و شاه بیت غزل های لال من شده ای
    چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض
    جواب حسرت این چند سال من شده ای
    چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟
    تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای
    چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم
    خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای
    هنوز نذر شب جمعه های من اینست
    که اتفاق بیفتد حلال من شده ای
    که اتفاق بیفتد کنارتان هستم
    برای وسعت پرواز بال من شده ای
    میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق
    تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای
    مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست
    عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای
     
    Last edited by a moderator: ‏19 مه 2014
    baranbahar, sara**, sanaz و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. ارامش

    ارامش کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 مه 2014
    ارسال ها:
    234
    تشکر شده:
    1,767
    جنسیت:
    زن
    واقعا قشنگ بود .مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.
     
  3. sara**

    sara** احساسی کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    3,283
    تشکر شده:
    3,675
    بسیار زیبا
     
  4. ghoghnuss

    ghoghnuss ghoghnuss کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏1 مارس 2014
    ارسال ها:
    193
    تشکر شده:
    153
    جنسیت:
    زن
    آفرین بسیار زیبا س . اینا دل نوشته خودته؟
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.